وال ای – Wall E

وال ایوال ای

8.5

وال ای – Wall E در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

وال ای (WALL-E) محصول سال 2008 نام فیلم پویانمایی (انیمیشن) علمی-تخیلی و خیال‌پردازی‌ای است که به کارگردانی اندرو استنتون توسط استودیوی پیکسار تولید و اکران شد. گویندگان شاخص این فیلم بن برت در نقش وال ای، الیزا نایت در نقش ایو و جف گارلین در نقش کاپیتان هستند.

ماجرای انیمیشن دیدنی وال ای: در سال 2700، هفتصد سال از ترک زمین توسط انسان‌ها سپری شده، و آنچه که بر روی کرهٔ زمین باقی‌مانده است، کوه‌ها زباله و آهن‌پارهٔ انباشته‌است. وال ای ربات هوشمند آشغال‌جمع‌کنی است که ماموریت دائمش، فشرده سازی و جمع آوری این پسماندها و آلودگی‌های صنعتی است.

روزی وال ای مشغول کار است که سفینه‌ای غول‌پیکر از فضا فرود می‌آید و مهمان کوچکی را بهمراه خود می‌آورد. این مهمان ایو (حوا) نام دارد و توسط وال ای با لفظ ایوا تلفظ می‌شود. ایو که ربات پیشرفته‌ای است موظف است که نشانه‌های حیات را در کره زمین شناسایی کرده و در صورت موفقیت، آن را به انسانها در اعماق فضا برده و گزارش کند. بعد از مدتی وال ای دلباختهٔ او می‌شود و ایو زمانی که بالاخره گیاه سبز نادری را می‌یابد و زمین را ترک می‌کند، وال ای به دنبال او به فضا می‌رود و عشق و حیات را به زمین برمی‌گرداند.

انیمیشن بسیار زیبا و پر از احساس وال ای – Wall E در سال اکران خود برنده اسکار بهترین انیمیشن و نامزد اسکار بهترین فیلمنامه اورژینال سال، بهترین موسیقی اورژینال سال، بهترین تدوین (میکس) صدا، بهترین صداگذاری، بهترین ترانه اورژینال شد.

وال ای

وال ای

وال ای

صدا پیشگان انیمیشن وال ای

نقد و بررسی انیمیشن وال ای - Wall E

نقد و بررسی انیمیشن وال ای – Wall E

ویدیوهایی از انیمیشن وال ای – Wall E


irev.ir

بررسی پویا نقد

وال ای انیمشن سه‌بعدی محصول امریکاست که در سال ۲۰۰۸ میلادی روی پرده‌ی سینما قرار گرفت. این فیلم در ژانرهای ترکیبی علمی تخیلی و کمدی توسط استودی های انیمیشن سازی پیکسار و والت دیزنی پیکچرز تولید شده است.

Pixar and walt disney picturesاندرو استنتون در کسوت کارگردان و نویسنده‌ی وال ای ظاهر شد.

andrew-stanton استنتون از نویسندگان و تولید کنندگان جوان و نام آشنای عرصه‌ی انیمیشن سازی به شمار می‌اید که آثار معروفی چون در جستجوی نمو، شگفت انگیزان، راتاتویی، بالا، شرکت هیولاها و داستان اسباب بازی را در کارنامه‌ی هنری خود به ثبت رسانده است. در جستجوی نمو و وال ای دو اثر پرفروش و موفقی بودند که جوایز اسکار بهترین انیمیشن سال را نیز برای استنتون به ارمغان آوردند.

پویانمایی وال با بودجه‌ی ساخت ۱۸۰ میلیون دلار توانست به فروشی قریب به ۵۲۱ میلیون دلار در سراسر جهان دست پیدا کند.

سال ۱۹۹۴ بود که استنتون ایده‌ی وال ای را طی دیداری (جلسه ای برای ایجاد طوفان ذهنی) در حضور چهره‌های برجسته‌ی پیکسار جان لاستر، پته داکتر و جو رانفت مطرح کرد.

brain stormایده انیمیشن‌هایی چون در جستجوی نمو، شرکت هیولاها و زندگی یک حشره در همین جلسه به مشورت گذاشته شد. از زمان طرح ایده تا اتمام فیلم نامه سال‌ها به طول انجامید تا اینکه یکی از ایده‌های استنتون در سال ۲۰۰۸ به بار نشست و در معرض دید تماشاگران قرار گرفت.

وال ای با دیدی آینده نگرانه، روایتگر داستان زندگی رباتی است که پس از ترک زمین و سفر انسان‌ها به کشتی فضایی مستقر در آنسوی کهکشان راه شیری بر روی کره‌ی زمینی که اکنون خالی از سکنه شده، تک و تنها باقی مانده است.

Wall-E-l زمین بر اثر مصرف‌گرایی افراطی به ویرانه ای بدل گشته و سال‌هاست که جنبنده ای به جز وال ای در آن زیست نمی‌کند. مکیدن سرسام‌آور شیره طبیعت و تخریب منابع طبیعی و زیستی، زمین را از حیات نباتی تهی ساخته تا بدان جا که انسان‌ها برای حفظ جان خود راهی جز ترک زمین و سفر به کشتی فضایی اکسیوم پیش روی خود نمی‌یابند. سال ۲۸۰۵ میلادی فرا می‌رسد و وال ای تنها موجود ساکن کره‌ی زمین است که به سبب ندانم‌کاری! انسان‌ها هنگام ترک زمین، روشن باقی مانده است. او در طول سال‌های تنهایی به بسته بندی زباله‌های ناشی از مصرف گراییِ سرسام آورِ انسان‌ها مشغول بوده است.

wall-e-earthنفی مصرف‌گرایی به عنوان یکی از مؤلفه‌های استراتژیک مهم در انیمیشن از همان ابتدا رخ می‌نمایاند. سازندگان فیلم سعی دارند جهانیان را از تهدیدات مخربی که آینده محیط زیست را نشانه رفته‌اند، انذار دهند. سیل عظیم تبلیغات و پروپاگاندای امپراطوری رسانه ای غرب در زمینه مصرف گرایی به تخریب بیش از پیش طبیعت انجامیده و ادامه‌ی این رویه آینده‌ی زندگی انسان‌ها را با مخاطراتی جدی مواجه خواهد ساخت. استنتون از ترکیب مصرف‌گرایی با دیرین‌گونه‌ها و سایر مقولات علمی معجونی پدید آورده تا علاوه بر ارائه‌ی نظرات خویش، حرف جهانی‌اش را از قاب رسانه‌ی پرقدرت سینما هنرمندانه در مقابل دیدگان مردم ساکن کره‌ی خاکی به نمایش درآورد.

روزها و شب‌ها سپری می‌شوند و روبات معروف قصه به کاری تکراری و خسته کننده مشغول است. با گذر زمان زنگ پیری بر بدنه‌ی فلزی او نشسته و آه حسرت ناشی از تنهایی در دل لطیف الکترونیکی‌اش جا خوش کرده است. وال ای هر چند نمی‌تواند سخنی بر زبان جاری کند اما حرکاتش گویای احساسات درونی اوست.

wall-e-solar-power-wallpaper مخاطب با مشاهده‌ی وال ای بیش از اینکه یک روبات را پیش روی خود تصویر کند احساسات انسانی را در پس ظاهر آهنی، زنگ زده و نه چندان زیبای او درمی‌یابد. هر چند وال ای گنگ است و زبان سخن گفتن ندارد اما از ژرفای وجود و با زبان بدنش به بیان مکنونات درونی‌اش می‌پردازد.

جان‌بخشی به تکنولوژی و انتساب ویژگی‌های انسانی در تداوم فلسفه‌ی انتروپومورفیسم یا انسان‌دیسی است که در عصر کنونی رنگ و بویی تکنولوژیک به خود گرفته است. این گونه انسان‌پنداری تکنولوژی و جان‌بخشی به آن را می‌توان در انیمیشن‌هایی نظیر ماشین‌ها و هواپیماها به نظاره نشست.

cars-and-planes بروز احساسات و عواطف انسانی محدود به کاراکتر وال ای نمی‌شود و روبات‌های دیگری چون ایو نیز در این جمع حضور می‌یابند. حلول خصلت‌های انسانی در تکنولوژی از حقه‌های سینمایی است که تنها در عالم خیال قابلیت تحقق دارند و در عالم واقع نمی‌توان چنین کارکردی از تکنولوژی انتظار داشت. در گذشته انتروپومورفیسمِ خدا محور و حیوان محور در اثار ادبی، داستانی و سپس در سینما ظهور و بروز داشت اما در عصر کنونی سینمای غرب به علت شیوع بیش از پیش تکنولوژی و اعتیاد جهانیان بدان، تمایل زیادی برای استفاده از این مکتب فلسفی با دمیدن روح انسانی در کاراکترهای تکنولوژیک از خود نشان داده است. انتقال از انسان دیسی حیوان محور به انسان‌دیسی تکنولوژی محور فرایندی است که در دهه‌های اخیر شکل جدی تری به خود گرفته و مرزهای رسانه ای را به شکل فزاینده ای در هم شکسته است.

پس از توصیف شرح حال وال ای به عنوان شخصیت اصلی داستان، نوبت به معرفی ایو می‌رسد.

EVEایو روبات سفید رنگ بی خط و خش پیشرفته ای است که از جانب سردمداران اکسیوم مأموریت یافته تا به بررسی شرایط حیات نباتی در کره زمین بپردازد. مکان مأموریت او در نزدیکی‌های محل زندگی وال ای است. ایو ابتدا با چهره ای خشن به نمایش در می‌آید اما بعد از آشنایی با وال ای چهره‌ی لطیف و مثبت از خود به نمایش می‌گذارد. او در واقع سفیر صلحی است که از جانب انسان‌های ساکن اکسیوم برای رصد شرایط موجود به سوی زمین گسیل شده است تا پیام وجود حیات در زمین را به گوش ساکنان کشتی فضایی برساند. این پرنده‌ی صلح که ریشه در دیرین گونه داستان زندگی نوح نبی در کتاب مقدس دارد، پس از مشاهده‌ی گیاه در دستان فلزی وال ای آن را از روبات کهنه کار قصه گرفته و در ظرف درون خویش حبس می‌کند.

dove branch ایو پس از دریافت گیاه غیر فعال شده و تلاش‌های وال ای برای بازگرداندن او نتیجه‌ای دربرندارد. کشتی کاوشگر فضایی برای بازگرداندن ایو روی زمین فرود می‌آید. بازگشت ایو به اکسیوم حامل پیامی نوید بخش است که استقرار و زندگی دوباره‌ی انسان‌ها بر روی کره‌ی زمین را به دنبال خواهد داشت.

وال ای قهرمان اصلی قصه که با تنهایی خو گرفته به هنگام مشاهده‌ی ایو دل از دست داده و عاشق صد دله‌ی او می‌شود. تنهایی وال‌ ای، تداعی کننده‌ی تنهایی آدم کتاب مقدس است که خدای انسان‌نمای متجسد به خلق جفتی برای او دست می زند. ایو روبات انسان‌نمای مونثی است که از آسمان به زمین آمده و قرار است به تنهایی‌های وال ای پایان دهد. استنتون کارگردان و نویسنده‌ی اثر حتی نام ایو را که در ادبیات عبری معادل حوا (همسر آدم علیه السلام) است برای معرفی روبات انسان‌نمای مکمل وال ای برگزیده است.

EVE-etymo سازندگان انیمیشن وال ای با بهره‌گیری از دیرین‌گونه‌ی خلق و زندگی آدم و حوا که در کتاب مقدس (کتاب پیدایش) آمده است به بازآفرینی این داستان اما با تخفیف و تقلیل جایگاه این دو بزرگوار پرداخته‌اند. فروکاست آدم و حوا به روبات‌هایی که خود ساخته‌ی دست انسان‌ها هستند علاوه بر تخریب جایگاه و شان ایشان، نفی ایمان به انبیا الهی را نیز به همراه خواهد داشت. لازم به ذکر است که استفاده‌ی سوء از دیرین‌گونه انبیاء به موضوعی ثابت در داستان‌سرایی‌ها و اسطوره‌پردازی‌های سینمای غرب مبدل گشته که با ظهور تکنولوژی و نفوذ آن در سینما شکل جدیدی به خود گرفته است.

ایو یا حوای روباتیک پس از مشاهده‌ی و ضبط گیاه ممنوعه متوقف شده و منتظر بازگشت به کشتی فضایی می‌ماند. وال ای که عشق ایو را در میکروچیپ‌های دلش جای داده تحمل دوری معشوقه‌ی مدرن و پیشرفته‌‌ی خویش را ندارد و با فضاپیمای کاوشگر همراه می‌شود. طبق دستورالعملی که برای ساکنان کشتی فضایی نوشته شده است، در صورت مشاهده‌‌‌‌ی حیات نباتی روی زمین، کاپیتان و فرمانده‌ی کشتی موظف است انسان‌ها را به زمین بازگرداند و به رفاه ناشی از سیطره تکنولوژی‌های پروارکننده‌ی انسان‌ها پایان دهد.

axiom-humansعلاوه بر ابعاد علمی نهفته در ورای داستان کشتی فضایی مبنی بر نفی اتوپیای تکنولوژیک، شرایط موجود در آن یادآور زندگی آدم و حوا در بهشت است که با کمترین سختی و مرارت به نیازهایشان پاسخ داده می‌شد. بازگشت سفینه فضایی به زمین تداعی‌کننده‌ی هبوط آدم و حوا از بهشتی است که در آن تمام نعمات برای ان‌ها فراهم شده بود اما به علت سرپیچی از دستورات خدا پس از خوردن میوه ممنوعه از آن اخراج و به زمین فرستاده شدند. رفاه و مهیا بودن تمام امکانات در کشتی فضایی نماد آمیخته با تکنولوژی و فروکاست یافته‌ی بهشتی است که تمام انسان‌ها هر آنچه اراده کنند فراهم و به تمایلات مادی آنان پاسخ گفته می‌شود.

کتاب مقدس علت خوردن میوه‌ی ممنوعه و هبوط آدم و حوا به زمین را اینگونه توصیف می‌کند:

bible-and-forbidden-fruitمار از همه‌ی حیواناتی که خداوند به وجود آورد، زیرکتربود. روزی مار نزد زن آمده، به او گفت: «آیا حقیقت دارد که خدا شما را از خوردن میوه‌ی تمام درختان باغ منع کرده است؟» زن در جواب گفت: «ما اجازه داریم از میوه‌‌ی همه درختان بخوریم، بجز میوه‌ی درختی که در وسط باغ است. خدا امر فرموده است که از میوه‌ی آن درخت نخوریم و حتی آن را لمس نکنیم و گرنه می‌میریم.» مار گفت: «مطمئن باش نخواهید مرد! بلکه خدا خوب می‌داند زمانی که از میوه‌ی آن درخت بخورید، چشمان شما باز می‌شود و مانند خدا می‌شوید و می‌توانید خوب را از بد تشخیص دهید.»

آن درخت در نظر زن، زیبا آمد و با خود اندیشید: «میوه‌ی این درخت دلپذیر، می‌تواند، خوش طعم باشد و به من دانایی ببخشد.» پس از میوه‌ی درخت چید و خورد و به شوهرش هم داد و او نیز خورد. آنگاه چشمان هر دو باز شد و از برهنگی خود آگاه شدند.

در چند سکانس وال ای با کنار زدن مانیتورهای پیش روی انسان‌ها که چشم دل و سر آن‌ها را پوشانده و به سرگرمی‌های کاذب واداشته‌اند، درک واقعی محیط پیرامون و دانایی را برای آنان به ارمغان می‌آورد.

در یکی از صحنه‌ها زن و مردی تصویر می‌شوند که پس از کنار رفتن پرده‌های تکنولوژیک عشق واقعی را درک و دید جدید و شفافی نسبت به محیط پیرامون خود پیدا می‌کنند.

humans-هر چند یکی از اهداف ظاهری فیلم، نفی اتوپیای تکنولوژیک است اما استفاده‌ی نمادین از واقعه‌ی هبوط آدم و حوا موجب نفی حاکمیت الله بر بهشت که با اصالت جبر ساختاریافته‌ی تکنولوژی‌محور در کشتی فضایی اکسیوم یکی پنداشته می‌شود، خواهد شد. به موجب نفی حاکمیت الله بر بهشت و معادل پنداری جبر الهی با جبر تکنولوژیک، متعلق ایمان به خدا مخدوش و امانیسم یا انسان‌محوری به عنوان بهترین الگوی جایگزین معرفی می‌گردد.

کشتی فضایی با توصیفی هر چند تخیلی از زندگی آینده‌ی انسان‌ها سیطره و هژمونی تکنولوژی را به چالش می‌کشد. البته نفی اصالت تکنولوژی و روباتیک در فیلم به معنای نفی تمام قد تکنولوژی نیست بلکه استنتون به دنبال ارائه نظریه ای در فلسفه‌ی تکنولوژی است که در آن تکنولوژی‌های خوب حامی محیط‌زیست‌گرایی و اتوپیای اکولوژیکی و در مقابل تکنولوژی‌های بد که بازوانی ستبر و جبری ساختاریافته و مَنِشی دیکتاتورمآبانه دارند مخالف محیط زیست و احیای مجدد طبیعت، توصیف می‌شوند.

روبات‌های دیوانه، وال ای و ایو در واقع پیش قراولانی هستند که با مبنا قرار دادن اختیار از دستورات ارباب اتوپیای تکنولوژیک سرپیچی کرده و در پی کمک به احیای طبیعت در کره زمین و تحقق اصالت محیط‌زیست هستند در حالی که نافیان طبیعت و احیای مجدد حیات نباتی بر روی کره‌ی خاکی تکنولوژی‌های بدی هستند که جبرشان پرده‌ای بر دیدگان انسان‌ها افکنده و موجب عدم درک آن‌ها از محیط پیرامونشان شده است.

2601662367_46221c087fتکنولوژی‌های خوب حامی و دوستدار طبیعت و در جبهه‌ی مقابل تکنولوژی‌های بد مخالف و دشمن طبیعت نمایش داده می‌شوند.

بد یا خوب بودن تکنولوژی جزو مباحث داغ در فلسفه‌ی تکنولوژی به شمار می‌آیند که برخی از فیلسوفان به ویژه فلاسفه معاصر در باب آن سخن‌ها گفته‌اند. در فلسفه تکنولوژی مارتین هایدگر از تقدیری که به انضباط در می‌آورد، به عنوان بزرگ‌ترین خطر یاد می‌کند. مارتین هایدگر در مقاله پرسش از تکنولوژی می‌گوید:

martin-heidegger-6«گشتل مانع تجلی و استیلای حقیقت می‌شود. در نتیجه، تقدیری که به انضباط می‌آورد، بزرگ‌ترین خطر است. تکنولوژی خود خطرناک نیست. تکنولوژی امری شیطانی نیست؛ ولی ماهیت آن اسرار آمیز است. ماهیت تکنولوژی، به عنوان تقدیر انکشاف خود خطر است. شاید معنای تحول یافته‌ی گشتل تا حدی مأنوس تر شود اگر کشتل را به مفهوم تقدیر و خطر تصور کنید.»

حرف سازندگان وال ای نیز این است؛ اگر ارباب تکنولوژی در پی تقدیری باشند که به واسطه‌ی آن انضباطی سنگین و پولادین بر فضای اتوپیای تکنولوژیک حاکم کنند خطراتی بروز خواهد کرد که تنها راه برون رفت از آن نفی حاکمیت و نفی جبر سازمان‌یافته‌ی تکنولوژی محور و مقابله و مبارزه با دترمینیسم یا جبرگرایی ناشی از حاکمیت تکنیک خواهد بود. روبات‌های دیوانه، ایو و وال ای در واقع نماد انضباطشکنان اتوپیای اکسیوم هستند که در تلاش برای جلوگیری از گسترش دامنه‌ی قدرت تکنولوژی هستند و به مبارزه با عمال ارباب تکنولوژیک می‌پردازند.

پس از بازگشت دوباره ایو به کشتی فضایی اکسیوم، نزاعی بر سر یافتن گیاه بین عمال ارباب تکنولوژی (که خود از جنس روبات‌های هوشمند هستند) و انسان‌ها و روبات‌های خوب در می‌گیرد.

WALL-E_plant1در این نزاع انسان‌ها چشم ادراکشان نسبت به شرایط موجودی که جبراً برای آن‌ها تحمیل شده است گشوده می‌گردد و می‌توانند به تماشای واقعیت بنشینند. آن‌ها ترجیح می‌دهند به جای بقا و افزایش طول عمر به سوی زمین هبوط کرده و طعم زندگی را با تمام سختی‌هایش بچشند. در سکانسی کاپیتان کشتی فضایی که خود ملعبه‌ی دست ارباب تکنولوژی بد شده خطاب به صحبت‌های جبرگرایانه‌ی کامپیوتر می‌گوید:

«من نمیخوام فقط زنده بمونم، من میخوام زندگی کنم.»

Captainbmccreaاما کامپیوتر اصرار دارد که شما انسان‌ها باید از دستورات پیروی کنید.

Wall-E29 کامپیوتر به بهانه عدم تبعیت و تمرد از دستورات، کاپیتان مک کری را در مکانی حبس می‌کند. پس از این اتفاق روبات‌های دیوانه با همراهی ایو و وال ای تلاش می‌کنند تا گیاه را به دست آورده و شرایط سفر به زمین را مهیا سازند. نزاع بین دو جبهه بالا می‌گیرد اما در نهایت جبهه حامی محیط‌زیست و اکولوژیِ زمین، پیروز میدان می‌شود و گیاه با جانفشانی وال ای در محفظه‌ی مورد نظر قرار داده شده سپس هبوط انسان‌ها و روبات‌ها به زمین آغاز می‌گردد.

axiom-plant and humans07کشتی فضایی که روگرفتی تکنولوژیک از کشتی نوح است با سرعت بالا به سوی زمین در حال حرکت است.

noha's-ark-and-axiomایو با کمک وال ای و دوستانش می‌تواند مأموریت خود را به عنوان پرندهی سفید صلح که در دیرین گونه کشتی نوح نبی علیه السلام نقش پیام آور را بازی می‌کند، با موفقیت به اتمام برساند. ایو در انیمیشن وال ای علاوه بر ایفای نقش حوا، به عنوان پرنده‌ی حامل پیامی نوید بخش نیز ظاهر می‌شود. پیامی که در آن زمین مکان مناسبی برای فرود کشتی عنوان می‌شود. به بیان ساده‌تر کشتی فضایی نماد کشتی نوح و انسان‌های درون آن نجات یافتگانی هستند که پس از سرگردانی روی آب‌ها قرار است در مکانی امن برای تداوم زندگی خود سکونت یابند.

eve-and-noah's-doveکشتی فضایی اکسیوم روی زمین فرود می‌آید اما وال ای به علت آسیبی که برای مقابله با سیستم خودکار سفینه‌ی فضایی متحمل شد، حافظه‌ی خود را از دست می‌دهد. ایو برای بازگرداندن حافظه‌ی او تمام تلاش خود را به کار می‌بندد اما تنها دارویی که دل و ذهن پاک شده‌ی ربات را به حالت اولش برمی‌گرداند ابراز عشق و علاقه است. ایو تیر عشقش را در چله کمان دلدادگی‌اش می‌نهد و به سوی دل الکترونیکی و پردرد وال‌ ای گسیل می‌کند. این دارو اثر کرده و وال‌ ای با به خاطر آوردن گذشته‌ها، دست در دست معشوقه‌اش نهاده و به عشق بازی با او می‌پردازد.

در پویانمایی وال ای عشق و علاقه انسانی تا سطح ربات و تکنولوژی تنزل پیدا می‌کند و روبات‌ها سریع‌تر از انسان‌ها به وجود حیات روی زمین پی می‌برند و آن‌ها هستند که چشم آدمیان را به واقعیات پیرامونی خود باز می‌کنند و پرده‌های ناشی از افراط در تکنولوژی گرایی را کنار می‌زنند. لذا توصیف تکنولوژی به نحوی که در انیمیشن وال ای به نمایش در می‌آید بیش از اینکه ریشه در واقعیت داشته باشد در عالم خیال قابل بررسی است. اگر تخیل در آینده امکان تحقق نداشته باشد مذموم است و به توهم شباهت دارد. ابزار مکاترونیکی چون روبات نمی‌تواند روح ادمی را به عاریت گیرد و به ابراز احساسات و عواطف انسانی بپردازد. روبات‌ها ابزارهایی هستند که براساس کدها و دستورات تعریف شده توسط انسان‌ها عمل می‌کنند. آن‌ها نمی‌توانند بدون اراده انسان تصمیم گیری و تصمیم سازی کنند. اختیار روبات‌ها و در سطحی کلان‌تر تکنولوژی امری غیر قابل قبول و منتفی است چرا که جبر حاکم بر میکروکنترلرها و هوش مصنوعی را انسان‌ها تعریف می‌کنند. تکنولوژی‌ها اراده‌ای برای تخطی از دستورات ادمی ندارند و محدود و محصور به برنامه‌ها و خطوط کد نوشته شده توسط بشر هستند.

humans control robotsنتیجه‌گیری:

اندرو استنتون با درآمیختن فلسفه، دیرین‌گونه‌های دینی و روایات تحریف شده کتب مقدس یهودیت و مسیحیت معجونی شگرف پدیدآورده تا ضمن میخکوب کردن  مخاطب مستاصل و منفعل در مقابل صفحه‌ی نمایش یا پرده‌ی نقره‌ای سینما به ارائه‌ی تفکرات و اتوپیای مد نظر خویش بپردازد. هر چند این معجون سکر آور برای مدتی مخاطب را در خلسه‌ا‌ی سرگرم‌کننده فرو می‌برد اما مستی ناشی از آن در جان بیننده‌ی بی‌چاره نشسته و به باورش چنگ می‌زند. فروکاست جایگاه خداوند متعال و انبیاء الهی، هیچ‌انگاری غیب و عالم ماورا، تخفیف جایگاه والای روح به واسطه‌ی تکنولوژی‌پنداری انسان از جمله محورهای اصلی انیمیشن وال ای به شمار می آیند که در تقابل و تضاد جدی با متعلقات ایمان و مبانی دین مبین اسلام قرار دارند. هر چند نفی اتوپیای تکنولوژیک (بخوانید دیستوپیای تکنولوژیک اکسیوم) به دل مخاطب گرفتار و خسته از تخنه می نشیند اما استفاده سوء و ناپسند از داستان زندگی انبیاء (آنگونه که در متن شرح آن رفت) وسیله‌ای نامشروع برای نیل به این هدف نسبتا مشروع است. آری اصالت بخشیِ بی حد و حصر به تکنولوژی مخرب و افراط در به کارگیری آن بد است اما فروکاست دادن جایگاه انبیاء به روبات و بالابردن جایگاه روبات خودکار اکسیوم تا سطح مقام الوهیت خطایی بس نابخشودنی و وسیله‌ای نامشروع برای اثبات ناکارآمدی اتوپیای تکنولوژیک در آینده زندگی انسان‌هاست.


irev.ir

بررسی نقد هفتم

وال-ای كمپانی پیكسار همزمان در سه زمینه موفق عمل می كند: یك انیمشین دلربا٬ یك شگفتی بصری و یك داستان علمی تخیلی شسته رفته. پس از “Kung Fu Panda” فكر كردم فقط تصورات زودباورانه ی بچگانه ام را تحلیل داده ام٬ اما این جا همچون “در جست و جوی نمو” با فیلمی طرف هستید كه حتی اگر بزرگ شده باشید می توانید از آن لذت ببرید. آن چه كه در اینجا تا حد زیادی بدون رد و بدل شدن دیالوگی به درستی عمل می كند٬ شگفت انگیزتر است؛ فیلم به سادگی از موانع زبانی عبور می كند كه با در نظر گرفتن این نكته كه دارد یك داستان نجومی می گوید٬ كاملا در مسیر درست گام برمی دارد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/3/54-WALL-E/54-WALL-E/10-WALL-E.jpgداستان فیلم در 700 سال آینده روایت می شود. شهری كه در آن آسمان خراش ها از روی زمین قد برافراشته اند. نگاهی دقیق تر آشكار می كند كه این آسمان خراش ها از زباله های به طور مرتب فشرده شده به شكل مكعب و تل انبار شده بر روی هم٬ ساخته شده اند. در تمام زمین فقط یك موجود در تكاپو و حركت وجود دارد. او وال-ای است؛ آخرین ربات در حال كار از نسل ربات هایی كه از انرژی خورشیدی استفاده می كنند. او- كه جنسیتش مذكر است و داستان هیچ شكی راجع به این باقی نمی گذارد- آشغال ها را جمع می كند٬ با شكمش كه مثل یك خاك انداز عمل می كند آن ها را برمی دارد٬ به شكل یك مكعب آن را فشرده می كند٬ با قدم های تراكتوروارش حركت می كند تا آن ها را به بالای آخرین آسمان خراشش ببرد و خیلی مرتب بر روی ستون ها بگذارد.

او تنها آفریده از جنس وال-ای است. اما آیا خودش از این موضوع باخبر است؟ شب كه می شود او به خانه اش می رود؛ محوطه ی یك انبار بزرگ كه وسایل به درد بخوری را از جست و جوهایش در زباله ها در آن جمع كرده است و آن ها را با چراغ های كریسمس آراسته است. به محل استراحتش می رود و به خواب می رود. فردا روز دیگری است: یكی از هزاران روز پس از آن كه آخرین انسان ها٬ زمین را ترك كرده اند و در سفینه های غول پیكری كه در مدار قرار دارد نشسته اند٬ سفینه ای كه تبدیل به منشا آدم های چاق و تنبل شده است.

یك روز٬ روزمرگی همیشگی وال-ای در هم شكسته می شود. چیز جدیدی در دنیایش ظاهر می شود٬ كه در غیر این صورت دنیایش فقط شامل چیزهای قدیمی و متروك می شد. به چشم ما این یك سفینه ی براق است. به چشم وال-ای چه كسی می داند؟ سفینه٬ وال-ای را بر می دارد و او به همراه آخرین كشف گران بهایش- یك گیاه سبز و عالی و كوچك كه در یك خرابه پیدایش كرد و آن را در یك كفش كهنه كاشت- به سفینه ی اكسیوم كه در حال چرخش است بازگردانده می شود.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/3/54-WALL-E/54-WALL-E/11-WALL-E.jpgاین ها برای مشتاق شدن شما كافی بود یا باز هم می خواهید بشنوید؟ اینجاست كه در فیلم اولین صداهای مربوط به حرف زدن شنیده می شود٬ اگرچه وال-ای به تنهایی فهرست یا دایره ای از جیغ٬ تق تق٬ و خرخر قطعات الكترونیك و یك جفت چشم چرخان كه به هنگام دیدن پایین٬ او را شبیه انسان جلوه می دهد دارد. با یك خانواده ی Hoverchair ملاقات می كنیم و این نامگذاری به این دلیل است كه فضاپیما آن ها را كه بر روی صندلی های راحتی لمیده اند و هیچ تلاشی نمی كنند نزدیك زمین به این طرف و آن طرف می برد. همه ی آن ها به اندازه عمه ی سوزی چاق هستند.

البته همه ی گناه از جانب آن ها نیست.از زمانی که اكسیوم٬ انسان ها را در دنیایی سبکتر و با کششی کمتر به این سو و آن سو می برد، از آن ها موجوداتی ساخته است شبیه به آن چه خود او با دست های خودش می سازد و در مغازه های لوازم الکتریکی به فروش می رساند.

حالا ذهنیتی از وال-ای٬ فرمانده ی سفینه٬ عده ای از مردم كه در اطراف زمین می پلكند و سرنوشت موجود زنده ی سبز داریم و چند قدم پیش تر كه موجب ضربان قلب سر آرتور كلارك٬ همراه با لذت می شود: بازگشت مجدد انسان غارتگر به خانه.

فیلم نگاه شگفت انگیزی دارد و مانند بسیاری از انیمیشن های پیكسار٬ پالت رنگی روشن و خوشایند ولی نه تحمیل كننده و همزمان كمی واقع گرایانه پیدا می كند. شیوه ی طراحی آن مانند كتاب های مصور است و بیش از آن که شبیه به داستان های قهرمانی باشد سرشار از همان نوع شوخ طبعی است.همه ی فرم های پر پیچ و خم آن٬ دست در دست هم داده اند تا فرمی جذاب را به فیلم هدیه کنند. اندیشه های بسیاری باید وارد طراحی وال-ای كه در او عاطفه ای كمیاب احساس كردم٬ شده باشد. این تكه ی بزرگ حلبی را كنار Kung Fu Panda تصور كنید. به پاندا تقریبا دستور اكید داده شده كه دوست داشتنی باشد٬ در مقابل٬ من فكر می كنم كه او فقط كمی چاق بود و بیش از این جذابیتی نداشت. اما وال-ای عبوس٬ سخت كوش و با دل و جرات است و شخصیتش را با زبان بدن (body language) نشان می دهد و بیشتر با آن دوربین ویدئوی شبیه دوربین دوچشمی كه به جای چشمانش كار می كند. فیلم به سنتی نزدیك می شود كه به اولین روزهای والت دیزنی (Walt Disney) برمی گردد. در آن روزها والت دیزنی تا حد امکان تعابیر انسانی را تقلیل بخشید تا به چیزی ورای ترکیبات خود دست یابد و راه هایی را پیدا كند كه آن ها را برای حیوانات٬ پرندگان٬ زنبورهای عسل٬ گل ها٬ قطارها و هرچیز دیگری ترجمه كند.

آن چه كه بیشتر جلوه می كند این است كه من فكر نمی كنم شیوه ی داستان گویی دلربای فیلم به راحتی به این سطح رسیده باشد. با همراهی آندره استانتون (Andrew Stanton) به عنوان كارگردان و یكی از نویسندگان كه در “جست و جوی نمو” را كارگردانی كرده و نوشته بود٬ وال-ای شامل ایده های زیادی است و نه فیلمنامه ای كه به سادگی و بی فكر نوشته شده باشد و در آن شخصیت ها با فنون رزمی در نماهای سرپایین (high-angle shots) با هم مبارزه كنند. وال-ای شامل كمی كار بر روی بخشی از مخاطبان و كمی اندیشه است و مخصوصا برای تماشاگران جوان تر احتمالا مهیج است. این داستان به شیوه ی متفاوتی گفته شده و با یك نگاه واقع گرایانه می توانست فیلم علمی تخیلی به مراتب بهتری بشود.


irev.ir

بررسی مهر خرد

سخت است باور این که بتوان از دل انیمیشنی که شخصیت های اصلی اش ، روبات هایی فاقد شمایل انسانی هستند، ساحتی عاشقانه خلق کرد ؛ اما حالا با تماشای وال.ای استانتون این امر محقق شده است. آخرین محصول پیکسار/والت دیزنی به رغم این که در فضایی تلخ و آخرالزمانی سیر می کند ، دنیایی آکنده از شور در برابر مخاطبش ترسیم می کند و ما را اعم از کودک و بزرگسال به حوزه ای فرا می خواند که معصومیت – این گوهر از دست رفته دنیای امروز- اصلی ترین شاخصه اش است.

اما چگونه این مهم حاصل آمده است؟ می توان در اولین مواجهه ، مضمون لطیف فیلم را مد نظر قرار داد و این که چگونه روباتی تنها ( که کار روزانه اش این است که سطل آشغالی را مانند زنبیل خرید هر صبح با خود ببرد و در میان فعالیت رسمی اش که آشغال جمع کنی باشد اشیائی خاص را با خود به منزلش آورد و نگه دارد) ناگهان دل در گرو عشق روباتی دیگر می نهد و حاضر است از موطن خویش هجرت کند تا همراهی با او را از دست ندهد و در این راه انواع و اقسام مشقت ها را تحمل می کند و تا مرز فنا پیش می رود و نهایتا با یاری معشوق به وصالش نائل می آید.چنین رویکردی اگرچه نقش اساسی در جذابیت اثر دارد اما همه ماجرا را در خود خلاصه نمی کند. پس راز این همه سرگشتگی و شیدایی را باید از کانال هایی دیگر جست. در این مجال مختصر تلاش می شود به برخی از این وجوه اشاراتی گذرا به عمل آید:

الف)روایت: فیلمنامه نویسان وال.ای ( اندرو استانتون و جیم کاپوبیانکو) با هوشمندی توانسته اند نقاط عطف این ماجرای دل انگیز را در یک بسته منسجم و در یک روال منظم بچینند. به یاد آوریم صحنه های نخست اثر را که چگونه در شکلی موجز ماجرای سفر آدمیان به فضا ( و نیز شخصیت خود کاراکتر اصلی و کارکردش) در لا به لای عبور وال.ای از بین زباله ها و فیلم های تبلیغاتی مربوط به قبل از سفر روایت می شود بی آن که نیازی به زیاده گویی دیگر احساس شود.مقطع بندی محورهای اساسی متن نیز طبق قاعده ای حساب شده پیش می رود.

مثلا یک ربع اول اختصاص به تنهایی و دلمشغولی های روزمره وال.ای دارد. در دقیقه پانزدهم فرود ایو (حوا) به زمین رخ می دهد و بدین ترتیب در یک ربع دوم با تلاش وال.ای جهت جلب نظر او به خود مواجهیم.در دقیقه سی ام ماجرای ورود به فضا آغاز می شود و در طی یک ربع سوم آشنای و رویارویی وال.ای را با انسان ها و بقیه ساکنان سفینه ملاحظه می کنیم.

یک ربع چهارم هم حودث به گونه ای پیش می رود که در دقیقه شصت ، ابراز عشق دو روبات را به هم در گستره فضای بی کران به نظاره بنشینیم.نیم ساعت پایانی نیز عمدتا مربوط به مبارزه انسان و ماشین و قضیه بازگشت به زمین است. البته در دقایق پایانی پس از طی مراحل تعادل اولیه و آشفتگی میانی ، مرحله تعادل ثانویه با تعمیریافتگی وال.ای و بازشناسی ایو توسط او تحقق پیدا می کند. نویسندگان این انیمیشن یادشان بوده است که تعریف یک ماجرای عاطفی صرفا متکی به لطافت مضمونش نیست و می بایست تنظیم و چیدمان مقاطع روایی نیز شکل و شمایلی قاعده مند داشته باشند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/3/54-WALL-E/54-WALL-E/1-WALL-E.jpgب)تصویر: یری بریدکا در مقاله ای با عنوان « قصه گویی در آثار انیمیشن » از شیوه ای یاد می کند که متکی بر دو قالب است: نخست طراحی حرکات موزون شخصیت های کارتونی منطبق با ملودی های اورژینال و یا غیر آن مثل کارتون رقص اسکلت ها ، و دوم پردازش موقعیت و شخصیت و کنش های جاری بر اساس الگوی میم ( حرکات کاراکترها بدون بهره گیری از گفت و گو و کلام) مثل کارتون میکی ماوس.

در واقع قالب اول فضاهای احساسی ناشی از رقص و آواز را می آفریند و قالب دوم از آن جا که شخصیت ها دهان خود را برای حرف زدن باز نمی کنند ، به نوعی احساسات بصری مخاطب را پرورش می دهد.سازندگان وال.ای اگرچه از هر دو قالب پیروی کرده اند ،اما در این بین کار بر روی شمایلی که عاری از وجود انسانی هستند بسیار دشوار است.

در انیمیشن های پیشین می شد با استفاده از حرکاتی که در چهره و لب و گونه و یا اعضای واضح بدن به وجود می آمد ( حتی با بازآفرینی حیوانات انسان نما : میکی ماوس،پلنگ صورتی،دامبو ، گوفی ، نمو و…) دست به آفرینش و بازنمایی احساسات شخصیتی زد؛ اما در این جا اصلا چهره یا اندام واضح انسانی در کار نیست که بتوان بدین مقصود نائل آمد؛ منتها تصویرسازان چنان ماهرانه با عنصر چشم ( یعنی همان دو دایره آبی رنگ متعلق به ایو و یا آن دو لوله منتهی به توپک ئی تی وار متعلق به وال.ای) بازی کرده اند که به قولی از هر نگاه انسانی ، انسانی تر جلوه می کند.

تنگ شدن ( به علامت دقت) و یا تمایل به شکل عدد هفت و هشت فارسی ( به علامت ناراحتی و شادی) دایره های آبی ایو در مواقع مقتضی و نیز بالا و پایین رفتن و اریب شدن لوله های روی سر وال.ای در مواجهه با پدیده های پیرامونش ، ترجمان ناب ترین احساسات و غرائز بشری اند. پیکره دو روبات هم در این میان از یاد نرفته اند. به یاد آوریم لرزش وال.ای را موقع شلیک های ایو به اطرافش و یا تلوتلو خوردنش را پس از بیداری از خواب ( و در واقع نیاز به گرفتن انرژی از خورشید) و یا وارفتنش را پس از آن که اولین بار ایو او را با نام صدا می زند و یا زمانی که ایو در آلونک وال.ای یکی از اشیائش را ناخواسته خراب می کند و بعد پنهانی سرجایش می گذارد ( همراه با بالا انداختن دو دسته چسبیده به بدنش و تنگ شدن دایره آبی چشمش) و دوباره سیخ سرجایش می ایستد که یعنی کاری نکرده است!

این نماهای پانتومیمی که بیش از هر چیز وابسته به یک زبان بدن ترسیمی است،برخی منتقدان را به یاد الگوهای فیلم های صامت انداخته است و بر همین اساس بحث ارجاع به آثار مثلا چاپلین را پیش کشیده اند. اما واقعیت آن است که مبحث ارجاع در وال.ای خیلی جدی تر و گسترده تر از این یک مصداق است.

ج) ارجاعات: وال.ای آکنده از ارجاع به آثار سینمایی و ادبی است.شاید بارزترین آن ها فیلم سلام دالی ( جین کلی،1969)باشد که مونس شبانه وال . ای در آلونکش است. در فیلم جین کلی با تاجری پولدار رو به رو بودیم که در پی ازدواج است و در این بین بیوه ای در تلاش است او را برای خود نگه دارد ، و حالا در وال.ای با روباتی تنها رو به روئیم که دلش را کاوشگر گیاهان می رباید. وال.ای با تقلید از حرکات موزون جاری در این اثر موزیکال ، سعی می کند بشقاب فلزی را که بین زباله ها یافته است به مثابه کلاه سیلندر روی سر بگذارد و با همین الگوبرداری است که توجه ایو را هم به فیلم و ماجرای عشق جلب می کند؛ فیلمی که بعدا از طریق حافظه ایو برای کاپیتان سفینه آنکسیوم هم به نمایش در می آید و دل او را هم می برد.

اما فیلم عمیق ترین ارجاعاتش را به شاهکار استنلی کوبریک اختصاص داده است :2001یک ادیسه فضایی . این ارجاعات هم قالب شخصیتی دارد ، هم شنیداری ، هم تماتیک و هم حتی حاشیه ای . اگر در فیلم کوبریک ، آن سنگ بزرگ مرموز مکعب مستطیل شکل ، قوه عقل آدمی را در برابر غرائزش برمی انگیخت ، حالا در وال.ای ، فرود ایو و شمایل بی حرکت اولیه اش که بی شباهت به آن مکعب کوبریکی نیست زندگی قهرمان داستان را ( که پیش از این مهمترین کارش فشرده سازی زباله به شکل (باز) مکعب بود) دگرگون می کند ؛ همان ایوی که در آلونک وال.ای پازل مکعب روبیک را در کمترین زمان حل می کند.

در عین حال آغازبندی هر دو اثر کم و بیش شبیه به هم است و می توان فضای عاری از پویایی ابتدای فیلم کوبریک را در کنار فضای آخرالزمانی و مرده و غبارآلود وال.ای قرار داد. اگر در فیلم کوبریک ، دیالوگ حداقل نقش را دارد ؛ در اغلب صحنه های وال.ای هم با کمترین میزان گفت و گو مواجهیم و از قضا زیباترین لحظات کار به مقاطع بی کلامش اختصاص دارد. اگر در 2001 یک ادیسه فضایی دو اثر کلاسیک والس دانوب آبی ( یوهان اشتراوس) و قطعه چنین گفت زرتشت ( ریچارد اشتراوس) تبدیل به شناسه های هویتی اثر کوبریک شده اند ( آن سان که قطعه نخست سرمستی حضور در فضا را برمی انگیزد و دومی اراده معطوف به قدرت بشر را القا می کند) ، در انیمیشن وال.ای نیز کم و بیش همین کارکردها از این دو موسیقی باشکوه استخراج شده اند ؛ کما این که دانوب آبی را زمانی می شنویم که تازه با کاپیتان سرخوش سفینه رو به رو شده ایم و قطعه دوم را هم وقتی که همین کاپیتان در حال زورآزمایی و مبارزه تن به تن با کامپیوتر سرکش سفینه اش Auto است.

کامپیوتر Auto نشانه ای دیگر از ارجاع به 2001 یک ادیسه فضایی است و در واقع معادل همان هال 9000 است: از نظارت و کنترل همه جانبه بر سفینه و ساکنانش گرفته تا فریبکاری علیه فرمانده سفینه و نهایتا طغیان علیه اراده بشری و البته همان فرجامی بر سرش می آید که بومن ( شخصیت اصلی فیلم کوبریک) بر سر هال9000 آورد. سازندگان انیمیشن وال.ای از برخی شباهت های صوری هم غافل نبوده اند و مثلا آن دوربین قرمز مرکزی را به مثابه چشم Auto در نظر گرفته اند تا باز هال را به یاد آورد.

( این ماجرای چشم البته در وال.ای کارکردی وسیع تر هم دارد. به یاد آوریم چشمان از حدقه درآمده بومن را موقع عبور از تونل زمان و مقایسه اش با چشمان مضطرب وال .ای در برخورد با پدیده های شگرف اطرافش و تمرکزی که سازندگان اثر بر روی آن کرده اند) شباهت ها بین فیلم کوبریک و انیمیشن استانتون باز بیش از این است: مثل خروج ایو از سفینه برای نجات وال.ای از انفجار در فضا ( که یادآور خروج بومن از سفینه برای بازگرداندن رفیقش از فضاست) یا خوردن های افراطی آدمیان مستقر در فضا ( که تداعی بخش تاکید کوبریک بر بحث تناول فضانوردان خانواده هایشان و حتی میمون هاست) و یا اشاره به برخی آرم های تجاری مانند BNL( که باز عطف کوبریک را به نشانه های بازرگانی مانند IBM یا Pan American یادآور می شود) یا آلونک وال.ای که انگار همان غار میمون هاست.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/3/54-WALL-E/54-WALL-E/16-WALL-E.jpgاما ارجاعات منحصر به 2001 یک ادیسه فضایی نیست.اگر از پاره ای تداعی های گذرا و یا شاید سلیقه ای مثل ارجاع به ئی تی ( به خاطر شمایل ظاهری و هجای نام وال.ای )، پینوکیو ( به خاطر حضور جیرجیرک به عنوان تنها مونس و غمخوار این موجود دست ساز)، کازابلانکا ( عزیمت ایو به آسمان با سفینه) ، برخورد نزدیک از نوع سوم ( ماجرای نوری که از سفینه به زمین می تابد و توجه وال.ای را به خود جلب می کند)، پرواز بر فراز آشیانه فاخته ( ماجرای حبس روبات های ناقص و ضدکارکرد که مانند دیوانگان رفتار می کنند – انجام تعمیر روی ایو هم در آنجا بی شباهت به معالجاتی نیست که روی مک مورفی انجام می دهند- و سرانجام رو به شورش می گذارند و از تیمارستان می گریزند) و حتی ماجرای اسطوره ای/مذهبی آدم و حوا و…بگذریم ، بیش از هر چیز به یاد دنیای شگفت انگیز نو ( آلدوس هاکسلی) می افتیم ؛ دنیایی که آدمیان در جهان ماشینی چنان پرورش یافته اند که تبلیغات و تلقینات باعث شده است تنها آن چه را که سیستم ماشینی معرفی و محول می کند دوست بدارند و توان هیچ کاری جز خورد و خواب و لذت های سطحی را ندارند.

آن چه استانتون در مورد آدمیان مستقر در فضا نشان مان می دهد دقیقا معادل همین موقعیت ترسیم شده توسط هاکسلی است: آدم ها با فشردن دگمه ای رنگ لباس خود را بر حسب القای رایانه عوض می کنند ، در تصاویر مجازی رو به روی خود غرق می شوند ، دائما در حال استراحت و نوش و خوردند و ساحتی به نام اندیشه را از یاد برده اند و با به فراموشی سپردن ماوای اصلی خویش ، یعنی زمین ، دچار بی هویتی و از خود بیگانگی شده اند. در عین حال در این میان ، گریزی هم به 1984 جرج اورول زده می شود و با ترسیم حکومتی ماشینی و لویاتان وار ، هر نوع پدیده جدیدی با عنوان آلودگی ناشناخته ، و هر جور ناسازگاری در سیستم با عنوان خیانت سرکوب می شود. آیا با دیدن مونیتورهای متوالی که ایو و سایرین را روبات خائن می نامند و تعقیب می کند ، به یاد تله اسکرین های 1984 نیفتادید؟

د) ایده های جذاب: اما آن چه وال.ای را دل انگیز می نمایاند ، صرفا مضمون و روایت و تصویر و ارجاع به داستان های آشنا نیست بلکه در دل همه این ها جزئیاتی دلنشین گنجانده شده که غنای را ارتقاء بخشیده است. این جزئیات شامل گستره ای وسیع می شوند که یادآوری تک تک شان نیاز به مجالی فراخ تر دارد ؛ اما سخت است که درباره این انیمیشن بنویسی و یادی نکنی از مصداق های دوست داشتنی مانند اشیاء نوستالژیکی که وال.ای در آلونکش جمع می کند ( شامل ساعت ، فندک ، بطری بولینگ ، مکعب روبیک … و چقدر جالب است تردیدش در قرار دادن وسیله ای مشترک در طبقه قاشق ها یا چنگال ها ) ، بازی با ایده دست ها و قفل شدن شان در هم ، قرینه سازی له شدن جیرجیرک زیر پای وال.ای در ابتدا و انتهای اثر ، تاکید بر فردیت ایو نسبت به سایر روبات ها از همان اول ؛ آنجا که تازه از سفینه روی زمین فرود آمده و به محض دور شدن سفینه از ماموریتش دست می کشد و به پرواز و بازیگوشی مشغول می شود،جلوه های عاشقانه وال.ای برای ایو مخصوصا نشستن مقابل غروب آفتاب یا چتر گرفتنش روی سر ایو زیر باران که به صاعقه و جزغاله شدنش می انجامد، تفاوت شمایل سازی بین آدم های 800 سال بعد ( که رسما کارتونی و اغراق آلودند) با آدم های قدیمی ساکن روی زمین ( که رسما آدمند!) ، حضور مقتدرانه Auto در تمام عکس های فرماندهان قبلی سفینه آنکسیوم ، قرار گرفتن گیاه سبز در آن لنگه کفش کهنه و دوست داشتنی…و این جزئیات به ظاهر بی اهمیت است که از انیمیشن وال.ای ، حاصلی بس جذاب و انسانی خلق می کند.

وال.ای حکایت زمانه ای است که عشق را دیگر نه در بین آدمیان که در میان سازه های شان باید جست و جو کرد. حالا دیگر تعریف جلوه ای عاطفی و انسانی مانند «رقص» را باید از زبان دائره المعارف رایانه ای شنید و عینیتش را در جست و خیز و آمد و شد دو روبات وسط فضای لایتناهی به نظاره نشست و در فضایی چنین تیره و راکد و ساکت…رقصی چنین میانه میدانم آرزوست!


irev.ir

بررسی انیمیشن امروز

در چهل دقیقه ی نخست از فیلم Wall-E ، در مدت زمانی که نه انسانی دیده میشود و نه کلامی شنیده میشود، چنان شعر تصویری زیبایی به نمایش گذاشته میشود که مفهوم عمیقتر و سیاهتر نهفته در پشت تصاویر به سختی مجالی برای خودنمایی میابد.صحنه پوشیده شده است از ساختمانها و آسمانخراشهای مرتفع اما خالی از سکنه.در این سرزمین بدون آدمیزاد و بدون انیمیشن! تنها یادگارهایی از زندگی گذشتگان دیده میشود.خورشید کم نور و غبار گرفته چشم اندازی از سرزمینی وهم آور و مرگ زده را روشن می کند و تنها ساکن این سرزمین خالی و رها شده، یک روبات کهنه و به ظاهر درب و داغان است و سوسک دست آموزش.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/3/54-WALL-E/54-WALL-E/20-WALL-E.jpgنسل کودکانی که در ۱۶ سال گذشته با انیمیشنهای پیکسار بزرگ شده اند، عادت کرده اند که هر بار با تماشای فیلمهای جدید پیکسار غافلگیر شوند. اما پیکسار اینبار و با Wall -E گامی فراتر از غافلگیری برداشته است.استودیوی پیکسار فیلمی با درجه بندی مجاز ( G) برای کودکان ساخته است که مضمون آن تا به امروز فقط در فیلمهایی غیر مجاز برای کودکان دیده میشد.

مضمون نابودی و انهدام حیات و نسل بشر بخصوص در سالهای اخیر بسیار مورد توجه فیلمسازان بوده است. فیلمسازانی چون استیون اسپیلبرگ، فرانسیس لارنس،نایت شیامالان و ورنر هرتزوگ هریک از دیدگاه خود به این موضوع سیاه و غم انگیز پرداخته اند. ورنر هرتزوگ در آخرین مستندش بنام Encounters at the End of the World میگوید: نسل بشر بر روی کره ی زمین ، در شرایط کنونی زیاد دوام نخواهد آورد. این فلسفه در نیمه ی دوم Wall-E نیز به زبانی ساده تر بیان میشود و زمانی که اعضای خیالباف استودیوی پیکسار و فیلمساز متفکر آلمانی، در دوسوی جهان، سعی در ارائه ی پیام واحدی به دنیا دارند، باید این پیام را جدی گرفت.

با تمام این اوصاف Wall_E ( طبیعتا و چنانکه از یک فیلم انیمیشن انتظار میرود ) تماما یک فیلم سیاه و تلخ نیست. از یک سو فیلمی است صلحجویانه و عاشقانه ای ساده با احساسات خالصانه ای که بی شباهت به فیلمهای چاپلین نیست و از سوی دیگر Wall-E را میتوان به نوعی در شمار فیلمهای علمی تخیلی نیز محسوب کرد با الهاماتی از فیلمهای معتبر این ژانر، از اودیسه ی فضایی گرفته تا بیگانه .

اما خود فیلم، بیشترین ارجاع را به Hello, Dolly میدهد : فیلم موزیکالی به کارگردانی جین کلی Gene kelly و با بازی باربارا استرایسند Barbara Streisand و والترماتیو Walter Matthau. این فیلم در قالب یک نوار ویدیویی که توسط Wall-E دیده میشود به صورت بهترین روش ابراز احساسات عاشقانه و معرفی شخصیت Wall-E در می آید.

Wall-E یک روبات اسقاطی و کهنه است که بیش از آنچه که برایش برنامه ریزی شده زنده مانده است. او تمام روزش را به تلاشی سیزیف sisyphus گونه برای جمع آوری و بسته بندی زباله های باقی مانده از نژاد بشر بر روی زمین می پردازد. نام او خلاصه شده ی Waste Allocation Load Lifter- Earth Class ( آشغال جمع کن- زمینی) است اما علیرغم این نام، او لزوما هر چیزی را که پیدا می کند آشغال نمی داند. در لاشه ی کشتی زنگ زده ای که او و سوسکش برای فرار از طوفانهای شن به آن پناه میبرند، Wall -E گنجینه ای گرانبها از دانه های مختلف، فندک ها و یک مکعب روبیک را جمع آوری کرده است.

علاقه و ستایش او نسبت به بازمانده های دست ساز نسل گمشده ی بشر قابل درک است چرا که خود او نیز به نوعی یکی از همان بازمانده های تمدن بشری بر روی زمین است. نسل بشر مدتهاست که سیاره ی زادگاهش را در جستجوی مکان بهتری برای زندگی ترک کرده است و Wall-E در محاصره ی خروارها مصنوعات بشری باقی مانده بر روی زمین، ناگهان در میابد که انسانها منقرض نشده اند. او در میان زباله ها، گهگاه قطعاتی را پیدا میکند که گرانبها، جالب توجه و قابل استفاده هستند و بعضی از این قطعات به زعم Wall-E ، حتی صاحب روح و زندگی تلقی میشوند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/3/54-WALL-E/54-WALL-E/22-WALL-E.jpgدر طول فیلم، تماشاچیان به تدریج به آنچه که بر زمین گذشته است پی میبرند. یک شرکت عظیم بنام BnL یا Buy N Large، زمین را با انبوهی از فروشگاههای زنجیره ای و زباله های مصرفی پوشانیده است. تا جایی که دیگر زمین مکان مناسبی برای زندگی تلقی نمیشود. در نهایت شرکت BnL تعدادی از ثروتمند ترین مشتریانش را به یک ایستگاه فضایی منتقل میکند تا در آنجا در رفاه رخوت آلود و تنبلانه ای توسط روباتهای متخصص و تعلیم دیده پذیرایی شوند. یکی از همین روباتها بنام ایو EVE (حوا!) به زمین می آید و قلب Wall-E بی نوا را می رباید!!! عشق آنها خط داستانی مشترک بین بسیاری از فیلمهای عاشقانه را میپیماید.

اگر این فیلم یک موزیکال عاشقانه ی معمولی بود ،داستان احتمالا به این شکل نوشته میشد: رفتگر بینوا و یک لا قبایی که عاشق یک مانکن مشهور که اتفاقا دانشمند معروفی نیز هست میشود….ولی در اینجا ما Wall-E را داریم : روباتی کهنه و قدیمی که تلق تلق و غژ غژ میکند ، بدن زنگ زده اش پوشیده از میخ و پرچ است و اگرچه محکم و ثابت قدم است اما گاهی به زحمت میتوان او را باهوش یا باحال خواند.

EVE اما آخرین محصول تکنولوژی است. روباتی تخم مرغ شکل و براق که شباهت زیادی به نسل آینده ی iPhone دارد. به آرامی زمزمه می کند مگر اینکه هیجان زده یا عصبانی بشود ،در اینصورت تمایل به منفجر کردن اشیاء دارد! مکالمات میان او و Wall-E بصورت جیر جیر و غرغر است که گاهی ( به ندرت) شکل کلام به خود میگیرد و گاهی ابراز احساسات های این دو روبات، اعم از خشم، بی تفاوتی، اشتیاق و از خود گذشتگی، به نوعی شیوایی و فصاحت ماورایی نزدیک میشود.

چنین ماهیت انسانی که در زیر لایه های آهنین Wall-E و Eve نهفته است، نه تنها علامت مشخصه ی تمام آثار پیکسار است، بلکه در نتیجه ی تلاش بالای هنرمندان در بخش دوربین و ادیت نیز هست و تکنولوژی هوشمندانه ای که بکار گرفته شده تا سفر Wall-E از سیاره ای متروک به فضای تازه و بدیع ایستگاه فضایی را هموار کند، حاصل دقت بی عیب و نقصی است که خالقان این اثر در خلق کاراکترها و داستان فیلم داشته اند. فراتر از تبدیل یک قصه معمولی در مورد نابودی محیط زیست به یک بیانیه ی اعتراض آمیز سینمایی، اندرو استنتون( کارگردان) نشان داده است که بخوبی از تناقضات ذاتی و مشکلات استفاده از مدیوم سینمای عامه پسند برای به چالش کشیدن فرهنگ مصرفی آگاه بوده است.

ساکنان ایستگاه فضایی مردمانی هستند که تفاوتی با کودکان غول پیکر ندارند. آنها صورتهایی گرد و چاق، بدنهایی فربه و لطیف و از لحاظ قدرتی ضعیف دارند و عادت کرده اند تا پیوسته توسط روباتهای پیشرفته مورد مراقبت واقع شوند. آنها تحت یک نوع رژیم سرمایه داری مصرفی زندگی میکنند که جزئی ترین نیازهای آنها را پیشبینی کرده است و همه چیز را آماده و کامل در اختیارشان میگذارد. این آدم بزرگهای کودک صفت که بر صندلیهای راحتی لمیده اند و در حالیکه به مانیتورهای عظیم چشم دوخته اند از لیوانهای بزرگ با نی نوشیدنیهای کالری زا مینوشند، شباهت غیر قابل انکاری به سینما رو های امروزین دارند. این کاراکتر ها در واقع خود ما هستیم! آنها هم مانند ما نه همه بد هستند و نه همه خوب.

فیلم Wall-E بیان کننده ی این تناقض است که تلاش برای ساختن چیزهای تازه و تغییر دادن چیزهای قدیمی، خریدن و فروختن و جمع آوری کردن، میتواند هم مصیبت آفرین باشد و هم راههای احتراز از مصیبت و فاجعه را به ما نشان دهد. با نگاهی طنز آمیز به فلسفه ی نهفته در لایه های زیرین Wall-E ، میتوان گفت که فرهنگ مصرفی و زباله ساز دنیای امروز همانقدر که میتواند جهان را نابود کند، میتواند الهام بخش ساختن آثاری هنرمندانه چون Wall-E باشد.


irev.ir

بررسی سه نقطه سر خط

مجله معتبر تایمز در یکی از اخرین نظرسنجی های خود، 10 فیلم برتر سال 2008 را از نگاه مردم انتخاب کرد. در این نظرسنجی، انیمیشن وال ای به عنوان بهترین فیلم سال 2008 انتخاب شد و این در حالیست که وال ای، آن روبات پیش پا افتاده­ی کثیف بامزه، تریلر پرخرج و پر سر و صدای “بتمن، شوالیه تاریکی” را پشت سر گذاشت.

روبات عصیانگر

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/3/54-WALL-E/54-WALL-E/2-WALL-E.jpgبی شک وال ای در دنیای انیمیشن ها تبدیل به یک اسطوره جاودان خواهد شد. انیمیشنی ناب و جذاب که برای اولین بار از ورای یک فانتزی کمدی، هم اشک را بر گونه های مخاطب جاری ساخت و هم گل خنده را بر لبانشان شکفت. به نظر میرسد، وال ای بیش از آنکه کمدی باشد یک ملودرام نامتوازن است. ملودرامی که کفه ترازو را حتی در صحنه های کمیک و خنده دار به سمت یک تراژدی ملموس و تاثیرگذار متمایل میکند. وال ای با طنزی نیش دار، و با تمام سکوتی که در سرتاسر فیلم حکمفرماست از مفاهیمی حرف میزند که در زندگی انسانها به دست فراموشی سپرده شده است.

شاید تلخ ترین پارادوکس داستان وال ای زمانی رقم میخورد که بحث عاطفه و احساس در جوامع بشری به میان می آید. زمانی که متوجه میشویم در سرزمین کوچک انسانهای متمدن، عشق و احساس از دل آدمها رخت بسته و عوض ان در روباتهایی نازل شده که هیچ انتظاری از انها نمیرود. در شرایطی که انسانها به سختی یکدیگر را احساس میکنند و به یاری یکدیگر میشتابند، وال ای، روباتی آشغال جمع کن، روباتی حقیر، روباتی در ظاهر کثیف و آلوده، دست انسانها را میگیرد، به آنها محبت میکند، عشق میورزد و در یک کلام راه و رسم زندگی حقیقی را به انسانها می آموزد. وال ای معلم بلامنازغ عشق حقیقی در دنیای مجازیست. معلمی که به ما می­آموزد چگونه دوست بداریم. چگونه احساساتمان را ابراز کنیم و چگونه یک موجود مفید و سازنده باشیم. در یک کلام، وال ای، در قرن سرتاسر مدرنیته آدمها، رنسانس انسانیت بر پا میکند.

مهمترین خصوصیت فیلم؟

از مهمترین خصیصه های یک فیلم خوب، استفاده­ی بجا از کلام در طول فیلم است. وال ای از این حیث یک استثنای محض در صنعت فیلم سازی محسوب میشود. اولین دیالوگ فیلم که بین دو روبات برقرار میشود 22 دقیقه پس از آغاز داستان بیان شده و این در حالیست که تنها پس از گذشت 2 دقیقه، مخاطب با وال ای ارتباط برقرار میکند. استفاده بجای کارگردان از دیالوگ ها و مونولوگ ها باعث خلق اثری جاودان شده و سکانهای کلافه کننده گفتگو یا Speaking killer در هیچ کجای داستان به چشم نمیخورد. فیلم هرگز با کلام و موعضه، عقیده و فکر خاصی را به خورد شما نمیدهد و به راحتی به تماشاچی اجازه داده میشود خودش از پس تصاویر متحرک انیمیشنی، عمق معنا و مفهوم نهفته در آن را درک کند.

روبات خوب، روبات بد!

روباتها بر اساس فرامین و اطلاعاتی که توسط انسانها به انها داده میشود عمل میکنند و مثبت بودن یک روبات به اطاعت بی چون و چرای او از دستورات مربوط میشود. در این فیلم، “هارولد”، روبات سکان دار “آکسیوم” (سفینه فضایی) به عنوان پرسوناژی منفی به تصویر کشیده شده است. هارولد روباتی دیکتاتور است که از تمام ابزارهایی که در اختیار دارد استفاده میکند تا مانع بازگشت انسانها به زمین گردد. اما سرانجام متوجه میشویم، هارولد یک روبات خوب است. روباتی که فقط انجام وظیفه میکند.

در قسمتی از فیلم، پیامی به کاپیتان کشتی داده میشود که در آن از ابتذال، فساد و تباهی زمین به دست انسانها خبر میدهد. و زمین را غیرقابل زندگی میداند. در این پیام تاکید میشود که انسانها هرگز به زمین باز نگردند. هارولد به عنوان یک ربات وظیفه شناس سعی میکند کار خودش را به نحو احسن انجام دهد که کل این قضیه، نفی مستقیم عقاید طرفداران اومانیسم یا حکومت ماشین بر مردم است. هر چقدر هم یک روبات خوب باشد و به وظایفش درست عمل کند باز نمیتواند در راس هرم تصمیم گیری قرار بگیرد. چرا که در اتخاذ یک تصمیم صحیح، صرفا محاسبات کامپیوتری کافی نیست. یا به عبارت بهتر مفهوم ناسازگاری هارولد با کاپیتان کشتی در بیان تفاوتهای “درستی” و “قانون” بیان میشود و سکانسی زیبا در تعلیق این سوال خلق میکند: آیا هر قانونی درست است؟ وال ای، به این سوال پاسخ میدهد: هر چیزی که “قانون” است “درست” نیست، بلکه هر آنچه “درست” است “قانون” است. شاید یک روبات معنای قانون را به واسطه داده هایش خوب بفهمد اما هرگز نمیتواند “درستی” را درک کند. چرا که برای فهم “درستی”، بجز عقل، الزامات دیگری چون “وجدان” و “احساس” نیز وجود دارد. ابزارهایی که در اختیار یک روبات قرار نگرفته است.

وال ای مسافری خارجی است. مسافری که از زمین پای به دنیای سرتاسر مدرنیته و قانونمند آکسیوم میگذارد.

اشکها و لبخندها

اشکهایی که حین تماشای حماسه وال ای در سرزمین خمودی و ماشینیسم انسانها ریخته شد، اشکهایی بود برای خودمان. قطراتی که تماما بخاطر حسرتِ فراموشی عواطف و احساسات حقیقی از گونه هایمان سرازیر گشت. وال ای، روباتی که در نگاه اول عشق “ایوان” در مدارات و کیتهای الکتریکیش جرقه زد، به راستی همانند یک انسان واقعی عاشقی کرد. احساس راستینی که در اعماق ریزپردازنده های این روبات جریان داشت، به ما یاد داد، چگونه دوست بداریم، چگونه احساسمان را نشان دهیم، چگونه از انکه دوستش داریم حمایت کنیم و چگونه همواره در کنارش باشیم.

کمال مطلوب وال ای، در نشانه کوچکی چون در دست گرفتن دستان ظریف و زیبای ایوان خلاصه میشود. چه زمانی که ایوان یک روبات سرزنده و زیباست، چه زمانی که از کار افتاده و تبدیل به یک تکه آهن خشک شده است؛ در تمام این لحظات، وال ای، به ایوان؛ تمام هستی اش در سرتاسر جهان، عشق میورزد، از او حمایت میکند و هرگز او را تنها نمیگذارد. عشق انیمیشنی وال ای، عشقی نیست که فقط میان سطرهای کتابهای رمان و فانتزی بتوان آن را جست. عشقیست که در درون قلب انسانها به دست فراموشی سپرده شده است. حقیقتیست، پنهان شده پشت رنگ و لعاب ظاهری مدرنیسم در دنیای رنگارنگ آدمها. و وال ای، در این دنیای سراسر نظم و قانون، عصیان راستین بی­نظمی به پا میکند.

گاف فیلم؟

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/3/54-WALL-E/54-WALL-E/14-WALL-E.jpgدر طول داستان، گیاهی به وسیله وال ای یافت شده و توسط ایوان به سفینه انتقال پیدا میکند، در صحنه ای از این فیلم، این گیاه، برای مدتی در فضای خلاء رها میشود. در حقیقت این یک گاف علمیست! هیچ گیاهی نمیتواند در دمای بسیار سرد فضا، بدون حفاظ دوام بیاورد.

نسخه ایرانی وال ای!

جالب است بدانید در این فیلم، روبات ایوان در اصل، مونث بوده و در نسخه فارسی آن بجای نام اصلی این پرسوناژ مونث یعنی “ایو” از نام مذکر “ایوان” استفاده شده و صدای آن نیز تغییر یافته است. در راستای همین سانسورهای عجیب، آنجا که کامپیوتر سفینه فضایی به درخواست کاپیتان، واژه دوست داشتن را تعریف میکند، در اصل و اساس تحریف میشود و عوض تعریف واژه “عشق”، واژه “دوست داشتن” جایگزین میگردد تا مبادا صحنه در آغوش گرفتن ایو توسط وال ای، به صحنه ای غیراخلاقی تعبیر شود! با تمام ابتذالی که در فیلمهای سینمایی داخلی گسترش یافته، اینگونه سانسورها بسیار تعجب آور است. در شرایطی که تم اصلی فیلمهای اتفاقا پر مخاطب جامعه ما بر اساس روابط گاها ناصحیح مرد و زن شکل گرفته است، و با تمام بد اموزیهایی که میتواند برای هر قشر و گروهی از مردم به همراه داشته باشد، تغییر اساس عشق دو روبات، کاملا زیاده روی و تحجر گراییست.

نکاتی جالب و خواندنی در مورد فیلم:

* کاراکتر وال ای، wall-e در حقیقت مخفف این عبارت است: “روبات بار گذار مواد زائد زمینی” و کاراکتر ایو EVE هم مخفف عبارت “روبات فرازمینی کشف گیاه” میباشد.

* فیلم، ارجاعات بسیاری به کامپیوترهای اپل Apple دارد. وقتی وال ای به وسیله نور خورشید شارژ میشود، همان صدای بوت آپ اپل را به نمایش میگذارد که در تمام کامپیوترهای این شرکت پس از سال 1996 وجود دارد. وال ای فیلم مورد علاقه اش را هر شب روی یک آی پاد iPad نگاه میکند. صدای روبات شرور سفینه فضایی، هارولد، توسط سیستم “متن به گفتار” اپل ساخته شده است. استیو جابز Steve Jobs موسس، رئیس و مدیر اجرایی شرکت کامپیوتری اپل، مدیر اجرایی پیکسار pixar استودیوی سازنده فیلم انیمیشنی وال ای هم بود البته قبل از اینکه توسط والت دیزنی Disney به کار گماشته شود.

* آخرین زباله فضایی که پس از خروج سفینه فضایی آکسیوم (که وال ای به آن چسبیده بود) از جو زمین به بیرون پرتاب شد، ماهواره روسی اسپوتینک1 بود که به عنوان اولین زباله فضایی ساخت دست بشر شناخته میشود که در مدار زمین قرار گرفته است.

* این فیلم هدیه ای است به جاستین رایت Justin Wright 27 ساله که یکی از قدیمیترین انیماتورهای استودیوی پیکسار بود. وی چندی پیش بخاطر حمله قلبی جان خود را از دست داد.


irev.ir

بررسی 1پزشک

استودیوهای انیمیشن پیکسار، همواره سابقه درخشانی از موفقیت داشته‌اند، ۸ انیمیشن اخیر پیکسار، ۴٫۳ میلیارد دلار در جهان فروش داشته است. اما پیکسار در آخرین کارش خود را با چالشی جدید روبرو کرد، شرکتی که پیش از این هیولای دوست‌داشتنی میِ‌ساخت و یک موش دلفریب آشپز را خلق کرده بود، این بار می‌بایست، روبوتی را محبوب می‌کرد.

انیمیشن مطرح این روزهای پیکسار Wall-E است. فیلمی که هم انعکاس‌دهنده روابط احساسی بین دو روبوت نامتجانس است و هم وجوهی از فیلم «۲۰۰۱، یک اودیسه فضایی» «استنلی کوبریک» را در خود دارد.

«اندرو استنتون» که پیش از این فیلم برنده جایزه اسکار «در جستجوی نمو» را هم کارگردانی کرده بود، کارگردانی این فیلم را بر عهده داشت. داستان فیلم ۸۰۰ سال بعد را نشان می‌دهد. در حالی که دوربین پانورامایی از کهکشان را نشان می‌دهد و به تدریج زوم می‌کند تا به زمین برسد، فیلم با این ترانه شروع می‌شود: Out there is a world outside of Yonkers.

قهرمان انیمیشن ما یک روبوت کوچک مکعبی است با چشمانی شبیه یک دوربین دوچشمی، نام این قهرمان کوچک Wall-E است. Wall-E مخفف عبارت دراز Waste Allocation Load Lifter — Earth Class است. فیلم، Wall-E را روی زمینی نشان می‌دهد که خالی از هر گونه سکنه و پر از زباله است. اگر سوسک دست‌آموز این روبوت را نادیده بگیریم، او تنها موجود متحرک در پهنه کره خاکی است و کارش این است که روزها زباله‌های به جا مانده از انسان‌ها را در قالب مکعب‌هایی فشرده کند و روی هم قرار دهد.

ولی Wall-E که با ظاهر خاص چشم‌ها و گردن بلند و باریکش، آدم را ناخودآگاه به یاد E.T می‌اندازد، فقط یک رفتگر مکانیکی بی‌احساس نیست، او از میان زباله‌های زمین گنجینه‌ای خصوصی برای خود فراهم آورده است که در میان آنها مکعب روبیک، لامپ‌ و همچنین نوار ویدئویی یک فیلم موزیکال دیده می‌شود. نوار ویدئویی مربوط به فیلم موزیکالی به نام Hello, Dolly است به کارگردانی جین کلی Gene kelly و با بازی باربارا استرایسند Barbara Streisand و والترماتیو Walter Matthau.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/3/54-WALL-E/54-WALL-E/3-WALL-E.jpgوقتی روبوت جالب ما با آن چشم‌های زیبایش به فیلم نگاه می‌کند و دو انسان عاشق‌پیشه را می‌بیند که دست در دستان هم نهاده‌اند، احساس می‌کنیم که این رابینسون کروزوئه تنها، به هیچ چیزی به چز در دست گرفتن دستان یک مخلوق دیگر علاقمند نیست، چیزی که در فیلم واقعا اتفاق می‌افتد! چرا که فضاپیمایی بر روی زمین می‌نشیند و یک روبات تخم‌مرغی سفید با چشمان درشت آبی را بر زمین می‌گذارد، روباتی که «ایو» Eve نام دارد و کارش جستجوی گیاه روی زمین است.

Eve با اینکه تناسبی با Wall-E ندارد و فناوری بسیار بالاتری دارد و مجهز به لیزر است، به زودی مورد توجه Wall-E قرار می‌گیرد. در واقع از سال ۱۹۲۱ که کارل چاپک در نمایشنامه‌ای کلمه روبوت را ابداع کرد و از زمانی که نخستین بار در فیلم متروپولیس به کارگردانی فریتز لانگ، روبوتی به نمایش گذاشته شد، ما شاهد چنین روبوت عاشق‌پیشه‌ای نبودیم، روبوتی که عشق بی‌آلایشش آدم را به یاد عاشقی‌های چاپلین در فیلم‌های سیاه و سفید و صامتش می‌اندازد.

در نیمه دوم فیلم، بالاخره، سر و کله انسان‌ها هم پیدا می‌شود. اما چه انسان‌هایی! آنها که ساکن یک ایستگاه فضایی هستند، کسانی هستند که تفاوتی با کودکان غول پیکر ندارند، صورتهایی گرد و چاق، بدنهایی چاق و لطیف و ضعیف دارند و همواره از سوی روبوت‌ها مورد مراقبت قرار می‌گیرند. آنها تحت یک نوع رژیم سرمایه داری مصرفی زندگی میکنند که جزئی ترین نیازهای آنها را پیشبینی کرده است و همه چیز را آماده و کامل در اختیارشان میگذارد. این آدم بزرگهای کودک صفت که بر صندلیهای راحتی لمیده‌اند و در حالیکه به مانیتورهای عظیم چشم دوخته‌اند از لیوانهای بزرگ با نی نوشیدنیهای کالری‌زا می‌نوشند، شباهت غیر قابل انکاری به سینما روهای امروزین دارند. این کاراکترها در واقع خود ما هستیم! آنها هم مانند ما نه همه بد هستند و نه همه خوب.

فیلم Wall-E بیان کننده این تناقض است که تلاش برای ساختن چیزهای تازه و تغییر دادن چیزهای قدیمی، خریدن و فروختن و جمع آوری کردن، می‌تواند هم مصیبت آفرین باشد و هم راههای احتراز از مصیبت و فاجعه را به ما نشان دهد. با نگاهی طنز آمیز به فلسفه نهفته در لایه‌های زیرین Wall-E ، می‌توان گفت که فرهنگ مصرفی و زباله ساز دنیای امروز همانقدر که میتواند جهان را نابود کند، می‌تواند الهام بخش ساختن آثاری هنرمندانه چون Wall-E باشد.

اولین نفری باشید که نظر می دهد.

دیدگاه بگذارید

آدرس ایمیل شما محفوظ می ماند


*