The Last Guardian

8

نقد و بررسی بازی The Last Guardianدر مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

افسانه ها همواره جزئی جداناپذیر از زندگی ما بوده اند. انسان هایی با اهداف خیر در تقابل با موجودات پلید، مردان و زنانی با نیروهای فرابشری و حیوانات اسطوره ای، همه و همه پدید آمده اند تا به زندگی ما جذابیت و هدف ببخشند؛ و مهم نیست که آنها را باور می کنیم یا خیر، همواره در اعماق ذهنمان می خواهیم بپذیریم که چنین افسانه هایی وجود دارند و زندگی، پیش از ما انسان های مدرن، رنگ و بویی اسطوره ای تر داشته؛ شاید با چاشنی خیالی بیشتر و روزمرگی کمتر.

1482184168-the-last-guardian

افسانه ها تنها داستان هایی ساخته و پرداخته نویسندگان بزرگ نیستند، آنها با فرهنگ، اعتقادات و جوامع ما در آمیخته اند و شاید گاه چندان مهم جلوه نکنند، اما هویت غایی ما را شکل می دهند. این داستان ها به ما یاد می دهند چطور زندگی کنیم، چطور با چالش های بزرگ مواجه شویم و چطور خود به افسانه تبدیل شویم.

The Last Guardian هم در بطن خود، چنین داستان ارزشمندی را روایت می کند؛ اما با این تفاوت که هرچه در بازی پیش می روید، همه چیز شکلی واقع گرایانه تر به خود می گیرد و به جایی می رسد که دیگر تشخیص مرز میان واقعیت و افسانه دشوار می شود.

 The Last Guardian™_20161129094248همه چیز در غاری کوچک آغاز می شود. پسرکی کوچک از گوشه غاز بر می خیزد و خود را در کنار موجودی غول آسا اما به بند کشیده شده می یابد. بنایی در حال فروپاشی در سمت راست، برکه ای کوچک و تاریک در میان و باریکه های نوری که از سقف غار به درون آن می تابند. همه چیز برای آغازی حماسی آماده است و هر آن، امکان دارد اتفاقی غیرقابل پیش بینی رخ دهد.

پسرک، هنگامی که مونولوگ های مردی میانسال در حال شرح آن چیزی است که در ذهنش می گذرد، تصمیم می گیرد به حیوان نزدیک شود اما غرشی تهدیدآمیز از درد و تهدید، او را به فرار وا می دارد. شاید بهترین گزینه، برقراری ارتباط با حیوان باشد و شاید بهترین کار برای ایجاد این ارتباط، یافتن غذایی برای حیوان باشکوه که از درد به خود می پیچد.

نیزه هایی به رنگ مشکی و ارغوانی در بدن حیوان دیده می شوند، نیزه هایی که تا اعماق بدن آن فرو رفته اند و مجال نفس کشیدن نمی دهند. پسرک نیزه ها را از بدن حیوان خارج می کند اما پیچ و تاب بدن موجود دردمند، وی را به گوشه ای پرتاب کرده و از هوش می برد. یکبار دیگر چشم ها باز می شوند و این بار، می توان حیوان را دید که آرام گرفته است اما در چشمان زیبایش، احساس خطر و ترس موج می زند.

the-last-guardian-ps4-review-8

15 دقیقه آغازین The Last Guardian -که مهم ترین دقایق بازی برای شناساندن ماهیت یک بازی به مخاطب برشمرده می شود- شکلی شکوه مندانه دارد. مخاطب به خوبی در می یابد که قرار است با موجودی متفاوت از هرآنچه که در مدیوم بازی های ویدیویی دیده شده تعامل داشته باشد و البته این سفر، چندان آسان نخواهد بود.

افزون بر این، The Last Guardian مثل هر افسانه دیگری، نیازی به توجیح خود نمی بیند و مخاطب را به ناگاه در داستان غرق می کند. هیچ افسانه ای با اتفاقات معمولی آغاز نمی شود و با اتفاقات معمولی هم پایان نمی یابد؛ آنها قرار نیست منطقی باشند، این ذات سفر است که اهمیت دارد و باید فارق از نقطه آغاز و پایان، صرفاً در لحظه بود.

 1481479091-the-last-guardian-tm-20161211163923

القای چنین مفاهیمی در چنین مدت زمان کوتاهی، مشخصاً از عهده هر توسعه دهنده ای بر نمی آید و دقیقاً از همین نقطه می توان دریافت که The Last Guardian می خواهد چیزی فراتر از یک بازی ویدیویی معمولی باشد.

«تریکو» -که تنها المان قابل درک داستان به شمار می رود- موجودی است عظیم که بسیاری از ویژگی های شخصیتی خود را از پرندگان، گربه ها و سگ ها قرض گرفته. پوزه بلند و گوش های تیز سگ به همراه استخوان بندی و دم گربه و بدنی که همچون پرندگان، با پر پوشانده شده است.

نخستین صفحه بارگذاری بازی، طرح هایی از حیواناتی خیالی مانند اژدها و اسب تک شاخ را نشان می دهد و در آخر، تریکو روی صفحه به نمایش در می آید؛ تلاشی واضح برای آنگه گیمر دریابد تریکو هم از دل افسانه ها بیرون آمده. اما جالب اینجاست که با پیشروی در بازی، تریکو دائماً خلق و خوی خود را بیشتر به نمایش می گذارد و متوجه می شوید تفاوت چندانی با یک حیوان واقعی در دنیای واقعی ندارد.

The Last Guardian™_20161129234704

ما، تریکو و پسرک ناخواسته وارد ماجرایی می‌شویم که سرشار از ناگفته‌هاست و وقتی هم که به چیزی شبیه جواب می‌رسیم، تنها سوال‌های بیشتری ذهنمان را مشغول می‌کند. دنیای آخرین نگهبان بی‌رحم نیست اما سخت‌گیر و جدی است و برای رسیدن به رهایی، باید چالش‌های زیادی را از سر بگذارنیم.

این چالش‌ها در قالب، معما و مبارزه مطرح می‌شوند. بخش عظیمی از بازی از معما تشکیل شده و جنبه‌های ماجراجویی و پلتفرمینگ بازی همه در خدمت حل کردن پاز‌ل‌های بازی هستند. این پازل‌ها می‌توانند به راحتی پایین کشیدن یک دستگیره یا به سختی مدت‌ها انتظار برای یک حرکت دست از سمت تریکو باشند. معماها تقریباً همیشه راه حلی منطقی دارند اما باید حسابی محیط را کنکاش کنید و کوچک‌ترین اشیا را از زیر نظر بگذارید. گاهی پیدا کردن راه درست برای پیشروی به منطقه‌ی بعد خود یک معما می‌شود و آنقدر باید در محوطه‌ی یک قلعه بچرخید تا شاید راه باریکی برای عبور پسرک پیدا کنید. گاهی هم باید روی تریکو سوار شوید و محیط را از زاویه‌ی دید او بررسی کنید تا راه خروج را پیدا کنید.

شرایط اما در محیط‌های بسته سخت‌تر هم می‌شود. به علت جثه‌ی بزرگ تریکو، اگر سقف کمی کوتاه باشد و تقریباً دیگر دوربین را نمی‌توانید کنترل کنید. بعضی مواقع‌ واقعاً باید حدس بزنید بدن پسرک به چه سمتی قرار گرفته تا بتوانید بفهمید استیک کنترلر را به کدام سمت بچرخانید. باعث تأسف است که در چنین تجربه‌ی بی‌نظیری، چنین مشکلات پیش پاافتاده‌ای روی کیفیت بازی تأثیر می‌گذارند و آخرین نگهبان را از تبدیل شدن به یک بازی کامل باز می‌دارند. واقعاً کنترل دوربین و شخصیت اصلی چیزی نیست که در سال ۲۰۱۶ یک چالش برای سازنده‌ها به شمار برود، اما اعضای ژاپن استودیو و جن‌دیزاین ظاهراً همه‌ی همت خود را روی طراحی هوش مصنوعی تریکو، خلق رابطه‌ی معنادار و صد البته استایل هنری منحصر به فرد گذاشته‌اند.

The-Last-Guardian

بعد از اینکه پسرک و تریکو زمانی کافی با هم گذراندند و با یکدیگر خو گرفتند، می‌توانید به او دستورهای ساده‌ای بدهید تا شاید گوش فرادهد و در رد کردن موانع کمکتان کند. تریکو با هوش مصنوعی شناورش درست مانند یک حیوان واقعی عمل می‌کند و نباید انتظار داشته باشید همیشه حرفتان را گوش کند. این سرپیچی‌ها و بازیگوشی‌ها تنها تا زمانی بامزه است که بعد از دقایق طولانی بالاخره راه حل یک معما را پیدا کرده‌اید و حالا باید به تریکو دستور بدهید تا کار خاصی بکند یا جای خاصی بایستد. اینجا دیگر فقط می‌خواهید از بخش رد شوید و جلوتر روید اما تریکو بازی‌اش گرفته و قصد همکاری ندارد. با اینکه این لحظات ماهیت اصلی بازی را تشکیل می‌دهند، اما گاهی واقعاً خسته‌کننده می‌شوند و دیگر کاسه‌ی صبر گنجایش منتظر ماندن ندارد.

The Last Guardian™_20161130153304.در کنار معماهای گاه طاقت‌فرسا، نگهبانان قلعه یا «لباس‌زره‌ای‌ها» هم هستند که کافی است از جلویشان رد شوید تا سراغتان بیایند. پسرک در برابر آن‌ها کاملاً بی‌دفاع است و تنها کاری که می‌تواند انجام دهد این است که از دست آن‌ها فرار کند تا تریکو سر برسد و با پنجه‌های زره‌های توخالی‌ آن‌ها را له کند. هنگامی که یکی از این نگهبان‌ها پسرک را می‌گیرد، او را به دریچه‌ای اسرار‌آمیز می‌برد که در نزدیک‌ترین دیوار ظاهر می‌شود. در این شرایط باید تمام دکمه‌های کنترلر را مدام فشار دهید تا طلسم آن‌ها باطل شده و روی زمین بیافتند.

The-Last-Guardian™_20161207160056

مکانیزم گیم‌پلی برای بازی با پسرک بسیار ساده است و تشکیل شده از پرش و دستور دادن به تریکو. در حقیقت این رابطه بین پسرک و تریکو است که در مرکزیت گیم‌پلی قرار می‌گیرد، نه دستورات عجیب و غریب و پیچیده بر روی کنترلر کنسول! بعد از مدتی بصورت ناخودآگاه شروع به ارتباط برقرار کردن با تریکو خواهید کرد. موجودی که به قدری طبیعی و باورپذیر ساخته شده که از دیدن آن تعجب خواهید کرد. به شخصه تجربه لحظاتی را داشتم که حس می‌کردم جادو و جنبلی در این بازی قرار گرفته تا بتواند تریکو را اینگونه به رفتار طبیعی وادار کند! او دقیقا همانند یک حیوان خانگی از خود رفتارهای مختلفی نشان می‌دهد که واقعا تحسین برانگیز هستند. جزئیات انیمیشن‌ها، هوش مصنوعی و حالات روحی تریکو به قدری وسواس گونه طراحی شده‌اند که گاها شاید تا چند دقیقه بازی را رها کرده و به تماشای رفتار او خیره شوید! در ادامه بازی تریکو رفتار پسرک را یاد می‌گیرد و حالا می‌توانید به او یک سری دستورات ساده مثل حرکت، پرش و حمله و … را بدهید که در روند بازی به شما کمک خواهند کرد.

از اینجا رابطه شما عمیقتر می‌شود و دیگر نخواهید توانست از تریکو دل بکنید. چشمان مظلوم تریکو هنگامی که از شما طلب غذا می‌کند و یا واکنش‌های سراسیمه او برای نجات پسرک در هنگام خطر واقعا قابل تحسین هستند. به واسطه تریکو می‌توانید به مکان‌های بلند دسترسی پیدا کنید و از بعضی از مکان‌های صعب‌العبور بگذرید؛ پاز‌ل‌ها را حل کرده و راه را برای ادامه دادن محیا کنید. او همیشه در کنارتان هست و همانند یک دوست و همراه صمیمی مراقب شماست و در مقابل پسرک هم وظایفی در این رابطه بر دوش دارد. لحظاتی وجود دارند که تریکو آزرده خاطر شده و از چیزی می‌ترسد، اکنون وظیفه پسرک است که با لمس تریکو و گفتن نجوایی آهسته، او را آرام کند! این گونه رابطه‌ها از ابتدا تا پایان بازی با شما همراه خواهند بود. لحظات پرتنش و هیجان‌انگیر و پراحساسی در این ماجراجویی در انتظار شما هستند.

tumblr_ojva3sY7Eq1un91c8o1_1280

گرافیک بازی با اینکه برای نسل قبل طراحی شده بود، بسیار زیبا است و اصلا حس و حال قدیمی بودن نمی‌دهد و حتی به جرئت می‌تواند با خیلی از عناوین نسل هشتمی رقابت کند! از منظر تکنیکی در بعضی از مکان‌های خیلی معدود تجربه افت فریم خواهید داشت اما مطمئن باشید این افت فریم‌ها طوری نیستند که به تجربه شما از بازی لطمه‌ای وارد کنند. سایه زنی‌ها و نورپردازی برروی گیاهان و درخت‌ها واقعا زیبا دیده می‌شوند و کاملا در خورد این نسل هستند. همانطور که بالاتر هم اشاره کردم انیمیشن‌های تریکو واقعا تحسین برانگیز هستند. در کنار او پسرک نیز از این قاعده مستثنی نیست و شاهد انیمیشن‌های بسیار زیبا از او هستیم. هنگاه دویدن و یا پایین رفتن از پله‌ها مطمئنن این انیمیشن‌ها شمارا تحت تاثیر قرار داده و گاها لبخند رضایت را بر لبانتان خواهد نشاند!


نقات قوت

  • – تجربه‌ای تأثیرگذار، منحصر به فرد و به‌یادماندنی
  • – رابطه‌ی معنادار و ملموس پسرک و تریکو
  • – داستان ساختاریافته با پایان‌بندی قوی
  • – معماهای چالش‌برانگیز و درگیرکننده
  • – گرافیک هنری فوق‌العاده
  • – موسیقی دلنشین

اولین کسی باشید که یک دیدگاه ارسال میکند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *