Uncharted: The Lost Legacy

9

نقد و بررسی بازی Uncharted: The Lost Legacy در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

دقایق پایانی آنچارتد 4، بسیار غم انگیز بود؛ بازی با یک سورپرایز داستانی بزرگ به پایان رسید اما هیچ تضمینی وجود نداشت که دیگر شاهد نسخه ای تازه باشیم و ناتی داگ هم از قبل تایید کرده بود که زمان بازنشستگی نیتن دریک و فاصله گرفتن از ماجراجویی های هیجان انگیزش فرا رسیده است. آنچارتد به عنوان یکی از برترین فرنچایزهای تاریخ پلی استیشن و میزبان یکی از نمادین ترین شخصیت های سرگرمی های تعاملی سونی، جای خاصی در دل طرفداران این کنسول دارد و خداحافظی با آن سخت به نظر می رسید.

با این حال، ناتی داگ هیچوقت مشخصاً نگفت که آنچارتد ادامه پیدا نمی کند و صرفاً نیتن دریک را در موقعیتی قرار داد که از ماجراجویی های خطرناکش خسته شده بود و می خواست دوران میانسالی خود را با خانواده اش سپری کند. اما حتی با در نظرگیری این موضوع، رونمایی از بسته الحاقی Lost Legacy یک سورپرایز بزرگ بود و توسعه هرچه بیشتر آن به مرور زمان، باعث شد حالا ما شاهد یک آنچارتد کامل دیگر باشیم که نمی توان نام بسته الحاقی را به آن داد و بیشتر شبیه به یک نسخه اسپین آف به نظر می رسد.

اسپین آف 40 دلاری Lost Legacy، از چند منظر شبیه به پلی است میان آنچارتد 4 و آنچارتدهای دیگری که ممکن است در آینده دور یا نزدیک ساخته شوند. استودیوی ناتی داگ در این نسخه، ضمن حفظ قواعد کلی این سری، دست به آزمون و خطا زده و به نظر می رسد که به دنبال بازخورد گیمرها و منتقدان نسبت به المان های تازه ای بوده که در این نسخه قرار گرفته اند و شاید در نسخه های بعدی، بسط داده شوند.

UNCHARTED-The-Lost-Legacy-Riverboat-Revelation-Cinematic-Trailer-3

اولین چیزی که درباره‌ی The Lost Legacy باید بگویم این است که نمی‌دانید چقدر خوشحال هستم که به این زودی با یک «آنچارتد» دیگر روبه‌رو می‌شویم. یا به عبارت دیگر با یک بازی جدید از ناتی‌داگ روبه‌رو می‌شویم.

من را یاد زمانی می‌اندازد که درست بعد از اینکه آلخاندرو گونزالس ایناریتو با فیلم «بردمن» برنده‌ی بهترین فیلم اسکار شد، خبر رسید که «ازگوربرخاسته»، فیلم بعدی این کارگردان زودتر از آن چیزی که فکرش می‌کردیم از راه می‌رسد. همین که این‌قدر زود پروژه‌ی جدیدی از سوی هنرمندان ناتی داگ دریافت می‌کنیم فارغ از هر چیز دیگری اتفاق کمیاب و هیجان‌انگیزی است که باید آن را دو دستی بچسبیم.

اما خود بازی چطور است؟ از The Lost Legacy انتظار چیز عجیب و غریبی نداشته باشید. حالا که نام ناتی‌داگ با پیشرفت گره خورده است و اینکه آنها قبلا با Left Behind، فرمول The Last of Us را تکمیل کردندوباره با کاراکترهایی که ترکیبی از خصوصیات یک ماجراجو، یک تاریخ‌شناس، یک جستجوگر، یک باستان‌شناس و یک جنگجو و تیرانداز حرفه‌ای هستند همراه می‌شویم. باز دوباره آنها قصد دارند رد عتیقه‌ای بسیار ارزشمند و غیرقابل‌دستیابی را بزنند. باز دوباره در جریان این ماموریت از شهرها و دنیاهای باستانی گم‌شده‌ی آخرالزمانی سر در می‌آورند. باز دوباره یک‌عالمه مزدور مسلح سر راهشان قرار می‌گیرند. باز دوباره یک ماشین زرهی مجهز به مسلسلی روی سقفش به‌‌طرز دیوانه‌واری تعقیبشان می‌کند.

Uncharted-Lost-Legacy-Review-Shot-(2)

باز دوباره  آنها قدم به درون معبدها و مقبره‌ها و گورستان‌ها و مخفیگاه‌های باستانی زیرزمینی می‌گذارند و داستان‌هایی را درباره‌ی اتفاقاتی که قرن‌ها قبل در آنجا افتاده است کشف می‌کنند. کماکان باید یک‌ سری معماهای محیطی پیچیده را حل کنید. هر از گاهی زیر پایتان خالی می‌شود و در حالی که زمان و زمین دارد در دور و اطرافتان فرو می‌ریزد، به‌طرز معجزه‌آسایی روی پله‌هایی که در حال سقوط است می‌دوید و در لحظه‌ی آخر دستتان را برای گرفتن دست رفیق‌تان دراز می‌کنید و بعد کاراکترها را در حال خندیدن به تجربه‌شان از روبه‌رو شدن با مرگ تماشا می‌کنید.

هنوز با طنابی متصل به یک قلاب بین زمین و هوا معلق می‌شوید. حتی کلویی هم از نظر حس ماجراجویی و بذله‌گویی‌اش و از لحاظ خصوصیات شخصیتی‌اش فرق چندانی با نیتن دریک نمی‌کند. نهایتا بازی با سکانس اکشنِ غول‌پیکری که تمام لازمه‌های سینمای بلاک‌باستری را تیک می‌زند به پایان می‌رسد.د به این معنی نیست که The Lost Legacy نیز قدم رو به جلوی بزرگی برای این استودیو محسوب می‌شود. اولین چیزی که باید درباره‌ی The Lost Legacy بدانید این است که بازی تقریبا فاقد ویژگی و سکانسِ متحول‌کننده‌ای است که تاکنون در مجموعه‌ی «آنچارتد» با آن روبه‌رو نشده باشید. مخصوصا از لحاظ مکانیک‌های گیم‌پلی و ست‌پیس‌های هالیوودی منحصربه‌ فرد.

Screen_Uncharted_TheLostLegacy_03_1480805720

دوباره با کاراکترهایی که ترکیبی از خصوصیات یک ماجراجو، یک تاریخ‌شناس، یک جستجوگر، یک باستان‌شناس و یک جنگجو و تیرانداز حرفه‌ای هستند همراه می‌شویم. باز دوباره آنها قصد دارند رد عتیقه‌ای بسیار ارزشمند و غیرقابل‌دستیابی را بزنند. باز دوباره در جریان این ماموریت از شهرها و دنیاهای باستانی گم‌شده‌ی آخرالزمانی سر در می‌آورند. باز دوباره یک‌عالمه مزدور مسلح سر راهشان قرار می‌گیرند.

باز دوباره یک ماشین زرهی مجهز به مسلسلی روی سقفش به‌‌طرز دیوانه‌واری تعقیبشان می‌کند. باز دوباره  آنها قدم به درون معبدها و مقبره‌ها و گورستان‌ها و مخفیگاه‌های باستانی زیرزمینی می‌گذارند و داستان‌هایی را درباره‌ی اتفاقاتی که قرن‌ها قبل در آنجا افتاده است کشف می‌کنند. کماکان باید یک‌ سری معماهای محیطی پیچیده را حل کنید. هر از گاهی زیر پایتان خالی می‌شود و در حالی که زمان و زمین دارد در دور و اطرافتان فرو می‌ریزد، به‌طرز معجزه‌آسایی روی پله‌هایی که در حال سقوط است می‌دوید و در لحظه‌ی آخر دستتان را برای گرفتن دست رفیق‌تان دراز می‌کنید و بعد کاراکترها را در حال خندیدن به تجربه‌شان از روبه‌رو شدن با مرگ تماشا می‌کنید.

هنوز با طنابی متصل به یک قلاب بین زمین و هوا معلق می‌شوید. حتی کلویی هم از نظر حس ماجراجویی و بذله‌گویی‌اش و از لحاظ خصوصیات شخصیتی‌اش فرق چندانی با نیتن دریک نمی‌کند. نهایتا بازی با سکانس اکشنِ غول‌پیکری که تمام لازمه‌های سینمای بلاک‌باستری را تیک می‌زند به پایان می‌رسد.

 32668231743_22bc4238db_k-1024x576

درست مثل بازی های The Left Behind ،The Last of Us و حتی آنچارتد 4، پایه های داستان سرایی لاست لگسی روی نوعی داینامیک وابسته به دیگری بنا شده؛ به این معنا که در تمام طول بازی، کلوئی و نادین یکدیگر را همراهی می کنند و دائماً تعاملات مختلفی با یکدیگر دارند. این تعاملات می تواند از رد و بدل کردن دیالوگ های مختلف تا همکاری با یکدیگر در مبارزات متغیر باشد و سبب شده تا در هر دقیقه، بازی حرفی برای گفتن داشته باشد و سکانس های گشت و گذار، به هیچ وجه خسته کننده نباشند.

صحبت از گشت و گذار شد. لاست لگسی یک بار دیگر مانند The Left Behind از بار اکشن بازی اصلی فاصله گرفته و خصوصاً در نیمه ابتدایی گیم پلی، توجه اش را بر ترغیب گیمر به کشف محیط، سپری کردن زمانش با نادین و آشنایی هرچه بیشتر با دو کاراکتر متمرکز کرده و بعد با تغییری 180 درجه ای، به سراغ نیمه دوم می رود که بار اکشن و پلتفرمینگ بیشتری دارد و حس و حال یک آنچارتد واقعی را منتقل می کند.

گذشته از چپتر نخست بازی، چند ساعت ابتدایی لاست لگسی در محیطی کاملاً Open-World دنبال می شود که حقیقتاً تغییری بزرگ برای آنچارتد به حساب می آید و کاملاً با پیش فرض ذهنی ما از گیم پلی خطی این سری تفاوت دارد. در این نقشه بزرگ، چندین فعالیت مختلف تعریف شده است که و باید در اقصی نقاط آن، به دنبال حل معماهایی باشید که به سنتی ترین شکلِ سری آنچارتد، در نهایت به باز شدن مسیری تازه و قرار گرفتن در محیطی منجر می شود که دیگر مثل ساعت های نخست باز نبوده و به داستان شکلی خطی می بخشد.

uncharted_lost_legacy_review_1.0

در نقشه جهان-باز ساعات ابتدایی، هیچ ترتیب مشخصی برای دنبال کردن ماموریت ها وجود ندارد و در عوض، از شما خواسته می شود تا به کمک یک اتومبیل و نقشه ای کاغذی، خودتان به عنوان یک جستجوگر گنج عمل کنید و هرطور که مایل هستید، به سراغ ماموریت ها بروید. این ساختار تازه، اگرچه در ابعاد چندان گسترده ای پیاده سازی نشده، اما برای ساعاتی کوتاه به ما نشان می دهد که یک آنچارتد جهان-باز ممکن است چه حس و حالی داشته باشد و با توجه به مکالمات دائمی و غیرخطی نادین و کلوئی با یکدیگر، باید گفت با ساختار جذابی طرف هستیم که می تواند تغییری بزرگ در آنچارتدهای بعدی ایجاد کند؛ البته با این فرض که یک روز دنباله ای برای این سری ساخته شود.

اما یکی از معدود ضعف های لاست لگسی، در پتانسیل های از دست رفته نقشه Open-World ظاهر می شود. همانطور که گفتیم، این نقشه آنقدرها بزرگ نیست اما باز هم بخش های خالی بسیار زیادی دارد و تنها استفاده ای که از این بخش های خالی شده، پنهان کردن گنج های کوچک و معروف سری آنچارتد در اقصی نقاط آنهاست که انصافاً به جز افرادی که در پی به دست آوردن تروفی پلاتینیوم هستند، هیچکس را به زیر پا گذاشتن متر به متر محیط ترغیب نمی کند.

شاید ساده ترین استفاده ای که می شد از این محیط داشت، قرار دادن گروهی از دشمنان در نقاط گوناگون و نه صرفاً محل معین ماموریت ها بود تا در میان اتومبیل رانی برای رسیدن از نقطه الف به نقطه ب، با چند موتورسوار نیز درگیر می شدید.

sgzc2t4c51bz

پس زمینه داستانی بازی که در هند دنبال می شود و کلوئی و نادین را به سرزمین های ناشناخته می کشاند، سبب شده تا به جرئت شاهد چشم نوازترین محیط های ممکن در تمام سری آنچارتد باشیم. نیمه دوم بازی که در شهری مدفون و باستانی دنبال می شود، پر شده از مناظری نفس گیر که با ادغام معماری های باستانی و طبیعت سرسبز هند، چشم را نوازش می دهند و کاری می کنند که یک بار دیگر کلاه مان را به احترام دستآوردهای فنی و هنری ناتی داگ برداریم.

از طرف دیگر توجه بسیار زیاد به جزییات باعث شده از نظر گرافیکی با شاهکاری مواجه باشیم که به ندرت طی چند سال اخیر دیده شده است؛ حتی روی کنسول پلی استیشن 4 استاندارد که آرام آرام به اواخر عمر خود نزدیک می شود و از قدرت پردازشی به مراتب بالاتر پلی استیشن 4 پرو برخوردار نیست.

به عنوان مثال، منبت کاری های ابنیه هندی جلوه ای بی نظیر به آنها بخشیده یا به مرور زمان، شاهد ایجاد زخم هایی روی دست کلوئی یا کثیف شدن ناخن های وی هستید. این سطح از جزییات شاید در ظاهر بسیار بی اهمیت به نظر برسد، اما تک تک آنها دست به دست یکدیگر داده اند تا با واقع گرایانه ترین آنچارتد تاریخ مواجه باشیم.

b288d2e4b08f69c24e2971bc04441ec5

زیبایی دیداری The Lost Legacy اما فقط به چهارتا تصویر زیبا خلاصه نشده است، بلکه تاثیر قابل‌توجه‌ای هم در گیم‌پلی دارد. چگونه؟ خب، یکی از قابلیت‌های منحصربه‌فرد کلویی عکس‌برداری با موبایلش است. در طول بازی مکان‌های کم و بیش مخفی زیادی برای عکس‌برداری از محیط‌های بازی وجود دارد. بازی این‌طوری مجبورتان می‌کند تا پایتان را از روی گاز بردارید و به جای پایین انداختن سرتان و رفتن به سراغ ماموریت‌ها، در محیط‌های بازی بچرخید و نقاط از پیش تعیین‌شده برای عکس‌برداری از آنها را پیدا کنید. چون بگذارید روراست باشم؛ همه‌ی ما دیوانه‌ی عکس گرفتن هستیم.

حالا می‌خواهد کوچه‌ پس‌ کوچه‌های پاریس باشد یا میدان آزادی خودمان یا جاده چالوس. همیشه برای عکس گرفتن وقت داریم. پس غیرمنطقی است اگر فکر کنیم کلویی بدون عکس گرفتن از کنار این بناها و سازه‌های باستانی عبور می‌کند. و محیط‌های بازی آن‌قدر زیبا هستند که واقعا مجبورتان می‌کنند نتوانید بدون عکس گرفتن آنها را نادیده بگیرید. پس ناتی‌داگ به‌طرز هنرمندانه‌ای از گرافیک به عنوان وسیله‌ای برای افزایش کیفیت گیم‌پلی استفاده کرده است و این‌طوری به حس ماجراجویانه‌ و اکتشافی بازی افزوده است. به این می‌گویند انسجام و درهم‌تنیدگی بخش‌های جداگانه‌ی یک بازی که ناتی‌داگ تاکنون در رعایت آن استاد بوده است و The Lost Legacy هم قدم رو به جلوی دیگری در این زمینه برای آنها محسوب می‌شود.

31422061345_46a7304836_o

روی هم رفته The Lost Legacy از لحاظ گیم‌پلی چیز تازه‌ای برای عرضه ندارد و همه‌چیز به تکرار عناصر آشنای مجموعه خلاصه شده است؛ به‌طوری که در یک ساعت اول بازی که در مناطق جنگ‌زده‌ی هند جریان دارد، فرمول‌محور بودن بازی کمی آزاردهنده است. اما همین که کاراکترها از شهر بیرون می‌آیند و قدم به محیط‌های وسیع‌تر جنگلی می‌گذارند، بازی آرام آرام خودش را پیدا می‌کند و به مرور منسجم‌تر و هیجان‌انگیزتر می‌شود و حتی با خلاقیت‌های جزیی‌اش مثل تمرکز روی گشت‌ و گذار  و حل معماهای چالش‌برانگیز که برخی از بهترین‌های کل مجموعه هستند به جای اکشن، هویت خاص خودش را هم به دست می‌آورد.


نقات قوت

  • -کلویی فریز چیزی از نیتن دریک کم و کسر ندارد
  • -پرداخت یک رابطه‌ی قوی بین کلویی و ندین
  • -اجرای کم‌نقص فرمول گیم‌پلی آشنای آنچارتد
  • -تمرکز بیشتر روی گشت و گذار و اکتشاف
  • -طراحی معماهای خلاقانه و چالش‌برانگیز
  • -سکانس اکشن پرده‌ی آخر

نقات ضعف

  • -ریتم بازی در یک ساعت اول کمی کند و فرمول‌زده است
  • -بعضی اکشن‌ها از سناریوی خوبی بهره نمی‌برند

ویدیو هایی از بازی Uncharted: The Lost Legacy


iRev.ir-Line1-6

بررسی زومجی : بررسی بازی Uncharted: The Lost Legacy

بررسی بازی سنتر : نقد و بررسی Uncharted: The Lost Legacy

 بررسی دیجیتالو : بررسی بازی Uncharted: The Lost Legacy؛ میراث نیتن دریک

اولین کسی باشید که یک دیدگاه ارسال میکند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *