Moonlight

7.5

نقد و بررسی فیلم Moonlight در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

این روزها به هرجایی که نگاه کنید فیلم Moonlight، نامزد بهترین فیلم اسکار 2017 را با واژه‌های بزرگی توصیف می‌کنند. از این می‌گویند که «مهتاب» خودِ سینماست. که فیلم بری جنکینز سینما را در ناب‌ترین و عمیق‌ترین شکلش به نمایش می‌گذارد. که این درام، زیبایی و قدرت سینما را در دو ساعت خلاصه کرده است. حالا که فیلم را دیده‌ام باید بگویم همه‌ی اینها به‌علاوه‌ی هزارتا تعریف و تمجید قلنبه‌سلنبه‌ی دیگر درباره‌ی این فیلم درست است.

Moonlight-2016-Front-Cover-116449

شیرون کودکی است که در میامی در حال بزرگ شدن می باشد و بخاطر درونگرا بودن، اکثر هم سن و سالانش درک درستی از او ندارند. به طوری اتفاقی و از روی شانس او با جوانی به نام خوان (مارشلا علی) برخورد می کند، یک فروشنده ی مواد مخدر و کسی که سعی دارد تا حامی این پسر جوان باشد، در غیاب پدرش، شیرون با مادر خود پائولا (نائومی هریس) زندگی می کند و به همراه او برای ادامه ی زندگی تلاش می کند. با گذشت زمان شیرون بزرگ می شود، ولی هنوز دانش آموزان دیگر سعی در آزار و اذیت او دارند و شیرون می کوشد تا هویت جدیدی برای خود بسازد.

8a9b56e91cdfd5f25967c2b89b2ae580

فیلم از نظر دنبال کردن برخی از مهم‌ترین لحظات زندگی یک پسربچه تا بزرگسالی خیلی شبیه به «پسرانگی» ریچارد لینک‌لیتر است، اما شباهت این دو فیلم همین‌جا به پایان می‌رسد. در حالی که «پسرانگی» گشت‌و‌گذاری نوستالژیک و بعضا مالیخولیایی در زندگی میسون است، «مهتاب» اما سیاه و دردآور است. حتی در زیباترین لحظات فیلم هم اندوه و لذتی فانی حکمرانی می‌کند. شایرون پسربچه‌ی ۹ ساله‌ای است که به ندرت حرف می‌زند و هیچ‌وقت احساس امنیت و آرامش نمی‌کند.

اولین‌بار وقتی با او آشنا می‌شویم که خوآن (ماهرشالا علی) او را در حالی که از دست گروهی از بچه‌ها که اذیتش می‌کنند فرار کرده در یک آپارتمانِ خالی از سکنه و خراب پیدا می‌کند. زندگی روتین شایرون به دو بخش تقسیم می‌شود؛ مورد آزار قرار گرفتن توسط قلدرهای مدرسه و دوباره مورد آزار قرار گرفتن توسط مادر معتادش. شایرون خیلی زود آرامش نداشته‌اش را در کنار خوآن و نامزدش ترسا پیدا می‌کند و آنها به‌طور غیررسمی به والدین ناتنی‌اش تبدیل می‌شوند. آنها مکانی برای ماندن و خوابیدن برای شایرون فراهم می‌کنند، شکمش را سیر می‌کنند و با صبر و حوصله‌ای با او رفتار می‌کنند که از فرد دیگری دیده نمی‌شود.

Moonlight-1-1

این پسربچه طوری برای مدت بسیار طولانی‌ای مورد آسیب‌های روانی قرار گرفته که خوآن و ترسا نمی‌توانند به این سادگی‌ها او را به حالت قبلی‌اش برگردانند و معصومیت نابودشده‌اش را ترمیم کنند، اما حداقل وضعیت او در کنار آنها بهتر از هرجای دیگری است که می‌شناسد. در جایی از پرده‌ی اول، خوآن به شایرون می‌گوید که این خودش است که باید در برابر تمام آشفتگی‌های زندگی‌اش انتخاب کند که چه کسی می‌خواهد باشد. این خودش است که باید هویت واقعی خودش را پیدا کند و نباید اجازه بدهد فرد دیگری این کار را برای او انجام بدهد. از اینجا به بعد دنباله‌روی داستان پسری هستیم که می‌خواهد هویتش را در جامعه‌ای به دست بیاورد که این اجازه را به او نمی‌دهد.

فیلم از نظر دنبال کردن برخی از مهم‌ترین لحظات زندگی یک پسربچه تا بزرگسالی خیلی شبیه به «پسرانگی» ریچارد لینک‌لیتر است، اما شباهت این دو فیلم همین‌جا به پایان می‌رسد. در حالی که «پسرانگی» گشت‌و‌گذاری نوستالژیک و بعضا مالیخولیایی در زندگی میسون است، «مهتاب» اما سیاه و دردآور است. حتی در زیباترین لحظات فیلم هم اندوه و لذتی فانی حکمرانی می‌کند. شایرون پسربچه‌ی ۹ ساله‌ای است که به ندرت حرف می‌زند و هیچ‌وقت احساس امنیت و آرامش نمی‌کند. اولین‌بار وقتی با او آشنا می‌شویم که خوآن (ماهرشالا علی) او را در حالی که از دست گروهی از بچه‌ها که اذیتش می‌کنند فرار کرده در یک آپارتمانِ خالی از سکنه و خراب پیدا می‌کند.

170214191337-moonlight-movie-exlarge-169

زندگی روتین شایرون به دو بخش تقسیم می‌شود؛ مورد آزار قرار گرفتن توسط قلدرهای مدرسه و دوباره مورد آزار قرار گرفتن توسط مادر معتادش. شایرون خیلی زود آرامش نداشته‌اش را در کنار خوآن و نامزدش ترسا پیدا می‌کند و آنها به‌طور غیررسمی به والدین ناتنی‌اش تبدیل می‌شوند. آنها مکانی برای ماندن و خوابیدن برای شایرون فراهم می‌کنند، شکمش را سیر می‌کنند و با صبر و حوصله‌ای با او رفتار می‌کنند که از فرد دیگری دیده نمی‌شود. این پسربچه طوری برای مدت بسیار طولانی‌ای مورد آسیب‌های روانی قرار گرفته که خوآن و ترسا نمی‌توانند به این سادگی‌ها او را به حالت قبلی‌اش برگردانند و معصومیت نابودشده‌اش را ترمیم کنند، اما حداقل وضعیت او در کنار آنها بهتر از هرجای دیگری است که می‌شناسد.

در جایی از پرده‌ی اول، خوآن به شایرون می‌گوید که این خودش است که باید در برابر تمام آشفتگی‌های زندگی‌اش انتخاب کند که چه کسی می‌خواهد باشد. این خودش است که باید هویت واقعی خودش را پیدا کند و نباید اجازه بدهد فرد دیگری این کار را برای او انجام بدهد. از اینجا به بعد دنباله‌روی داستان پسری هستیم که می‌خواهد هویتش را در جامعه‌ای به دست بیاورد که این اجازه را به او نمی‌دهد.

screen-shot-2016-11-17-at-8-27-29-am

«مهتاب» درباره‌ی بحران هویت یک سیاه‌پوست نیست، بلکه درباره‌ی بحران هویت همه‌ی انسان‌ها با هر رنگ پوست و فرهنگ و تمایلاتی است. بزرگ‌ترین دستاورد فیلم این است که هیچ‌وقت شعارزده نمی‌شود و سعی نمی‌کند موضوع ملتهب مرکزی‌اش را با عصبانیت فریاد بزند. اگر این‌طور بود هیچ‌وقت نمی‌شد «مهتاب» را به عنوان خود سینما توصیف کرد. «مهتاب» فیلمی است که پیچیده‌ترین و عمیق‌ترین تم‌هایش را فقط و فقط از طریق شخصیت‌پردازی کاراکترهایش منتقل می‌کند. «مهتاب»‌ یک نمونه از آن فیلم‌هایی است که دست به هیچ کاری برای اشاره‌ی مستقیم به مضمون و پیام اصلی‌اش نمی‌زند. اما تمام بازی‌ها، تمام نماها، تک‌تک قطعات موسیقی و همه‌ی لوکیشن‌ها طوری کنار همه چیده شده‌اند که به جای درس اخلاق دادن به تماشاگران، آنها را وارد زندگی شخصیت اصلی کنند.

شایرون خیلی تلاش می‌کند تا به حرف خوآن گوش کند و هویتش را پیدا کند. اما مگر می‌شود. حتی وقتی سر او توی لاک خودش است، دیگران اجازه نمی‌دهند او به حال خودش بماند و به درد خودش بسوزد. این فشارها آن‌قدر روی هم جمع می‌شوند و جمع می‌شوند که ناگهان سد ترک می‌بردارد، سد می‌شکند، آب سرایز می‌شود و همه‌چیز را با خودش نابود می‌کند. آیا می‌توان این سد را از دوباره ساخت؟ سوال بهتر این است که اصلا چرا باید ساخت. برای اینکه دوباره مورد فشار قرار بگیرد و خراب شود؟ نه، بگذار خراب بماند. تمام اینها به جایی ختم می‌شود که در پرده‌ی سوم فیلم با شایرونی روبه‌رو می‌شویم که داد می‌زند که شایرون نیست.

شایرون هیچ‌وقت پسربچه‌ای نبوده که به دنبال به هم زدن بدنی عضله‌ای، به گردن انداختن گردنبندی طلایی و سوار شدن در ماشین پرزرق‌و‌برقی باشد. کاملا مشخص است که تمام اینها نقابی برای مخفی نگه داشتن اندوهی است که در اعماق وجودش شعله می‌کشد. شایرون نمی‌خواست به یکی از «آنها» تبدیل شود، اما حالا یکی از «آنها»ست. فقط به خاطر اینکه چیزی به جز این در چنین جامعه‌ای مورد قبول نیست. او برای اینکه مورد احترام قرار بگیرد و برای اینکه دیگران از او حساب ببرند، باید ادای قلدرها را در بیاورد و مثل آنها لباس بپوشد و حرف بزند. خودش می‌داند که این آدم هویت واقعی‌اش نیست. اما چاره‌ی دیگری ندارد.

Moonlight-3

بازیگران مکمل فیلم نیز در نقش های خود حضور برجسته ای داشته اند. مارشلا علی که در فیلم مهتاب و سریال لوک کیج حضور داشت، سال موفقی را پشت سر گذاشت، آندره هلند نیز حضور پر شور و موثری در فیلم داشت. نائومی هریس نیز در نقش مادر شیرون که به کراک معتاد است، عملکرد قابل قبولی داشته است و از جمله بازیگران دیگر می توان به جانل مانه دوست دختر خوان، ترزا اشاره کرد که حضورش در فیلم قانع کننده بوده و در طول چند صحنه برخوردهایی مناسبی با شیرون داشته است.

موضوع غنی و روایت عالی و کارگردانی هنرمندانه بری جنکیز باعث شده است تا Moonlight (مهتاب) به یکی از بهترین فیلم های سال ۲۰۱۶ بدل شود و اگرچه جنکینز ۸ سال از کارگردانی فیلم های بلند به دور بوده است، اما مطمئنا این فیلم جایگاه ویژه و اعتبار بالایی در حرفه ی او دارد. ممکن است فیلم او مخاطبان زیادی نداشته باشد، اما جنکینز و فیلم مهتاب لایق کسب جوایزی در خور خود هستند و می توان از آن به عنوان فیلمی که ارزش دیدن را دارد، یاد کرد.


ویدیو هایی از فیلم Moonlight


iRev.ir-Line1-6

بررسی زومجی : نقد فیلم Moonlight – مهتاب

بررسی نقد فارسی : Moonlight (مهتاب)

بررسی بیا تومگ : نقد و بررسی فیلم Moonlight (مهتاب)

اولین کسی باشید که یک دیدگاه ارسال میکند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *