نقد و بررسی فیلم نگهبانان کهشکان - Guardians of the Galaxy

نگهبانان کهشکان – Guardians

8

نگهبانان کهشکان – Guardians of the Galaxy در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

نگهبانان کهکشان (Guardians of the Galaxy) محصول سال 2014 فیلمی ابرقهرمانی محصول آمریکا و به کارگردانی جیمز گان است. گان فیلم‌نامه را به همراهی نیکول پرلمن نوشته است. این فیلم بر پایه مجموعه کتاب‌های مصوری به همین نام که توسط کمپانی مارول کامیکس منتشر گردیده ساخته شده و استودیوی مارول تهیه‌کنندگی آن را برعهده داشته است. نگهبانان کهکشان دهمین فیلم در دنیای سینمایی مارول است. کریس پرت، زویی سالدانا، دیوید باتیستا، وین دیزل، بردلی کوپر، لی پیس، مایکل راکر، کارن گیلان، جایمن هانسو، جان سی ریلی، گلن کلوز و بنیسیو دل تورو بازیگران این فیلم هستند. در نگهبانان کهکشان، پیتر کوییل گروهی از موجودات فضایی را شکل می‌دهد تا به دنبال شیئی قدرتمند بگردند.

فرش قرمز نگهبانان کهکشان ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴ در هالیوود برگزار شد. ۱ اوت ۲۰۱۴ این فیلم در سینماهای ایالات متحده به صورت دوبعدی و سه‌بعدی اکران گردید. این فیلم در نظر منتقدان و گیشه موفق بود و موفق شد در سرتاسر دنیا بیش از ۷۷۳ میلیون دلار بفروشد.

خلاصه داستان: در دور دست ترین نقطه کهکشان نیرو های آمریکایی باید به مقابله با دشمن کهکشان بپردازند. قصه فیلم، درباره پنج ابرقهرمان بین کهکشانی است که برای مقابله با یک نیروی شیطانی- که قصد نابودی کهکشان را دارد – متحد شده و گروه نگهبانان کهکشان را تشکیل میدهند.

نقد و بررسی فیلم نگهبانان کهشکان - Guardians of the Galaxy

نقد و بررسی فیلم نگهبانان کهشکان – Guardians of the Galaxy

نقد و بررسی فیلم نگهبانان کهشکان - Guardians of the Galaxy

بازیگران فیلم نگهبانان کهشکان – Guardians of the Galaxy

نقد و بررسی فیلم نگهبانان کهشکان - Guardians of the Galaxy

نقد و بررسی فیلم نگهبانان کهشکان – Guardians of the Galaxy

ویدیوهایی از فیلم نگهبانان کهشکان – Guardians of the Galaxy


iRev.ir-Line

بررسی نقد فارسی

images/stories/rooz/naghd/GuardiansOfThe Galaxy/GuardiansOfThe Galaxy-1.jpgقمار تجاری هوشمندانه‌ی فیلم‌هایِ ابرقهرمانیِ اخیر مارول این است که گرچه همه داستان‌ها در یک دنیای مشابه رخ می‌دهند، اما این استودیو اقدام به جذب نویسنده-کارگردان‌هایی نموده که دیدی متمایز نسبت به کار کردن در این محدودیت‌ها دارند. میل شدید جان فاورو به خلق ضدقهرمان های مذکر جذاب کمک [بزرگی] به ایجاد جلوه اولیه «مرد آهنی/Iron Man» نمود؛ جاس ویدون، یکی از طرفداران پر و پا قرص این ژانر، زیرکانه تمام رشته‌های فیلم‌های قبلی را کنار هم گذاشت و توانست «انتقامجویان/The Avengers» را بسازد و به این ابرقهرمانی شوخ و شنگ، با وجود همه ویژگی‌های غیرمنطقی یک فیلم ابرقهرمانی، یک بعد انسانی باورپذیر ببخشد.

داستان «پاسداران کهکشان»، که در سامانه‌های ستاره‌ای دوردست اتفاق می‌افتد و عمدتاً با [دسته ای از] بیگانگان نادان درگیر است، با این ابعاد غیرمنطقی سرشاخ می‌شود، که جیمز گان – پیرو سابق کمپانی فیلمسازی تروما و معتاد فیلم‌های ردهB سینما – را به گزینه‌ای ایده آل برای هدایت این پروژه تا سرمنزل مقصود تبدیل می‌کنند. او محصول خوبی ارائه می‌دهد: گرچه جلوه های ویژه موفق عمل می‌کنند، اما نقطه قوت «پاسداران کهکشان» شوخ طبعی آن است که فراتر از اجزای تشکیل دهنده آشناتر آن ظاهر می‌شود.

images/stories/rooz/naghd/GuardiansOfThe Galaxy/GuardiansOfThe Galaxy-2.jpgاما اشتباه نکنید، به دلیل بازار گسترده‌ای که این نوع فیلم سازی هدف قرار می‌دهد و به دلیل جوانب سرگرم کننده ای که این فیلمها در بر دارند، «پاسداران کهکشان» فیلمی است که به سختی می‌شود در داستان گویی آن به تبع میل عمل کرد. همان طور که گرد و خاک اخیر ادگار رایت با این استودیو بر سر فیلمنامه فیلم «مرد مورچه ای/Ant-Man»، که گفته می‌شود استودیو به این دلیل که رایت تنها به میل خود فیلم می‌سازد ردش کرد، ثابت کرد که همیشه یک عامل مصالحه در فیلم‌هایی که در این مقیاس ساخته می‌شوند نقش دارد.

برای این منظور، گان نیز گزینه مناسبی برای این پروژه محسوب می‌شود. «پاسداران کهکشان» تسلط او بر سنت‌های این ژانر را که در اثر قبلی‌اش دیده می‌شدند، ردیابی  می‌کند و از مقیاس بزرگتری برای انتشار آن‌ها استفاده می‌کند. دو فیلم قبلی او شرایط را مهیا کردند. داستان اغراق آمیز و جذاب تهاجم بیگانگان در فیلم «لغزش/ Slither» توانایی او در استفاده از هر دو جنبه فرمول وحشت-کمدی در یک فیلم را اثبات نمود. در فیلم «سو*پر/Su*per»، که در آن شخصیت دیوانه رین ویلسون لباسی تنگ به بر می‌کند و مجموعه ای از اقدامات نا به جا انجام می‌دهد تا به یک انتقام جو تبدیل شود، گان یک حس شریرانه به فضای ابرقهرمانی تزریق کرد، بدون این که عملاً آن را نقد کند. در «پاسداران کهکشان» این گرایش‌ها مسنجم تر هستند. در عین حال، این فیلم آن‌ها را به تصویر بزرگتری ارتقا می‌دهد که مانع از دیده شدن اجزای بهتر آن می‌شود.

images/stories/rooz/naghd/GuardiansOfThe Galaxy/GuardiansOfThe Galaxy-3.jpgخوشبختانه این فیلم بر محدودیت‌های روایت اِفِکت (جلوه) محور خود به دلیل مجموعه ای از اجراهای پرداخت شده از سوی بازیگران غلبه می‌کند. گل سرسبد بازیگران این فیلم کریس پِرَت است که در نقش تنها موجود زمینی داستان یعنی پیتر کوییل به ایفای نقش می‌پردازد، کسی که در کودکی توسط بیگانگان وحشی ربوده می‌شود تا به عنوان یک راهزن سرگردان بین سیاره ای رشد کند.

کوییل در جریان یکی از گشت و گذارهایش به یک گوی قدرتمند برمی خورد که قادر است جهان را نابود کند. در اصل این مک گافین[۱] مجموعه ای از ابزارهای داستانی را وارد این فیلم می‌کند: گامورای یتیم کش (با بازی زو سالدانا) برای پیدا کردن کوییل و پس گرفتن گوی فرستاده می‌شود. در عین حال یوندوی دزد دریایی (با بازی مایکل روکر بد اخلاق) برای کوییل جایزه تعیین می‌کند که این مقدمه ای است برای معرفی ستاره های واقعی فیلم که هر دو انیمیشنی هستند: راکت راکون، یک جایزه بگیر از خود راضی و وراج (با صدای بِرَدلی کوپر) و وردست چُلمَنگش، یک درخت متحرک به نام گروت (با صدای دیجیتالی شده وین دیزل که هر بار روی صحنه می‌آید تنها عبارت «من گروت هستم» را به اشکال مختلف صدها بار تکرار می‌کند). بالاخره کوییل و جایزه بگیرها پشت میله های زندان به هم می‌رسند و با شک و تردید برای آزاد شدن با هم متحد می‌شوند و در این راه دِراکس (با بازی دِیو بائوتیستا) مضحک و کله پوک آن‌ها را همراهی می‌کند. بقیه فیلم داستان تلاش‌های آن‌ها برای دور نگه داشتن گوی از چنگال رونان تشنه قدرت و تندرو (با بازی لی پیس) است و در پایان این گروه از شیادان خودشیفته به منجیانی وظیفه شناس تبدیل می‌شوند. اگر فکر می‌کنید داستان را لو داده‌ام، خب، مگر غیر از این انتظار داشتید؟

images/stories/rooz/naghd/GuardiansOfThe Galaxy/GuardiansOfThe Galaxy-4.jpgاما رسیدن به این هدف معلوم، با بده بستان‌های گاه و بیگاه و نکات طنزی همراه است که [تنها] در یک فیلم رابرت آلتمنی[۲] ممکن بود نا به جا به نظر نرسند. «پاسداران کهکشان» درست زمانی در بهترین حالت خود قرار می‌گیرد که درباره چیزی است که انتظار ندارید چنین فیلمی درباره‌اش باشد: شخصیت‌ها.

پِرَت، که خود را به عنوان بازیگری ثابت کرده که هر بار به رنگی در می‌آید و نمی‌توان او را در یک حالت ثابت مشاهده کرد، برای هدف این فیلم بسیار جور در می‌آید. او به خوبی از پس نقش کلیشه ای یک قهرمان فیلم‌های اکشن بر می‌آید، حتی وقتی که رفتار افاده آمیز خود را با مانورهای احمقانه و پوزخندی خودآگاهانه تلفیق می‌کند. با وجود این راکت و گروت با چنان کاریزمایی در کانون توجه قرار می‌گیرند، که بعید است مارول قید یک اثر اشتقاقی با آنها را بزند. با یادآوری کششی شبیه به آنچه بین دو شخصیت هان و چیوباکا [در فیلم‌های جنگ ستارگان] وجود داشت، رویکرد بی پروای این زوج در انجام کارها یکی از بهترین نمونه های فیلم‌های کمدی دو شخصیتِ محوری در یک برهه از زمان است، و نمونه دیگری از امکانات قدرتمندی است که فناوری ایجاد شخصیت‌های کامپیوتری در اختیار قرار می‌دهد.

متأسفانه فیلمنامه گان چندان با زن‌ها مهربان نیست. سالدانا اصولاً زیر لایه‌های سنگینی از گریم سبزرنگ بازی می‌کند و وقتی که پِرَت باید او را از چنگال تاریکی عمیق نجات دهد (معادل آزاد کردن یک دوشیزه نگران از ریل‌های راه آهن در قرن بیست و یکم،) سالدانا به یک حامی کسل کننده تهدیدهای پِرَت تنزل می‌یابد. اما وقتی فیلمنامه از او می‌خواهد تا با مردان خشن اطراف خود بجنگد یا دشنامشان دهد، او این چنین می‌کند و همین برای فضا دادن به این بازیگر کافی است.

images/stories/rooz/naghd/GuardiansOfThe Galaxy/GuardiansOfThe Galaxy-5.jpgو او قطعاً فضای زیادی دارد. این فقط راکت و گروت نیستند که به فیلم حس و حال جنگ ستاره‌ای می‌دهند. با تک تک نماهای «پاسداران کهکشان» که برای نمایش مؤلفه‌های آن فرازمینی ساخته و پرداخته شده، دنیای مجازی آن بیشتر و بیشتر رنگ واقعیت می‌یابد. وقتی که بِنیسیو دِل تورو در نقش یک محتکر مرموز معروف به کالکتور (مجموعه دار) در یک صحنه طولانی ظاهر می‌شود، بهانه‌ای دیگر به دست [کارگردان] می‌افتد، تا اتاقی پر از چیزهای زنده و غیرزنده کیهانی، که او از گوشه و کنار کهکشان جمع کرده است نمایش دهد. از آنجا که هر نما بر ما تأثیر می‌گذارد، لذا بی شک دنیای عظیم غیرقابل تصوری در آنجا وجود دارد.

با توجه به این مقیاس، هیجان‌انگیزترین لحظات «پاسداران کهکشان» وابستگی به فیلمنامه آن ندارند. وقتی که یوندو به استفاده از یکی از پیکان‌های کمربند خود تحریک می‌شود و تمام دشمنان را زمینگیر کند، این حس به شما دست می‌دهد که این صحنه می‌توانست در هر لحظه ای از فیلم رخ دهد. سرگرمی به معنای کلمه در جای جای فیلم پراکنده است.

ولی گان همچنان در بهره برداری از یک ابزار جامع موفق است: یک نوار کاسِت مخلوطی از آهنگ‌هایی که مادر کوییل به هنگام کودکی پسرش قبل از این که خود در اثر سرطان بمیرد درست کرده است. این قهرمان با همراه آوردن این شاهد آنالوگ بر گذشته خود در طول ماجراهای دیجیتالی‌اش، انگار به ریشه‌های داستانی چنگ زده که از حاشیه های جذاب آن بیرون زده‌اند.

به این ترتیب، «پاسداران کهکشان» به شدت از موسیقی متن پاپش بهره می‌برد؛ از جمله از آهنگ «O-o-h Child» گروه Five Stairsteps به منظور پَرت کردن حواس یک تبه کار استاده می‌کند و از آهنگ cherry bomb برای زنده کردن یک مونتاژ، هنگامی که تیم نقشه‌ پیروزی را توضیح می‌دهد. (حتی یک مونولوگ کامل درباره یکی از آهنگ‌های Footloose هم وجود دارد.) گان این ابزار شیک را با تصاویر احساسی از ستاره‌هایش تکمیل می‌کند، از جمله یک قدم زدن اِسلو موشِن در راهرو که ما را به یاد اولین صحنه فیلم «کلاهبرداری آمریکایی/American Hustle» می‌اندازد. این ابزار جواب می‌دهد: با کمک ریتم‌های موسیقیایی که احساسات را تحریک می‌کنند، گان فانتزی ابرقهرمانی خود را به سمت قلمرو ستارهای راک هدایت می‌کند.

images/stories/rooz/naghd/GuardiansOfThe Galaxy/GuardiansOfThe Galaxy-6.jpgدر این راستا، گان به خوبی موضوع عامه پسند خود را به یک زمین بازی پر هیجان تبدیل می‌کند. درست مثل زمانی که «مرد آهنی» حرف می‌زند، تمرکز زیاد بر سبک به این روایت‌های احمقانه اجازه می‌دهد تا به اندازه بودجه‌های تولید سرسام آورشان از یک لحن احساسی [به نفع خود] بهره برداری کنند.

اما این باز جلوه‌ها هستند که حرف اول را می‌زنند. وقتی که «پاسدارها» وارد یک نبرد عظیم می‌شوند، به خصوص در طول نبرد در یک فضاپیمای عظیم‌الجثه در نیم ساعت پایانی فیلم، کل کار افت می‌کند و تنها زمانی دوباره قد راست می‌کند که درونمایه طنز فیلم باز می‌گردد. با این حال موفقیت این فیلم، حتی زمانی گان به حاشیه‌ها می‌پردازد تا حد زیادی به یک جلوه ویژه بزرگ مدیون است. بهترین شخصیت‌های فیلم (راکت و گروت) حتی ذره‌ای از گوشت و پوست تشکیل نشده‌اند، اما جاذبه‌شان ربط چندانی به فناوری، که باعث حیاتشان شده است، ندارد.

اگر «پاسداران کهکشان» داستان اصلی پر خطر خود (یعنی نجات جهان از نابودی قریب‌الوقوع) را کنار می‌گذاشت، باز هم در حد یک فیلم لذتبخش باقی می‌ماند. نقاط قوت آن که اصولاً مدیون شخصیت آتشی مزاج راکت هستند، برای اثبات این مدعا کافیست: او همیشه مشکل ساز است، مدام در نقشه‌هایش مشکل تراشی می‌کند (مثلاً نیاز به ربودن پای قلابی یک زندانی) تا سر به سر بقیه بگذارد. در یک صحنه وارد یک میخانه می‌شود و تهدید می‌کند که کل بار را منفجر می‌کند. نوعی هیجان محض در تماشای این لحظات بی زرق و برق وجود دارد؛ به جای این که با جلوه های ویژه حواستان را پرت کنند، عوامل فیلم از جلوه‌های ویژه برای رضایتبخش تر کردن صحنه‌ها استفاده می‌کنند و اینجا است که فیلم پنجره ای به سوی نوع بهتری از فیلمهای موفق تجاری باز می‌کند.

تابستان امسال به خصوص پر از نمونه‌هایی از این دست بوده است. در حالی که آخرین نسخه از «تبدیل شوندگان/ Transformers» کسل کننده ترین فیلم در این مجموعه است، «طلوع سیاره میمون‌ها/ Dawn of the Planet of the Apes» نمونه بسیار خوبی از یک فیلمسازی موفق و بنیادی را ارائه کرده است. فیلم «لوسی/ Lucy» اثر کارگردان فرانسوی لوک بسون که این هفته اکران می‌شود با تمام ایده‌های مبتکرانه‌اش به بیراهه رفته است. «پاسداران کهکشان» جایی میان این طیف قرار می‌گیرد. این فیلم به حد کافی برای راضی کردن بینندگان آسانگیر پیش پا افتاده است، اما از طرفی رویکرد طعنه‌آمیزش باعث می‌شود پا را فراتر از استانداردهای شرکت سازنده‌اش بگذارد. در پایان از آنجا که تمام فیلم‌های اینچنینی باید نوید ساخت قسمت‌های بعدی را بدهند، «پاسداران کهکشان» این احتمال را باقی می‌گذارد که حتی اگر همین داستان آشنا ادامه پیدا کند، باز هم ممکن است ما به طرقی دیگر شگفت زده شویم. تنها می‌توان امیدوار بود.

————————-

[۱] به انگلیسی McGuffin: مفهومی در سینما است که توسط آلفرد هیچکاک متداول شده‌است. مک‌گافین به سرنخ یا ابزاری گفته می‌شود که بدون اهمیت ذاتی، به پیشبرد داستان کمک می‌کند. یکی از مستعمل‌ترین تکنیک‌های گسترش پیرنگ در سینمای هیچکاک استفاده از « جستجو برای مک گافین » بوده است. «مک گافین» فردی/ شیئی/ مفهومی و به طور کلی ابژه‌ای است که همه به دنبال آن می گردند و ماجرا پیش می رود اما در بسیاری مواقع سرانجام معلوم می‌شود که یا ابژه خیالی بوده است و یا اینکه اهمیت چندانی نداشته است. در روانی، پول‌های دزدیده شده نقش «مک گافین» را ایفا می کنند و اولین حدس‌های ما کنجکاوی در مورد سرانجام پول هاست که تقریباً از انتهای همان نیمه اول فیلم فراموش می شود.

[۲] کارگردان فقید امریکایی که سبک خاص خود را داشت.


iRev.ir-Line

بررسی مووی مگ

p4355454rated thumb4444gدر نزدیک به دو دهه ی اخیر شخصیت های ” کمیک مصور ” کمپانی مارول یکی از پولسازترین شخصیت ها در گیشه های سینما بوده اند که کمتر مشاهده شده فروشی حداقلی را تجربه کنند. در سالهای اخیر کمپانی مارول شخصیت های کمتر شناخته شده ای ( حداقل برای طیف وسیع مخاطبان ) نظیر « مرد آهنی » را به سینما آورد و آن را چنان محبوب و پولساز کرد که علناً تبدیل به یکی از پولسازترین شخصیت های این کمپانی در گیشه های سینما شد. به واسطه همین محبوبیت ، در سالهای بعد شخصیت های دیگری نظیر « ثور » هم به سینما راه پیدا کردند که فروش گیشه ای آنها نیز قابل توجه و برای کمپانی مارول راضی کننده بود. حال که مارول بیشتر شخصیت های مهم داستانهای مصورش را به مخاطبین سینما معرفی کرده و همگی آنها یکی دو قسمتی عنوان مستقل برای خود کسب کرده اند، نوبت به ورود شخصیت های جدیدی در قالب فیلمی به نام « نگهبانان کهکشان » رسیده که از لحاظ محبوبیت در رده پائین تری نسبت به دیگر شخصیت های مارول قرار می گیرند.

« نگهبانان کهکشان » اولین بار در سال 1969 در سری داستانهای « اَبَرقهرمانان مارول » پدیدار شدند و در سالهای بعد در چندین عنوان از داستانهای مصور مارول که « انتقام جویان » هم در آن حضور داشتند مشاهده شدند اما در اواسط دهه ی 90 میلادی خبری از این شخصیت ها در داستان های مصور نشد تا اینکه بار دیگر در سال 2008 این گروه با اعضایی جدید و سر و شکل متفاوت از گذشته بار دیگر به داستانهای مصور بازگشتند و مشخصاً در حال حاضر شاید تنهای شخصیت هایی بودند که مارول می توانست آنها را به سینما بیاورد تا طرفدارانش برای تماشای آنان بر پرده نقره ای پول هنگفتی نصیب تهیه کنندگان کند.39399394d1dsd

داستان فیلم از جایی آغاز می شود که پیتر کوییل ( کریس پرات ) که به تازگی مادرش را از دست داده، توسط یک گروه از دزدان فضایی به سرکردگی یوندو ( مایکل روکر ) دزدیده و بزرگ می شود. حال 26 سال از آن اتفاق گذشته و پیتر جوانی شوخ طبع است که نام مستعار ” ارباب ستاره ای ” را بر روی خود نهاده در سیاره موراگ موفق به دزدیدن گوی آرزو می گردد که ارزش فوق العاده ای دارد و می تواند دردسرهای زیادی را برای وی به همراه داشته باشد. اما بلافاصله افراد دیگری از راه می رسند تا بتوانند گوی را از چنگال پیتر خارج کنند که در این راه موفق نمی شوند و در نهایت همگی آنها توسط Nova Prime که یکجور پلیس بین کهکشانی می باشد دستگیر می شوند و به مقر سازمان منتقل می شوند. حال افراد جمع شده در کنار هم در این مقر که شامل دختر سبز پوست به نام گامورا ( زوئی سالدانا ) ، یک فرد بسیار تنومند به نام دراکس ( دیو بائتیستا ) ، راکت ( با صدای بردلی کوپر ) و گروت ( با صدای ون دیزل ) باید با یکدیگر متحد شوند تا جلوی نقشه های شوم و شیطانی فردی به نام رونان ( لی پیس ) را بگیرند و این در حالی است که هر کدام از آنها داستان زندگی خود و دلایل حضورشان در کنار یکدیگر را دارند.1265e1165d161222

مطمئناً کسانی که به تماشای فیلم « نگهبانان کهکشان » خواهند نشست به دو دسته کاملا مجزا تقسیم خواهند شد. دسته اول شامل افرادی هست که پیشینه شخصیت های این داستان را بارها خوانده اند و درباره گذشته آنان و دلایل حضورشان اطلاعات کافی دارند و مهمتر از همه اینکه در زندگی شخصی شان با دنیای داستانهای مصور یا همان « کمیک بوک » به خوبی ارتباط برقرار کرده اند و ذهنیت داستانهای فانتزی را در ذهن خود بخوبی سر و شکل داده اند. برای این دسته از مخاطبین تماشای « نگهبانان کهکشان » اتفاقی هیجان انگیز و جذاب محسوب می شود که می تواند حتی « نگهبانان کهکشان » را به یکی از محبوب ترین آثار زندگی شان مبدل کند. این دسته از مخاطبین می توانند شخصیت های محبوب داستانهایشان را در اینجا با شکل و شمایل همیشگی شان که جزئیات طراحی آنها بسیار تحسین برانگیز هست مشاهده نمایند و همچنین از شوخ طبعی بی نهایت این شخصیت ها به خصوص کوییل ( همانند آنچه که در داستانهای مصور خوانده اند ) لذت کافی را ببرند.

در واقع اگر بخواهیم با دید فیلمسازان به « نگهبانان کهکشان » بنگریم، باید گفت که آنها در ساخت این اثر کم و بیش ” بلاک باستری ” به موفقیت کامل دست یافته اند. جیمز گان پیش از این بارها عنوان کرده بود که مخاطبین اصلی فیلمش قطعاً طرفداران دو آتشه ” نگهبانان کهشکان ” و داستانهای مصور هستند و امیدوار است که آنان بتوانند با فیلم ارتباط بسیار خوبی برقرار کنند و از آن لذت ببرند. بنابراین می توان گفت که جیمز گان در ارائه داستان « نگهبانان کهشکان » به طرفداران این مجموعه بسیار موفق عمل کرده و توجه به جزئیات داستان فیلم و بخصوص شخصیت پردازی ها ،یکی از عوامل برتری « نگهبانان کهکشان » در مقایسه با همتایان اَبَرقهرمانش به شمار می رود.9292341df2

اما دسته دومی از مخاطبین هم برای فیلم وجود دارند که اصولاً این افراد کمتر پیش زمینه ذهنی درباره داستان مصور « نگهبانان کهشکان » و شخصیت هایش دارند و با کنجکاوی به تماشای فیلم خواهند نشست. متاسفانه باید بگویم که « نگهبانان کهکشان » برای این دسته از افراد نمی تواند اثری جذاب و تماشایی باشد برای اینکه ذهنیت فانتزی فیلم بیش از آن است که مخاطبین بالغ سینما بتوانند از آن لذت کافی ببرند. « نگهبانان کهکشان » علناً برای مخاطبین سینما ( و نه طرفداران داستانهای مصور ) نمی تواند جذابیت دو چندانی به همراه داشته باشد مگر آنکه بتوانید با ذهنیت داستان و اتفاقات ساده لوحانه ای که در جریان فیلم رخ می دهد به خوبی کنار بیایید.

روایت داستان و جزئیات آن مطابق انتظارات یکی از کلیشه ای ترین بخش های فیلم به شمار می رود. « نگهبانان کهکشان » داستان نبرد خیر و شر است که در این میان چند شخصیت گرد هم می آیند تا علیه پلیدی به مبارزه برخیزند و در میان هم هر شخصیت داستان زندگی مخصوص به خود و دلایل بودنش در جمع را بیان می کند و در نهایت اتحاد و همبستگی و… فیلم دقیقاً بر پایه همین عناصر کلیشه ای بنا شده و حتی کلیشه ای ترین موارد در فیلمنامه نویسی نیز به وضوح در فیلم قابل مشاهده است.efw69w41e961620

شخصیت پردازی های فیلم نیز برای مخاطبین سینما چنگی به دل نمی زند. همانطور که گفتم هویت شخصیت های داستان برای طرفداران این مجموعه کاملاً قابل لمس است اما این مورد برای مخاطبین سینما حتی می تواند آزار دهنده باشد. فیلم مملوء از شوخی های بی مزه و نابهنگامی است که از زبان شخصیت اصلی داستان بیرون می ریزد و بطور کل فضای فیلم را از “فانتزی ” به ” اَبَر فانتزی ” سوق می دهد. وجود یک دوجین شخصیت با طراحی های عجیب و غریب نظیر راکونی به نام « راکت » که متخصص اسلحه و استراتژی های جنگی هست، با آن شکل و شمایل مضحک، بدجوری توی ذوق مخاطب می زند.

با اینحال با تمام کاستی ها و علامت سوالهایی که « نگهبانان کهکشان » برای مخاطبین بالغ سینما بر جای می گذارد، می توان در مورد جلوه های ویژه فیلم با رضایت بیشتری سخن به میان آورد. « نگهبانان کهکشان » خوشبختانه همانند همتایانش غرق در CGI نیست و جیمز گان تا جایی که امکان داشته استفاده از جلوه های ویژه CGI را محدود کرده تا باورپذیری و زنده بودن فیلم بیشتر به چشم بیاید. طراحی شخصیت های داستان هرچند که عجیب و غریب به نظر می رسد و بارِ فانتزی آن بیش از حد معمول است اما با وسواس و رعایت جزئیات انجام گرفته است. بطور خلاصه می توان گفت که جلوه های ویژه و اکشن « نگهبانان کهکشان » در مقایسه با بخش داستانی از ارزش به مراتب بالاتری برخوردار است.f0we25f053535

در میان بازیگران فیلم تنها کریس پرات فرصت این را داشته که تصاویر بیشتری به خود اختصاص دهد و مزه پراکنی هایش را بطور کامل انجام داده باشد! پرات که در سالهای اخیر رفته رفته از بازیگری در نقش های مکمل، تبدیل به بازیگری قابل اعتماد در نقش های اصلی شده، در « نگهبانان کهکشان » وظایفی که به او محول شده را به خوبی انجام داده است. البته خوشمزگی های همیشگی شاید سوهان اعصاب بسیاری از مخاطبین باشد اما همانطور که گفتم این رویه به دلیل این بوده که فیلم به شدت به منبع اقتباس وفادار بود و سعی کرده که حال و هوای آن مجموعه داستانهای مصور را زنده نگه دارد. از میان بازیگران مشهور فیلم هم می توان به زوئی سالدانا اشاره کرد که نقش پررنگی در داستان فیلم ندارد و تشخیص دادن چهره اش هم کمی مشکل است. بنسیو دل تورو، گلن کلوز هم از دیگر بازیگران مشهور فیلم به شمار می روند که آنها نیز ستاره فیلم محسوب نمی شوند و تنها برای سنگین شدن وزنه بازیگران به فیلم اضافه شده اند. صداپیشگی بردلی کوپر و وین دیزل هم به خوبی انجام گرفته.

لذت بردن از « نگهبانان کهکشان » کار دشواری نیست به شرط اینکه شما سالها با داستانهای مصور زندگی کرده باشید و در دنیای آنان غوطه ور شده باشید. اما اگر داستانهای مصور را مطالعه نکردید و مانند طیف وسیعی از مخاطبین ایرانی به ” باورپذیری ” داستان و شخصیت ها اهمیت به مراتب بیشتری می دهید تا پرداخت فانتزی، « نگهبانان کهکشان » نمی تواند برای شما لحظات خوشی به همراه داشته باشد.


iRev.ir-Line

بررسی myshots

بررسی و نقد فیلم Guardians of the Galaxy

از جناب جیمز گان قبلا فیلم سوپر یا فوق العاده را معرفی کردم ولی خوب به نظر می رسد آخرین ساخته ایشان یعنی  فیلم Guardians of the Galaxy یا نگهبانان کهکشان یک فیلم فوق العاده دیگر در ژانر علمی تخیلی و کتاب های کمیک باشد که به نقد آن می پردازیم. منتقد این نقد فردی ست به اسم گِلِن کنی که به این فیلم در سایت راجبر ایبرت ۳ ستاره داده است که امتیاز بسیار خوبی به شمار میرود.

من قبلا خیلی با مجموعه Marvel Universe مأنوس بودم البته قبل از اینکه نگهبانان کهکشان توی این مجموعه وارد بشوند آنرا کنار گذاشتم. بعضی ازکاراکترهای مرول توی این فیلم برای من قابل شناسایی بودند مثل تانوس -نیمه خدای شریر یا درکس ویرانگر و یکی دوتای دیگر. اما نهایتا فهمیدم این پیوند نسبی و سعی برای وصل کردن ماجراها به چیزی بیرون خودش هست که یک ذره باعث لنگیدن فیلم شده است.
از خیلی جنبه ها فیلم Guardians of the Galaxy یک وسترن فضایی سرگرم کننده و نسبتا نو هست. یک “Firefly” مناسب ۱۵ ساله ها با اشاره های زیاد به جنگ ستارگان و دیالوگهای نامحترمانه غالبا خنده دار.شوخی های کاراکترهای پرات و برادلی کوپر اینقدر دنباله دار است که آدم فکر میکند فیلم از یک مرحله دوبله دوباره گذشته است.
استار لرد و راکت تنها اعضای اتفاقی عجیب در این گروه فراکهکشانی نیستند. گامورا جنگجوئی است نیک سرشت از دل یک خانواده شیطانی، دراکس کرگدن کینه جویی است که همه چیز را جدی می گیرد و گروت یک درخت متحرک بندرت سخنگو است. گوناگونی سرگرم کننده اینها باعث میشود مامورتشان، نجات دنیا از دست یک کشتارگر دارای توهم عظمت ، یک شکل عمومی بگیرد که با فیلمهایی از این دست سنخیت دارد.
ممکن است توجه کرده باشید که خیلی منتقدین در برابر فیلمهای ساخته شده از کتابهای مصور حالت دفاعی می گیرند.و اینکه من در بالا سعی کردم از کتابهای مصور جانبداری کنم .علتش این است که بعنوان کسی که در بچگی لذت زیادی از آنها برده و هنوز برای این فرم گرافیکی احترام قائل است فیلمهای ساخته شده بر اساس آنها را تاحدی خسته کننده و خالی از فرم می بینم. گرچه “نگهبانان کهکشان” در خیلی قسمتها موثر است، آدم بدهای داستان با خصوصیات ساختگی تعریف شده اند.ادای دین به حیوانات کارتونی به طور ناخوشایندی بر شبه والامقامی آدم بدها می چربد.بنظر میرسد Gunnاینرا میداند یکی از معدود شوخی های موثر خرابکارانه فیلم وقتی است که یکی از قهرمانها موقع اسلوموشن قالبی رفتن به سمت تقدیر نهایی خود که نقطه اوج فیلم را اعلام می کند عملأ خمیازه می کشد.
در امتیاز نهایی آنچه برای فیلم باقی می ماند جذابیت گروه بازیگری(Cast) است شامل “بنیچیو دل تورو” در یک نقش کوتاه که به او اجازه می دهد مقدار سخاوتمندانه ای از خصوصیات افسانه ای خود را به نمایش بگذارد و “مایکل روکر” در یک نقش خشن – روح افزا بودن خوشبینی نهایی اش -و موزیک پاپ زمینی اش که مورد پسند شخصیتهای فیلم است همانقدر که مورد پسند بیننده ها خواهد بود.

حواشی فیلم Guardians of the Galaxy :

  • بودجه ۱۷۰ میلیون تا الان فروش نزدیک به ۱۶۰ میلیون که بیشتر از این هم به مراتب خواهد شد.
  • دنباله ای برای این فیلم قرار است در ۲۸ ژولای سال ۲۰۱۷ اکران شود.

Aboutadmin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *