Bloodborne

9

نقد و بررسی بازی Bloodborne در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

زمانی که بازی Demon Soul’s در سال ۲۰۰۹ عرضه شد، به دلیل سختی بیش از حدی که داشت و به‌صورت مداوم گیمرها را به‌خاطر اشتباهاتشان مجازات می‌کرد، نتوانست بازار بزرگی را از آن خود کند. با این حال استودیو فرام سافت‌ور ناامید نشد و با سری Dark Soul’s نشان داد که هنوز هم گیمرهایی وجود دارند که با آغوش باز پذیرای چالش بیش از حد در بازی‌های ویدیویی باشند. پس از ساخت دو نسخه از این سری، سونی و فرام سافت‌ور باری دیگر با همکاری یکدیگر تیمی را تشکیل دادند و بنابر عقیده‌ی من، «بهترین» نسخه از سری Soul را روانه بازار کردند.

2017-03-01_58b725090740c_Bloodborne2015USAPS4Cover

در همین ابتدا باید به شما بگویم که به راحتی می‌توان از بررسی جزئیات داستان Bloodborne  گذشت، چرا که قصه اصلی بازی حکایت یک غریبه در یک شهر ناشناخته است که با هر شکل ممکن سعی می‌کند از اتفاقات پیش رو زنده بماند. زمانی که بازی را آغاز می‌کنید، هیچ اطلاعی از دنیای اطراف خود و خطراتی که در اتاق بعدی شما را تهدید می‌کند ندارید و همین مسئله هیجان کاوش را در بازی دوچندان می‌کند. با نفرینی که گریبان‌گیر مردم شده، اکثر آن‌ها در حال تبدیل شدن به هیولاهایی وحشتناک هستند و زمانی که با برخی از دشمنان بازی برخورد می‌کنید، هنوز ذات یک انسان و حرکات آن ها را در ظاهر به هیولا تبدیل شده‌شان تماشا می‌کنید.

bloodborne-yharnam

 مورد اولی که باید به آن پرداخت سیستم مبارزه بازی است. در «بلادبورن» شاهد همان سیستم مبارزه آشنای قدیمی هستیم. یک لوله قرمز و یک لوله سبز، که اولی نشان دهنده میزان سلامتی بازیکن و دیگری مقدار توان باقی‌مانده‌اش برای انجام حرکات رزمی و جابه‌جایی‌ را نشان می‌دهد. جای «سول»‌ با «بلاد اکو» (Blood Echo) عوض شده، اما همان وجه رایجی است که برای خرید تجهیزات و ارتقای شخصیت به کار می‌رود. در کنار این‌ شمایل آشنا چند تغییر بزرگ و کوچک هم به چشم می‌خورند؛ اول اینکه باید با نقش پررنگ سپرها خداحافظی بکنید.

Hunter_Saw_Cleaver_Scourge_Beast

میازاکی برای طراحی این نسخه از دوران ویکتوریا استفاده کرده است و با طراحی دشمنان، گیم‌پلی سخت بازی و حس کاوش، اتمسفری خوفناک را برای کاربران رقم زده است. اگرچه در طراحی لبه محیط‌ها کم‌کاری شده است، اما طراحی کلی و گرافیک بصری بازی یکی از زیباترین بازی‌های نسل هشتم و بهترین بازی ساخته شده از فرام سافت‌ور در این زمینه را رقم زده است. طراحان فرام سافت‌ور در طراحی محیط‌ها و دشمنان وسواس  زیادی به خرج داده‌اند و حس ترس را در دوران ویکتوریا بازی افزایش داده‌اند.

اگرچه ویژگی‌های بصری بازی یکی از بهترین‌ها در سبک خود است، اما مانند بازی‌های قبلی فرام سافت‌ور، باز هم شاهد مشکلات تکنیکی در گرافیک بازی هستیم. در برخی از صحنه‌های شلوغ، افت‌فریم مانع عکس‌العمل سریع می‌شود و از آن‌جا که بلادبورن بازی سریع‌بودن و عکس‌العمل‌های سریع است، همین مسئله بارها من را به کشتن داد.

یکی دیگر از مشکلات تکنیکی بازی، صحنه‌های بارگذاری طولانی است که می‌توان آن را یکی از سخت‌ترین باس‌فایت‌های بازی نام‌گذاری کرد! این مشکلات با آخرین بروز رسانی بازی کمی بهتر شده است، اما هنوز به سطح ایده آل خود نرسیده است و به هرحال نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. خوشبختانه استودیو ژاپن سونی برای پشتیبانی فنی کمک شایانی به فرام سافت‌ور کرد و اگر بلادبورن و نسخه‌های قبلی سری Soul را تجربه کرده باشید، متوجه خواهید شد که این بازی هم از نظر فنی و هم بصری بهترین بازی فرام سافت‌ور است.

Bloodborne-4

و اما می‌رسیم به قسمت بررسی داستان، عنصری که همیشه مورد انتقاد دلواپسان سری قرار می‌گیرد. تعداد زیادی از کسانی که بازی‌های قبلی را تجربه‌ کرده‌اند به خاطر عدم حضور شیوه‌های متداول روایت داستان و نبود کات‌-سین‌های مفصل و دیالوگ‌های کلاسیک پرسش و پاسخ بین شخصیت‌ها، عناوین این سری را بدون داستان می‌دانند. اما باید گفت طبق روال همیشگی، اینبار هم داستان عضو جدا نشدنی بازی محسوب می‌شود. داستان مثل هوایی است که تنفس می‌شود. داستان همان جملاتی است که دشمنان بازی در نفس‌های آخرشان بهتان می‌گویند. برای پی بردن به داستان بازی باید در خانه‌ها را بزنید، توضیحات آیتم‌ها را بخوانید، با توسل به زور و رشوه از زبان شخصیت‌ها حرف بکشید، دنبال مادر بچه‌ای گریان بگردید و با کنار هم گذاشتن همه این تکه‌های پازل خونین تصوری از اتفاقات و وقایع کسب کنید، درست مثل شخصی آواره که وارد کابوسی وحشتناک شده است.
در آخر، و نه به خاطر کم اهمیت بودن، به بررسی بخش صدای بازی می‌پردازیم که در یک کلام باید گفت محشر است! همه چیز از صداگذاری محیط و صداپیشگی دشمنان (خوفناک‌تر از آنچه که فکرش را بکنید) و معدود شخصیت‌های غیرقابل بازی گرفته تا‌ موسیقی متن، بینظیر و عالی هستند. باز هم تنها در لحظات اوج ترس و هیجان و یا اوج آرامش و سکون شاهد به گوش رسیدن موسیقی متن هستیم و باقی اوقات صدای وزش بادی که گریه‌های نوزاد در آن انعکاس دارد (همان عنصر داستانی حاضر در هوا)، ضربات شمشیر، زوزه دشمنان، له شدن برگ‌های زیر پا و نظیر اینها موسیقی متن بازی هستند، که باید گفت تاثیرگذارتر از هر ارکستر90 تکه‌ای، باعث ایجاد کشش به درون محیط بازی می‌شوند.
Bloodborne-1-1
متاسفانه در بازی‌های امروزی سازندگان با آسوده‌کردن گیم‌پلی بازی‌های خود و با هدف کسب درآمد بیشتر، بازی‌ها را بیش از حد آسوده کردند و گیمرها را تنبل بار آورده‌اند. زمانی که در این‌گونه بازی‌های درجه سختی را بالا می‌برید، گیم‌پلی بازی بالانس خود را از دست می‌دهد و همه چیز بی‌معنی می‌شود. اما در بلادبورن همه چیز با عقل جور در می‌آید. انیمیشن دشمنان و حرکاتی که می‌کنند آنقدر واقعی کار شده که هیچ‌وقت احساس تظاهر بیش از حد برای کشتن شما در بازی بهتان دست نمی‌دهد.
Bloodborne
مبارزه با باس‌فایت‌ها یکی دیگر از نقاط لذت‌بخش Bloodborne  است. اگر تمام تمرکز شما به بازی باشد و در روند کلی حسابی درس‌های خود را یاد گرفته باشید، با کمی تمرکز به‌راحتی می‌توانید باس‌فایت‌ها را از پا در بیاورید. یکی از شگردهای فرام سافت‌ور در قسمت‌های قبلی سری Soul  از بین‌بردن تمرکز بازیکنان و عصبی‌کردن آن‌ها بود. این استودیو در Bloodborne هم موفق به انجام این کار شده و اگر برای یک لحظه شما را عصبی و کاری کند با حرص و طمع و مثل بازی‌های امروزی با دل شیر به دل دشمنان بزنید، به احتمال بسیارزیاد شاهد مرگ خود خواهید بود. این رویه به هیچ‌وجه در بلادبورن کار نخواهد کرد و همان‌طور که اشاره کردم، باید در زمان مبارزه با باس‌فایت‌ها تمرکز خود را حفظ کنید. هرچه بیشتر به باس‌فایت‌ها صدمه برسانید، حملات آن‌ها سریع‌تر، سنگین‌تر و بیشتر از قبل خواهد شد، بنابراین با افزایش قدرت آن‌ها، شما هم باید سریع‌تر شوید و به وقایع پیش‌رو زودتر از قبل عکس‌العمل نشان دهید.

تقریبا تمام مبارزاتی که با باس‌فایت‌ها انجام می‌دهید حالت «حماسی» دارند. جدا از طراحی بی‌نظیر آن‌ها که فقط طراحان فرام سافت‌ور از پس آن برمی‌آیند، موسیقی‌هایی که در طی مبارزات شینده می‌شود وجهه حماسی بازی را دوچندان می‌کند. صداگذاری و موسیقی‌های بازی آنقدر عالی است که صدای ناله‌کردن باس‌فایت‌ها و جیغ‌کشیدن آن‌ها، در عین لذتی که به همراه خود می‌آورد، حس رعب و وحشت را هم به شما القا می‌کند. موسیقی‌هایی که برای مبارزه با باس‌فایت‌ها ساخته شده واقعا عالی است و تنها گِلِه‌ای که در این رابطه می‌توان از سازندگان گرفت، این است که چرا آن‌ها را بیشتر در سطح گیم‌پلی عادی بازی پخش نکردند و تنها به مبارزه با غول‌ها اختصاص دادند.


نقات قوت

  • – گیم‌پلی اعتیادآور، لذت‌بخش و چالش برانگیز
  • – طراحی زیبای شهر یارنام و دشمنان بازی
  • – ایجاد حس کاوش در بازیکن و ارتباط گوشه و نقاط دنیای بازی به یکدیگر
  • – سیاه‌چاله‌های چَلیس

نقات ضعف

  • – مشکلاتی در گرافیک فنی بازی مانند افت‌فریم و مدت‌زمان طولانی بارگذاری
  • – شخصیت‌های فرعی فراموش‌شدنی
  • – مدت‌زمان طولانی یافتن مسابقات در بخش آنلاین

 ویدیو هایی ازBloodborne


iRev.ir-Line1-6

بررسی نقدستان : نقد و بررسی بازی Bloodborne

بررسی زومجی :بررسی بازی Bloodborne

اولین کسی باشید که یک دیدگاه ارسال میکند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *