کد داوینچی

رمز داوینچی – The Da Vinci Code

7

رمز داوینچی – The Da Vinci Code در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

رمز داوینچی (The Da Vinci Code) محصول سال 2006 فیلمی به کارگردانی ران هاوارد است. این فیلم براساس کتاب معروف رمز داوینچی نوشته دن براون ساخته شده است.در این فیلم تام هنکس و آدری تاتو و آلفرد مولینا بازی کردند.

داستان فیلم: رئيس موزه لوور در مقابل تابلويي از لئوناردو داوينچي به قتل مي رسد. مقتول قبل از مرگش نام رابرت لنگدون، نمادشناسي آمريکايي که براي سخنراني به پاريس آمده، و مقداري اعداد و ارقام رمزي را روي زمين نوشته است. بازرس بزو فاش مي پندارد با اين کار وي به نام قاتل خود اشاره کرده است رابرت لانگدن را به موزه فرا مي خواند. هنگامی که وی به موزه می آید متوجه می شود که مظنون شماره یک قتل تاریخدان موزه لوور است که قرار بوده با یکدیگر ملاقات کنند. لانگدن با همکاری سوفي نيوو، نوه مقتول که در آزمايشگاه اداره پليس کار مي کند، در راستای کشف مجموعه رمزها و معماهای پنهان تلاش های گسترده ای صورت داده و در عین حال سعی دارند از پلیس هایی که موزه لوور را جستجو می کنند دور بمانند .

نقد و بررسی فیلم رمز داوینچی - The Da Vinci Code

نقد و بررسی فیلم رمز داوینچی – The Da Vinci Code

نقد و بررسی فیلم رمز داوینچی - The Da Vinci Code

بازیگران فیلم رمز داوینچی – The Da Vinci Code

رمز داوینچی

نقد و بررسی فیلم رمز داوینچی

ویدیوهایی از فیلم رمز داوینچی – The Da Vinci Code


iRev.ir-Line

بررسی بهترین فیلم‌ها

خلاصه فیلم :

متصدی موزه ی لوور به طرز عجیبی به قتل می رسد و پرفسور رابرت لنگدون (نماد شناس معروف) برای کشف راز این قتل به لوور دعوت می شود. مقتول قبل از مرگ با خون یک سری از اعداد و نمادها را روی زمین نوشته است و بدن خود را در حالت یکی از طرح های معروف داوینچی، قرار داده. لنگدون با کمک یکی از مامورین کشف رمز پلیس فرانسه به نام سوفی نوو پرده از رازی بر می دارد که 2000 سال توسط یک انجمن سری و زیرزمینی پنهان مانده است. رازی که موقعیت کلیسای کاتولیک را به خطر می اندازد…

رابرت لنگدان ، استاد نمادشناسي دانشگاه هاروارد ، به دعوت ژاک سونير ، مدير موزه لوور پاريس ، به اين شهر آمده است اما قبل از اينکه موفق به ملاقات با سونير شود ، سونير در داخل موزه بطرز وحشتناکي بقتل مي رسد و صحنه قتل طوري است که مقتول مي خواسته در آخرين لحظات پيام مهمي را به اطلاع لنگدان برساند . از سوي ديگر يک افسر پليس فرانسوي به اسم سوفي نوو که در واقع دخترخوانده سونير است به لنگدان اطلاع مي دهد که او متهم اصلي اين ماجراست . در ادامه سوفي و لنگدان با فرار از دست ماموران سربارزس فوشه ، بدنبال کشف علت اين قتل مي روند و در مي يابند در پس اين ماجرا رازي نهفته است که با آشکار شدن آن بنيان کليساي کاتوليک بخطر مي افتد . همچنين يک اسقف کاتوليک با کمک دستيارش که سيلاس نام دارد در تلاش براي از بين بردن لنگدان و سوفي مي باشد.

رمز داوینچی

رمز داوینچی

تحلیل فیلم :

این فیلم اشاره به داستان عیسی دارد و به نوعی تحریف در عقاید مسیحیان بوجود می آورد و آنان را به تحریف متهم میکند . موضوع کلی این فیلم در مورد جام مقدس اصلی است که در زمان عیسی بوده تا اواسط فیلم بازیگران مخاطب را به دنبال یک جام می کشند تا جایی که متوجه می شویم جام مقدس یک زن است …

فیلم از یک تعقیب و گریز در موزه اصلی پاریس اغاز می شود که در نهایت موجب خبر دادن پروفسور از مکان راز گل سرخ یا همان راز داوینچی است که موجب مرگ وی نیز می شود . در ادامه…
در طول فیلم عنوان می شود که در زمان عیسی مثلث نماد مردان و مثلث وارونه نماد زنان بوده است .  و اینکه جام مقدس یک زن است که همان همسر عیسی مسیح است، پس از مرگ عیسی به فرانسه گریخته و همان جا مدفون شده است . و اینکه عیسی پسر خدا نیست و بلکه بنده ای است از بنده های خدا. این در حقیقت همان راز داوینچی است. دو شورا از این راز باخبرند،. اولین شورای سایه ها که مسیحیان خشک و متعصبی هستند و دومی شورای صهیون که به افشای حقیقت بیشتر باور دارند که اعضای قبلی این شورا افرادی همچون لئوناردو داوینچی و اسحاق نیوتن بوده اند که این شورای حامی جام مقدس اند . راز داوینچی در حقیقت در بسته ای مخصوص است که علاوه بر این راز اشاره به محل دفن همسر عیسی نیز دارد .
در طول این فیلم شاهد آن هستیم که با یک داستان اصراری بر تحریف شده خواندن داستان عیسی مسیح از روایت مسیحیان دارد و اینکه او یک انسان بوده، تعبیر همسر از جام مقدس و عکس زنی در نقاشی شام آخر داوینچی و سکولار و بی خدا بودن تنها نواده عیسی مسیح که همخون عیسی است، همه دلالت بر این داستان دارند . از طرفی دیگر اصحاب کلیسا را بسیار خشک و برخی شان را با عقاید بسیار تهوع آور نشان می دهد. و به جای این دین یهود را دین حقیقت معرفی میکند و اینکه شورای صهیون خبر از حقیقت وجود عیسی مسیح دارد و حافظ ان است و نیز بر سر در مدفن جام مقدس شاهد آنیم که با پیوند مثلث (نماد مردان ) و مثلث وارونه (نماد زنان ) ستاره داوود که مظهر قوم صهیون یا اسرائیل است دیده می شود و از آن به عنوان خواستگاه همیشگی شورای صهیون یاد میشود .

در کل سوای تبلیغ این فیلم برای صهیونیست ها و خوار کردن دین مسیحیت توسط فیلم نامه , این فیلم بسیار قوی و جذاب است. به طوری قویا مخاطب را جذب فیلم میکند و مخاطب را وادار به پیگیری داستان فیلم میکند . فیلم گرچه بر مبنای داستانی خیالی است ولی داستان بسیار زیبا و متن قدرتمندی دارد و تمام عوامل بسیار حرفه ای کار خود را انجام داده اند و فیلم سطح بالایی را ساخته اند .

این فیلم در سینما فروش فوق العاده ای داشت گرچه در مراسم اسکار حضور پیدا نکرد. ( شاید به علت نوع داستان)  این فیلم مدتی در اکران بود و سر وصدای زیادی به راه انداخت. پس از چندی در یک سکوت سینمایی (یعنی زمانی که خیلی وقت است فیلم مهمی وارد بازار نشده) اکران و راهی سینما شد و فروشش فوق العاده بود.  مشاهده این فیلم را به شما توصیه میکنم و مطمئنم از مشاهده ان لذت خواهید برد .

یک داستان همیشگی :

دوباره یک رمان پرفروش و اقتباس ادبی نه چندان دلچسب. رمان دن براون با نام (رمز داوینچی) با ترکیبی از تاریخ و افسانه به خوبی موفق شده مخاطب خود را تا پایان همراه داشته باشد. تمام شخصیت ها، مکان ها ، گروه ها، … در رمان براون حقیقی هستند و این یکی از دلایل موفقیت این رمان بوده است. در این رمان مطرح می شود که مسیح علی رغم تصور کاتولیک ها با Mary Magdalene ازدواج کرده و کلیسای کاتولیک این موضوع را به صورت راز پنهان نگه داشته است و فرقه ای به نام Opus Dei مسئول حفظ این راز بوده. لئوناردو داوینچی عضو این فرقه بوده اما در تابلو های خود نشانه ها و سرنخ های لازم را در مورد این موضوع قرار داده است.

 زمانی که این رمان لقب پرفروش ترین کتاب بعد از انجیل را به خود اختصاص داد، تهیه کنند گان هالیوود رقابت خود را برای تصاحب امتیاز این رمان شروع کردند و در نهایت ران هاوارد (یک ذهن زیبا، مرد سیندرلایی) بود که برای این پروژه انتخاب شد. تام هنکس (به عنوان یک ایندیانا جونز جدید) در نقش رابرت لنگدون، آدری توتو (یک فرانسوی کامل) در نقش سوفی نوو  و ژان رنو (چه کسی بهتر از رنو می تواند نقش یک کاراگاه پلیس فرانسه را بازی کند!!) در نقش کاراگاه فش، انتخاب شدند. فیلم برای کسانی که رمان را نخوانده بودند، در حد و اندازه های یک اکشن دسته دوم پایین آمد و انتظارات را برآورده نکرد (مخاطبانی که منتظر پرده برداری از یک راز عجیب و غریب بودند، متوجه شدند که مسیح مانند بقیه زندگی کرده!! خوب که چه؟!) اما آنها که رمان را خوانده بودند از دوسوم اول فیلم راضی بودند (به خاطر وفاداری به رمان).


iRev.ir-Line

بررسی حوزه

«راز داوینچی» ترجمه حسین شهرابی و سمیه گنجی می باشد. این اثر تنها در سه ماه منتهی به پایان سال 2006 در آمریکا بیش از چهل میلیون نسخه فروش داشته است. مضمون این اثر با در نظر گرفتن زندگی حضرت عیسی(ع) نگاشته شده که مورد اعتراض بسیاری از مسیحیان جهان از جمله پیروان این دین در ایران قرار گرفت.

ابتدا یکی از حاضران جلسه خلاصه ای از این رمان را به این شرح برای حاضران قرائت کرد:

«ژاک سونیر» رئیس موزه لوور پاریس، آخرین دارندة کد یا رمزی موسوم به داوینچی است. او در موزة لوور و شب هنگام در دفتر خود، مورد سوء قصد مردی به نام سیلاس قرار می گیرد. سه نفر قبل از او توسط سیلاس کشته شده اند که آنها نیز به رمز دسترسی داشتند و سونیر در حکم استاد و رئیس گروه آنان بود. ژاک سونیر قبل از مرگ با گذاشتن پیام های معماگونه به وسیلة بدن عریان خود تلاش می کند رازی را بیان کند. هدف سیلاس به دست آوردن سنگ تاج که راز بزرگی را در خود پنهان کرده است، می باشد. سیلاس از سوی اسقف «آرینگاروسا» که رئیس مذهب «اپوس دئی» (از مذاهب مسیحیت) است، مأمور به دست آوردن سنگ تاج می باشد. افسر پلیسی به نام «بزو فاش» که مأمور رسیدگی به پرونده قتل عجیب ژاک سونیر است، متوجه می شود که سونیر با شخصی به نام «رابرت لنگدان» قرار ملاقات داشته است؛ ضمن آنکه در لحظة احتضار نام لنگدان را بر زمین نوشته است. لنگدان محقق و دانشمندی در زمینه ادیان و زبان های قدیمی و استاد رمزشناسی و نویسنده کتابی به نام «نمادهای مادینه مقدس از یاد رفته» می باشد. زمینة ملاقات او با سونیر دربارة همین کتاب بوده است.

لنگدان برای دیدن جسد سونیر توسط پلیس به موزه برده می شود. او در آنجا با سوفی که از پلیس های همکار بزوفاش و رمزشناس است، آشنا می شود و بعداً در می یابد که سوفی نوة ژاک سونیر است و سونیر با زبان رمز و اشاره از هر دو خواسته است که در به دست آوردن سنگ تاج همکاری کنند. لنگدان با کمک سوفی از موزه می گریزد. از سوی دیگر سیلاس با نشانی نادرست سونیر به کلیسای قدیمی که خواهر ساندرین مسؤول آن است می رود. نیمه شب در پی دستیابی به سنگ تاج، کف کلیسا را حفر می کند و پس از ناکامی در یافتن آن و کشتن راهبه، از آنجا می گریزد. اسقف آرینگاروسا که در جریان اقدامات لنگدان و سوفی قرار دارد، سرنخ های جدیدی به سیلاس می دهد. اسقف با شخص مرموزی که استاد خوانده می شود، در ارتباط است و از او اطلاعات می گیرد. سوفی و لنگدان پس از بدست آوردن سنگ تاج از صندوق امانات بانگ بزرگ آندره ورنه، برای کشف رمز آن و نیز پنهان شدن از پلیس به خانه یک دانشمند رمزشناس انگلیسی به نام «لی تیبینگ» می روند. سوفی خاطرات خود را از پدربزرگش برای لنگدان تعریف می کند.

سوفی و ژاک سونیر با یکدیگر رابطه بسیار صمیمانه ای داشتند. اما پس از آن که سوفی او را در حال اجرای یک مراسم ایینی در ویلایش و در حالتی نامناسب می بیند، از او بیزار شده و با وی قطع رابطه می کند. تماس های مکرر سونیر برای دلجویی و گفتن دلیل آنچه او دیده نیز سودی نمی بخشد. در خانة تیبینگ، سیلاس که در حال تعقیب آنها بوده به آنها حمله می کند. با نزدیک شدن پلیس، همگی آنها با هواپیمای شخصی تیبینگ به لندن پرواز می کنند. به محض ورود با همراهی تیبینگ به سمت کلیسای هیکل که گمان می رود جام مقدس که بخش دیگری از معمای داستان است، می روند. پس از بدست آوردن جام مقدس، تیبینگ با اسلحه دیگران را تهدید کرده و جام را از آنها می گیرد. در اینجا مشخص می شود که شخص استاد که با اسقف آرینگاروسا در تماس بوده همین لیتبینگ است. در توطئه لیتبینگ سیلاس گرفتار شده و هنگام دستگیری با اسلحه شلیک می کند که تصادفاً اسقف مورد اصابت گلوله قرار می گیرد. بزوفاش بر بی گناهی لنگدان و سوفی آگاه می شود. لنگدان و سوفی به کلیسای روزالین در اسکاتلند می روند و در آنجا همه نشانه های داده شده را می یابند. و در پایان سوفی مادر بزرگش را در آنجا می یابد و با دانستن راز زندگی مسیح و ازدواج پنهانی او با مریم مجدلیه، درمی یابد که سوفی نووست از نسل و تنها بازمانده آن حضرت است.

نقد داستان

در این جلسه، مجتبی حبیبی مدیریت نقد رمان را بر عهده گرفت و توضیحانی کوتاه دربارة این کتاب و پس زمینه های فرهنگی آن در اختیار جمع قرار داد. وی در ادامه افزود: «راز داوینچی» بر غم نمایش فیلم سینمایی به همین نام در آمریکا و اروپا دارای فروش بالایی بوده است. تا آنجا که حتی اعتراضات گروه هایی از مسیحیان ارتدوکس (حوزه روم شرقی) نتوانست به سرعت فروش این رمان چندان تأثیری بگذارد. در این اثر وجود قدسی حضرت عیسی(ع) و مسیحیت زیر سؤال رفته است و نویسنده با استناد به چند اثر شبه باستانی در اسکاتلند و طراحی و معماری بدیع موزه لوور که مؤید ستاره شش پر داوودی است، دست به انکار مسیحیت زده است. کشور فرانسه نیز به سبب حضور به اصطلاح اصیل ترین سلسله مریم مجدلیه (این کتاب و فیلم آن، نمونة جدید از تخریب ادیان به وسیله صهیونیست ها است) در سیمای زنی به نام «سارا» ستوده شده است. واتیکان و شعبه نیویورکی آن به نام «اپوس دئی» مورد اتهام پول شویی، قتل های تاریخی یهودیان به صورت جمعی و سوزاندن پنج میلیون زن در تاریخ مورد خطاب قرار گرفته اند. نقش قدرت دادن به فرماسونری که تاریخ از جانب آنان مورد قرائت قرار می گیرد در نوع خود ادامه القاء قدرت تاریخی جهانی فراماسونری بعد از ساخته شدن فیلم هایی چون «چشمان کاملاً بسته» و «مردی که می خواست سلطان باشد» و … است. اصل کتاب در 440 صفحه و با زیرنویس های مطول و مفصل می باشد.

این رمان به رغم اعلام حوزه کتاب وزارت ارشاد اسلامی به بیش از هشت چاپ رسیده است و فروش آن کماکان ادامه دارد. در حالی که شنیده بود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به درخواست هم میهنان مسیحی از چاپ آن جلوگیری خواهد کرد که به دلیل پر کشش بودن رمان با داشتن ترکیب پلیسی جنایی تاریخی، مورد استقبال عموم قرار گرفت. در این رمان نویسنده با هجو کردن و نمایش چهره کینه توزانه از فرق مسیحی از سال 70 میلادی تا کنون به ارائه تاریخ خاص و صهیونیزم از رسالت حضرت مسیح، ازدواج ایشان با مریم مجدلیه (که به گواهی راویان مسیحی و یهودی زن بدکاره ای بود که به حضرت مسیح ایمان آورد و از سنگسار شدن نجات یافت و بعداً از قدیسان مسیحیت شد) و به دنیا آمدن دختری به نام سارا که تبار سلیمان نبی و داوود نبی را به هم می رساند در سیمای دختری که هم اکنون در فرانسه زندگی می کند(سوفی) می پردازد. در این اثر نیز آمریکایی ها به عنوان اصیل ترین یاران صهیونیست ها در خدمت سوفی(سارا) قرار می گیرند هم چنین بر طبق رسالت تاریخی خویش عمل کرده و با دفاع از حق به کمک افراد حق طلب می پردازد.

همچنین لازم به یادآوری است که فراماسونری به کمک برتری طلبی قوم یهود آمده و در کنار به خدمت گرفتن نخبگان، هنرمندان و فن سالاران، در بسیاری از موارد صاحب نام هایی را به خود نسبت می دهد و با این کار برای خود کسب امتیاز می کند. اینکه دن براون ادعا کرده که اکثر چهره های فرهنگی، هنری، علمی و سیاسی اروپا عضو لژهای صهیون بوده اند، نهایت اغراق و گزافه گویی را به نفع فراماسون ها و صهیونیست ها کرده است.

در سال 2006 همزمان با چاپ کتاب و نمایش فیلم سینمایی راز داوینچی، از زبان دست اندرکاران هالیوود گفته شد که «مل گیبسون» به دلیل ساختن فیلم مصائب مسیح از هالیوود اخراج شد. در حالی که وی در ده ها مصاحبه و مقاله به تبرئه یهودیان پرداخته و برای محکم کاری اغلب بازیگران نقش های فیلم خود را از میان یهودیان برگزیده بود. پایان کار «مارلون براندو» بزرگترین هنرپیشه تاریخ سینما نیز که چند جمله ای علیه یهودیان به زبان آورده بود در دهه شصت سر رسید. نخست بیرون کردن وی از هالیوود و آواره کردنش و سرانجام مرگ مشکوکش نتیجه آن بود. با آنکه او در مصاحبه های مختلف به دلجویی و عذرخواهی از آنان پرداخته بود، ولی ترور صهیونیستی بسی سبعانه تر از انتظار جهانیان بود.

رمان «راز داوینچی» در حقیقت تکرار تبلیغات نهادینه شده صهیونیست هاست. به این معنا که اسرائیل مسلح به سلاح های اتمی و اهرم های قدرت، همیشه مراقب به اصطلاح ظهور فاشیسم است و این مبنا را در تمامی ادبیات صهیونیستی به کار می برند که اگر اسرائیل نباشد، جهان بلافاصله زیر سیطرة فاشیست ها قرار خواهد گرفت. در رمان «راز داوینچی» افسران رده های مختلف پلیس فرانسه، اینترپل، افراد فرودگاه های پاریس و لندن، رییس بانک امانات زوریخ، کلیسا و واتیکان در تمامی سطوح آن متهم به همکاری با دیوانه ای چون سیلاس و رئیس او آرینگاروسا هستند. آخرین وصیت اسقف، گرفتن انتقام است. تیبینگ هم به عنوان انگلیسی خبیث بر علیه یهودیان تا انتها با چهره ای کریه می ماند. و در نهایت این پرفسور آمریکایی است که کلاف ناگشودنی خیانت و تبانی را باز می گشاید و به اصطلاح «پرنسس» را به خاندانش تحویل داده نسل منقرض شده مسیح را نجات می دهد.

منتقدین دیگر این نشست، از سرعت زیاد رخدادها در داستان، انحراف از خط داستانی، استفاده از بازگشت به گذشته در جای نادرست، پیچیدگی بیش از حد، ارایه اطلاعات و دیالوگ های نابجا، مواردی را عنوان کرده و بر روی آن به بحث و تبادل نظر پرداختند.


iRev.ir-Line

بررسی Cinemazion

نويسنده داستان (دن براون) و سازندگان فيلم رمز داوينچي اين بار برخلاف معمول ايدئولوژي پردازان هاليوود، (شايد عمداً) خيلي شعاري و واضح، عقايد خود را بيان كرده و برخلاف آنچه كه در خود فيلم مطرح مي شود، به لابه لاي قصه ها و موسيقي پر نماد و مملو از سمبل نرفته اند. (در كتاب و فيلم مطرح مي شود كه در طول تاريخ بسياري از هنرمندان پيرو خانقاه صهيون، در عين حال افشاگر راز مريم مجدليه يعني همان جام مقدس   و فرزندان مسيح بوده اند، يعني در واقع ايدئولوژي صهيون را تبليغ كرده اند و از اسامي افراد و آثار ذيل صريحاً نام برده مي شود

به بهانه فيلم رمز داوينچي
سالها بود كه درباره تهاجم فرهنگي و مقاصد پشت پرده آثار هنري، فيلم ها و محصولات سينمايي كه از آن سوي آب ها مي آمد هشدار داده مي شد. سالها بود كه گفته مي شد فرقه ها و كاست هاي من درآوردي كه هر روز به عناوين مختلف عرفان و تصوف و ذن و امثالهم سربرمي آورد، ساخته و پرداخته محافل مشكوك است. سالها بود كه نسبت به سوءاستفاده حركت هاي نامعلوم جمعي بر پايه برخي مطالبات برحق مردم، روشنگري مي شد، اما همواره با نگاهي بدبينانه و از جهت محدود كردن آزادي ها به اين هشدارها و روشنگري ها مي نگريستند و از طرفي برخورد حذفي صرف با پديده هاي مذكور بدون هر گونه آگاهي بخشي و تنوير افكار، نگاه فوق را تشديد مي كرد. اما به قول معروف، عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد. فيلم رمز داوينچي ساخته اخير ران هاوارد كه كتابش هم سر و صداي فراواني به پا كرد، در وراي قصه خود كه از قضا اين بار مستقيماً به مسئله ايدئولوژي پشت ماجراي بسياري از آثار هنري و فيلم هاي هاليوودي مي پردازد، كليد گشايش رمز و راز اين آثار نيز به شمار مي آيد.

فيلم (برخلاف آنچه در تبليغات سرسام آور جهاني مورد تأكيد قرار گرفت و از جانب بعضي نويسندگان و منتقدان وطني هم دنبال شد!) راجع به فرقه واتيكاني اپوس دي نيست، بلكه درباره انجمن سري يهودي است به نام انجمن مخفي خانقاه صهيون (ريشه هاي فكري صهيونيسم امروز) كه ادعا مي شود در اوايل هزاره دوم ميلادي توسط يكي از پادشاهان فرانسه (به نام گاد فروي دوبوليون كه مسيحي هم بوده) كه طي جنگ هاي صليبي هم فاتح اورشليم شد، به وجود آمده تا راز مهم باقيمانده در خانواده او را حفظ كند.

از همين جا پارادوكس قصه و فيلم شروع مي شود كه پادشاهي مسيحي و مدعي دارا بودن يك راز مهم مسيحيت، انجمن مخفي يهودي براي حفظ رازش تشكيل مي دهد! قضيه چيست؟ مگر همين يهوديان نبودند كه حتي بنابر برخي اسناد و مكتوبات تاريخي خود عامل اصلي به صليب كشيدن حضرت عيسي مسيح(ع) شدند؟

قصه از اينجا و با باز شدن گوشه هايي از راز انجمن مخفي خانقاه صهيون ، پارادوكس آميزتر مي شود. گوش كنيد! بعد از اينكه شخصيت هاي اصلي فيلم يعني پرفسور رابرت لنگدن (متخصص آمريكايي نشانه شناسي مذهبي با بازي تام هنكس) و سوفي في وو (متخصص رمزگشايي پليس پاريس با ايفاي نقش اداري توتو) متوجه مي شوند كه مسئول موزه لوور پاريس( از رهبران خانقاه صهيون كه ضمناً پدر بزرگ سوفي هم بوده) به دليل افشاي راز مهمي كه قصد داشته آن را در اختيار نوه اش بگذارد، به قتل رسيده، طي درگيري ها و فراز و نشيب هايي كه گام به گام باعث مي شود گوشه هايي از راز مذكور به آنها معلوم شود، به ويلاي يكي از دوستان پرفسور لنگدن به نام سرلي تيبينگ (تاريخ شناس برجسته كاخ سلطنتي انگليس كه از سوي ملكه لقب شواليه گرفته و تحقيقات مفصلي درباره همان راز مهم دارد) پناه مي برند. سرلي براي سوفي اسرار انجمن مخفي خانقاه صهيون را برملا مي كند.

او با تكيه بر تابلوي شام آخر لئوناردو داوينچي، ادعا مي كند كه مقصود از جام مقدس كه ساليان متمادي محل بحث عيسويان بوده، واقعاً يك شيء نبوده بلكه يك فرد و آن هم يك زن به نام مريم مجدليه است كه به خلاف تمامي روايات تاريخي، همسر حضرت عيسي مسيح(ع) شده و از او نسلي به وجود مي آورد. از همين جهت او از اورشليم گريخت و در فرانسه توسط يهوديان محافظت شد! (جل الخالق! يهودياني كه خود باعث و باني مصلوب شدن عيسي مسيح شده بودند، حالا از ذريه او مراقبت مي كنند!) قرنها بعد نسل او يعني همان فرزندان عيسي مسيح با سلسله اي از پادشاهان فرانسه درآميختند كه يكي از نوادگانشان،همان گاد فروي دوبوليون فاتح اورشليم و بنيانگذار انجمن مخفي خانقاه صهيون بوده است. او براي محافظت از اسنادي كه افشاگر راز مريم مجدليه است، شواليه هايي را به نگهباني از آنها مي گمارد و يهوديان انجمن در طول تاريخ حافظ آن راز و فرزندان مسيح شده اند تا مسيحيت واقعي به دور از تعرض كليسا باقي بماند!واقعاً اين هم از شوخي هاي تاريخ نويسان و راويان امروزي است كه لابه لاي زورق فيلم هاي جذاب هر هجوياتي را به خورد مخاطبشان مي دهند و براي اينكه آن هجويات چندان توي ذوق مخاطبان نزند، مانور تبليغاتي شان را بر روي جنبه هاي نه چندان مهم فيلم قرار دهند (مثل آنچه براي فيلم رمز داوينچي روي فرقه اپوس دي صورت گرفت) و البته وراي آن، ايدئولوژي صاحبان سرمايه و كارفرمايان خود را قالب مي كنند.

ادعاي محافظت از راز مسيحيت، بزرگترين ترفند براي پوشاندن ماهيت يهودي طراحان قصه است و البته اين قضيه خلق الساعه نبوده و پشتوانه و زمينه اي تاريخي و كهن دارد، شايد از همان اوايل هزاره دوم كه فرقه هاي مخفي و تصوف يهود تحت عناويني مانند كابالا و فرانكسيم به وجود آمدند و با سوءاستفاده از وضعيت نابسامان كليساي قرون وسطي و رنجي كه مسيحيان مؤمن از اختلافات رهبران مسيحيت مي بردند، قصد كردند كه بالاخره به انزواي هزار ساله يهوديان پايان بخشند. از همين رو براي جذب مسيحيان به فرقه هاي مخفي خود (كه در اصل يهودي منش بودند) خود را پيرو مسيحيت اوليه و مخالف مسيحيت تعريف شده كليسا معرفي كردند، بنابراين بسياري از مسيحيان را به فرقه هاي خود جلب كردند. آنها بعداً مدعي شدند كه اساساً حضرت عيسي  بن مريم در واقع مسيح اصلي نبوده و بشارت دهنده واقعي مسيح بن داوود بوده كه در آينده ظهور مي كند. ادعاي حفاظت از ذريه آن مسيح اوليه هم يكي ديگر از همان ترفندهايي بود كه مسيحيان را نسبت به حضرت عيسي مسيح(ع) بي  اعتقاد ساخته و براي ظهور مسيح جديد (در واقع از ميان يهوديان) آماده كنند. نكته جالب آنكه حتي تئودور هرتزل (بنيانگذار تفكر صهيونيسم در اواخر قرن نوزدهم) هم در ابتدا مردم را به مسيحيت دعوت مي كرد و خود را پيرو مسيحيت واقعي معرفي مي كرد.
نويسنده داستان (دن براون) و سازندگان فيلم رمز داوينچي اين بار برخلاف معمول ايدئولوژي پردازان هاليوود، (شايد عمداً) خيلي شعاري و واضح، عقايد خود را بيان كرده و برخلاف آنچه كه در خود فيلم مطرح مي شود، به لابه لاي قصه ها و موسيقي پر نماد و مملو از سمبل نرفته اند. (در كتاب و فيلم مطرح مي شود كه در طول تاريخ بسياري از هنرمندان پيرو خانقاه صهيون، در عين حال افشاگر راز مريم مجدليه يعني همان جام مقدس   و فرزندان مسيح بوده اند، يعني در واقع ايدئولوژي صهيون را تبليغ كرده اند و از اسامي افراد و آثار ذيل صريحاً نام برده مي شود: لئوناردو داوينچي كه از اربابان خانقاه بوده تا ويكتور هوگو و بوتيچلي و ايزاك نيوتن و بتهوون و سمفوني فلوت سحر آميز و… حتي والت ديسني و قصه هاي معروفش مثل سيندرلا و سفيد برفي و زيباي خفته و… كارتون هايي مثل شرك و پري دريايي و… هري پاتر چرا كه همگي به دنبال بانو يا فرزندان و نسل گمشده و همان راز جام بوده اند. (البته شخصاً كارتون هايي همچون هاچ زنبور عسل و حنا، دختري در مزرعه كه سالها از تلويزيون پخش مي شد را هم به آنها اضافه مي كنم!) در نقاط مختلفي از كتاب و فيلم به نشانه ها و خصوصاً علامت مخصوص صهيونيسم (يا همان ستاره داوود) به طور واضح اشاره مي شود.

بارها در فصل هاي گوناگون، به مثلث ها و هرم هاي مستقيم و وارونه و تركيبشان كه علامت صهيونيسم را مي سازد، تأكيد مي شود و  آن را در تصاوير متعددي به نمايش درمي آورند. در ديالوگ هاي توضيحي مابين شخصيت هاي فيلم و مونولوگ طولاني سرلي تيبينگ و همچنين بعداً در توصيفات ديگر پرفسور لنگدن، علامت صهيونيسم، نشانه تقدس زن و مرد، تعادل ارتباط آنها و قدرت بشريت تلقي مي شود و حتي بر سردر عبادتگاه راسلين (انتهاي آدرسي كه از راز و رمزهاي پدر بزرگ سوفي حاصل مي شود و در اواخر فيلم هم مكان اصلي خانقاه صهيون و هواداران نسل عيسي مسيح و مريم مجدليه معرفي مي شود) همان علامت صهيونيسم به طور شفاف در كادر دوربين قرار مي گيرد. اين فرقه هم اكنون نيز تحت عنوان كابالا (انجمن تصوف يهود) فعال است و البته اين روزها ديگر مخفي نبوده و بنابه دست و دلبازي رؤساي سرمايه دارش كه حاكم بر عظيم ترين كمپاني ها و مؤسسات صنعتي، تجاري و رسانه اي دنيا هستند، كاملاً علني فعاليت مي كند.

جالب است بدانيد رهبر 75 ساله اين فرقه به نام فيوال گرو برگر كه اينك با نام فيليپ برگ شناخته مي شود و به نوشته روزنامه ديلي ميل از قدرتمندان پشت پرده هاليوود است، به كمك همسرش و به طور علني مركز آموزش كابالا را تأسيس كرده و بسياري از هنرپيشه هاي معروف را به خود جلب كرده، از جمله مدونا، اليزابت تايلور، باربارا استرايسلند، ديان كيتن، دمي مور، بريتني اسپيرز، وينونا رايدر، ميك جاگر و حتي از فوتباليست ها ديويد بكام و زنش را به عضويت فرقه مزبور درآورده است، ديگر چه ترديدي براي تبليغ ايدئولوژي و تفكر يهوديت جديد يا صهيونيسم در ميان فيلم هاي متعدد هاليوود باقي مي ماند، وقتي در فيلم رمز داوينچي ، بدون هيچ گونه پوششي سخن از جست وجوي جام مقدس توسط سازندگان آثار هنري مي شود و حتي به طور شفاف، نام آنها برده مي شود.

حالا مي توان دريافت كه چرا مثلاً شهر آزاديبخش فيلم ماتريكس ، همنام صهيون و همان خانقاه مخفي يهودي هاست و زايان (تلفظ انگليسي صهيون) ناميده مي شود؟ كه چرا اين چنين براي داستان نه چندان تازه اي به نام هري پاتر هزينه هاي سرسام آور صرف مي شود؟ كه چرا از آن همه امپراتوران خونخوار روم، فقط ماجراي تيتوس كه يهوديان را قتل عام كرد به فيلم برگردانده مي شود؟

حالا مي توان متوجه شد كه قضاياي نمايش مناسك جنسي كه در اغلب فيلم هاي هاليوودي نمودي فربينده دارد از كجا ناشي مي شود. و اصلاً آن كالت هاي عجيب و غريب عرفان جنسي از چه تفكر و مشربه اي تغذيه مي شوند و يا برخي هواداري هاي افراطي و فيمينيستي از حقوق زنان از كجا آب مي خورد.
اين بار گويي شمشيرها از رو بسته شده اند، همان گونه كه لشكر فرهنگي سازمان سيا و ناتو، علناً خود را معرفي مي كند. بنابه نوشته فرانسيس ساندرس در كتاب جنگ سرد فرهنگي: سيا و جهان هنر و ادب كه براساس خاطرات كوردمه ير، رئيس بخش عمليات بين المللي سيا و دوست او، آرتور شلزينگر (پسر)، همچنين ملوين لاسكي از اعضاي بالاي سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) تنظيم شده، سازمان سيا با سرمايه اي حدود 34 ميليون دلار، شبكه مطبوعاتي عظيمي براي تبليغات عليه بلوك شرق راه اندازي مي كند و از جكسن پولاك نقاش گرفته تا آرتور كوستلر، سيدني هوك، ايناتسيو سيلونه، جورج ارول و… همه را عليه به اصطلاح خطر كمونيسم به خدمت مي گيرد.
يكي ديگر از اين مأموران فرهنگي سيا يا به قول خانم ساندرس شبكه ناتوي فرهنگي ، ريچارد كاندان است كه رمان كانديداي منچوري را نوشت.
حالا صهيونيست ها هم مأموران فرهنگي شان را از پشت پرده بيرون انداخته اند. شايد هم اينها مأموران سوخته اي بوده اند و از اين پس، برنامه و طرح هاي تازه اي در دستور قرار گرفته است.

Aboutadmin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *