نقد و بررسی فیلم قاضی - The Judge

قاضی – The Judge

7.5

قاضی – The Judge در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

قاضی (The Judge) فیلم آمریکایی، در سبک درام-کمدی است که توسط دیوید دابکین کارگردانی شد و در اکتبر ۲۰۱۴ منتشر شد. در این فیلم بازیگرانی همچون رابرت داونی جونیور، رابرت دووال، ورا فارمیگا، وینسنت دن آفریو و دکس شپارد به ایفای نقش پرداخته‌اند.

خلاصه داستان: وکیلی بسیار موفق برای خاکسپاری مادرش به شهرش برمی‌گردد. وی در پی کشف این این موضوع است که پدرش، قاضی شهر، متهم به انجام قتلی می‌شود وی با یکی از دوستان قدیمی اش نیز دیدار می کند و …

نقد و بررسی فیلم قاضی - The Judge

نقد و بررسی فیلم قاضی – The Judge

بازیگران فیلم قاضی - The Judge

بازیگران فیلم قاضی – The Judge

نقد و بررسی فیلم قاضی - The Judge

نقد و بررسی فیلم قاضی – The Judge

ویدیوهایی از فیلم قاضی – The Judge


iRev.ir-Line

بررسی نقد فارسی

media/kunena/attachments/5976/judge1.jpgیک درام درباره‌ی پدر و پسری که طی یک قتل با یکدیگر آشتی می‌کنند، «قاضی» داستانی اینچنین دارد و دو بازیگر اصلی‌اش، «رابرت داونی جونیور» و «رابرت دووال» نقش‌آفرینی‌های گرم و باورپذیری دارند اما فیلم آن‌قدر که انتظار داشتیم، خوب نیست زیرا در فیلمنامه‌ی آن مشکلات عدیده‌ای وجود دارد و وقایع، 20 دقیقه پس از آن زمانی که باید رخ دهند، رخ می‌دهند، اشتباهی که به‌نظر می‌رسد سازندگان، آن‌را عمداََ مرتکب شده‌اند.این فیلم که اولین فیلم غیر کمدی و غیر ابرقهرمانی رابرت داونی جونیور بعد از فیلم «تکنواز/The Soloist» محصول سال 2009 است، که البته از آن اثر نه‌چندان جالب و جذاب، اندکی گیراتر است، اما این فیلم هم نتوانسته نقطه‌ی عطفی در کارنامه‌ی جونیور در ژانر درام باشد، فیلمی که نتوانست افتتاح‌کننده‌ی خوبی برای جشنواره‌ی تورنتو باشد. جهش ناگهانی «دیوید دابکین» به عنوان خالق آثاری کمدی چون «شوالیه‌های شانگهای/Shanghai Knights»، «فرد کلاوس/Fred Claus» یا «خرابکاران عروسی/Wedding Crashers» از ساخت آثار کمدی به ساخت آثار درام با تم تیره، حقیقتاََ چندان موفقیت‌آمیز نبوده و سینمادوستان و منتقدان را نسبت به آثار او حساس‌تر نیز کرده است.فیلمنامه‌ای که «نیک شِنک» (نویسنده‌ی فیلم «گرن تورینو/Gran Torino») و «بیل دوبوکیو» که تازه‌کار است نوشته‌اند، بر اساس داستانی از خود شنک و دابکین است، و شهری کوچک در ایندیانا را کانون رویدادهای فیلم قرار داده است، اما فیلم کشش چندانی ندارد.

media/kunena/attachments/5976/judge2.jpgشخصیت داونی جونیور، هنک پالمر وکیل ماهر شیکاگو است و هر خصوصیتی دارد، جز دلنشین و گیرا بودن، او فقط به پرونده‌های “افراد ثروتمند و خلافکار” رسیدگی می‌کند، وکیلی که هوش سرشاری دارد و بسیار چرب‌زبان است.در ابتدا، او که از بلاهایی که بر سرش نازل شده‌است، همچون خیانت همسرش و مرگ مادرش، رو به مشروبات الکلی آورده است و قصد دارد پس از مدت‌ها، برای مدت کوتاهی به خانه‌ی قدیمی‌اش بازگردد. مثل تمامی خانواده‌های یک فیلم درام که می‌خواهند احساسات مخاطب را برانگیخته کنند، یک ضلع سوم هم وجود دارد، به عنوان آن ضلع، شخصیت‌ها غمگین هستند و پشیمانی به تصویر کشیده می‌شود.برادران هنک مردان بالغی هستند، یکی به اسم گلن (با بازی «وینسنت دونوفریو»)، بازیکن بیسبال است اما هیچ‌گاه نتوانسته به آرزوشیش که بازی در لیگ برتر بیسبال است، برسد.دیل (با بازی «جرمی استرانگ») هم دیگر برادر اوست، کوچکترین فرزند خانواده که ناتوانی ذهنی دارد و تمام فکر و ذکرش، آرشیو فیلم‌های سینمایی موجود در خانه‌اش است.

media/kunena/attachments/5976/judge4.jpgسپس پدر آن‌ها (با بازی رابرت دووال) معرفی می‌شود، پیرمرد مورد احترامی که همه او را “قاضی” صدا می‌زنند و در طول حدود 40 قضاوتش، همواره سعی کرده با عدالت باشد و در زندگی شخصی هم، فردی مورد اطمینان است.اگرچه هنک و پدرش هر دو با قانون سر و کار دارند، اما هنک فقط به‌دنبال پیروز شدن موکلش است، اما پدرش به اجرا و صدور درست احکام اعتقاد دارد، و همین تفاوت بزرگ، این پدر و پسر را متفاوت از هم ساخته است. “این خانواده شبیه یک نقاشی احمقانه از پیکاسو است”، هنک این حرف را قبل از رفتن به یک میخانه همراه با برادرانش می‌گوید، جایی که او یک گارسون سرزنده به نام کارلا (با بازی «لیتون میستر») را می‌بیند و سپس، متوجه می‌شود که او دختر معشوقه‌ی دوران دبیرستانش سامانتا (با بازی «ورا فارمیگا») است، سامانتایی که برای انجام دادن چند کار ناتمام تجاری، به شهر آمده است.همانطور که شهری که وقایع فیلم در آن رخ می‌دهند شبیه به یک دیزنی‌لند [شهربازی‌های بزرگی که توسط کمپانی دیزنی در شهرهای مختلف ساخته می‌شوند] است، فارمیگا هم برای نقشش بسیار پر زرق و برق و پر افاده به‌نظر می‌رسد.

media/kunena/attachments/5976/judge5.jpgبقیه‌ی اتفاقات نیز طوری دست به دست هم می‌دهند تا هنک زودتر به سمت شهر قدیمی‌اش روانه شود.قاضی، پس از 28 سال پیش که همسرش مرد، دوباره به نوشیدنی‌های الکلی روی می‌آورد و احساس عجیبی نسبت به حافظه‌اش دارد و مدام حس می‌کند حافظه‌اش چندان درست کار نمی‌کند.در همین حین، هنک خلافکاری را در یک میخانه می‌بیند. چند روز پس از آن، جسد آن خلافکار در اتوبان، و در حالی که ماشین قاضی نیز آنجاست و آثار خون روی آن دیده می‌شود، یافت می‌شود و مشخص می‌شود، مقتول براثرتصادف با آن ماشین به قتل رسیده است.همچنین، مشخص می‌شود مقتول شخصیست که بیست سال پیش، قاضی برعلیه او حکمی صادر کرده است. تا مدتی، همه‌چیز بر علیه قاضی است، مردی که تا پیش از آن الگویی برای مردم بود، حال مظنون اول یک پرونده‌ی قتل است، اما یک سوال اساسی وجود دارد، آیا او اینکار را از عمد انجام داده یا تصادفی در کار بوده است؟با وجود اینکه هنک معمولاََ به این پرونده‌ها رسیدگی نمی‌کند، اما از آنجایی که “او امسال کمی گستره‌ی پرونده‌هایی که برای وکالت قبول می‌کند را بالا برده است”، تصمیم می‌گیرد که به وکیل بی‌تجربه‌ی خود دادگاه (با بازی «دکس شِپِرد»)، کسی که به سختی به دنبال دفاع از موکلش در برابر شاکی چرب‌زبان (با بازی «بیلی باب تورنتون») است، کمک کند.

media/kunena/attachments/5976/judge6.jpgهمانگونه که علاقه‌ی هنک به خانواده و زادگاهش به واسطه‌ی مشکل پدرش بیشتر می‌شود، قاضی نیز بدنش به‌خاطر مشکلش مدام تحلیل می‌رود و از نظر روانی نیز، وضعش وخیم‌تر می‌شود، اما اینجاست که شخصیت قاضی و بازی دووال توجهات را به‌خود جلب می‌کند.با وجود اینکه او پرابهت و سرسخت است، اما کم کم قاضی باید با ضعف‌های جسمی و روحی‌اش مواجهه کند، و به همین علت صحنه‌های پدر و پسری نیز وجود دارد که دووال و داونی جونیور را مجبور می‌کند تا بیش‌ از هر وقت دیگری، از نظر احساسی و فیزیکی به خود فشار آورند تا بازی باورپذیری از خود به نمایش درآورند. فیلمبردار این فیلم «ژانوز کامینسکی» در نورپردازی زیاده‌روی و اغراق کرده، شاید حتی بتوان گفت زیادی اغراق کرده است، اما این کمکی نیز به پیشرفت فیلم نکرده است.موسیقی‌های توماس نیومن هم زیادی احساسی و بچه‌گانه‌اند.ضمناََ، لوکیشن‌های مجلل فیلم در ماساچوست به هیچ‌وجه شبیه به شهر‌های ایندیانا با آن بافت زراعی‌شان نیستند.


iRev.ir-Line

بررسی مووی مگ

j2udh2fکسی در فیلم حضور دارد که من بشناسم؟

رابرت داونی جونیور که احتیاجی به معرفی ندارد. در کنار او بازیگر مشهور فیلم پدرخوانده یعنی رابرت دوال حضور دارد و در نقش های مکمل دیگر فیلم نیز می توان بازیگران مشهوری از جمله ورا فارمیگا و بیلی باب تورنتون را هم یافت.

داستان فیلم درباره چیست ؟

یک وکیل مشهور به نام هنک پالمر ( رابرت داونی جونیور ) که مشکلات خانوادگی سختی را پشت سر گذاشته به شهر زادگاهش بازگردد اما پس از بازگشت ، پدرش ( رابرت دوال ) که یک قاضی بوده، محکوم به قتل می شود و…

کارگردان کیست ؟

دیوید دابکام که در مجموع تا قبل از « قاضی » فقط فیلمهای کمدی می ساخته اما حالا با ساخت درام تیره « قاضی » شانس خودش را برای خارج شدن از فضای کمدی آزمایش کرده است.http://moviemag.ir/images/phocagallery/1/The_Judge/thumbs/phoca_thumb_l_9.jpg

خانواده ها در هنگام تماشای فیلم باید به چه نکاتی توجه کنند؟

زبان فیلم گزنده هست و در مجموع باید بگویم که این فیلم نه به درد فرزندان شما می خورد و نه آنها حوصله تماشای آن را خواهند داشت!

نکات مثبت فیلم ؟

فیلم به ارزش های خانوادگی اشاره های آموزنده ای می کند. این اشاره ها تاثیرگذار و بدیع نیستند اما بودنشان هم یک نکته مثبت تلقی می شود.

رابطه بین دوال و داونی جونیور باورپذیر است. شخصیت هایی که این دو آن را ایفا می کنند چندان پیچیده به نظر نمی رسند و این رابطه خوب درآمده ، بیشتر مدیون بازیهای خوب بازیگران است.

فیلم درباره گناهکار بودن یا نبودن قاضی نتیجه گیری نمی کند. این شاید بهترین تصمیمی بود که دابکام می توانست در روایت داستانش بگیرد.http://moviemag.ir/images/phocagallery/1/The_Judge/thumbs/phoca_thumb_l_11.jpg

نکات منفی فیلم ؟

فیلم داستانی تکراری را روایت کرده و هیچ مشخصه متمایز کننده ای که سالها بعد بتواند ما را یاد این فیلم بیندازد ندارد. در واقع « قاضی » از عناصر کاملا تکراری تشکیل شده که به رابطه خانوادگی برهم خورده و تلاش برای استحکام آن می پردازد.

فیلم در یک سوم آخر دیگر علناً به نفس زدن می افتد چراکه هیچ ایده ای خلاقانه و جدیدی برای پایان دادن به داستانش ندارد و فقط مو به مو از روی الگویی پیروی می کند که نمونه اش را بارها در آثار دیگر دیده ایم.

حرف آخر :

فیلم که تمام می شود ، « قاضی » هم برای همیشه تمام می شود و در ذهن کسی باقی نمی ماند. با کمی دقت و نوآوری می شد که داستان جالب « قاضی » پرکشش تر از آنچه که در فیلم وجود دارد باشد اما بهرحال ساخت همین فیلم هم از کارگردانی مثل دیوید دانکن انتظار نمی رفت.


iRev.ir-Line

بررسی پرده سینما

 هنک پالمر (با بازی رابرت داونی جونیور) وکیلی تراز اول، کاربلد و باذکاوت است. او تمام سعی‌اش را می‌کند تا هیچ پرونده‌ای را نبازد. برای پالمر تنها چیزی که اهمیت دارد، تمام‌وُکمال گرفتن دستمزد از موکلین متمول‌اش است؛ او کاری به گناهکار یا بی‌گناه بودنِ کله‌گنده‌هایی که وکالت‌شان را به عهده می‌گیرد، ندارد. هنک، یک پیام صوتی -حاوی خبر فوت مادرش- دریافت می‌کند و بعد از سال‌ها عازم شهر کوچک زادگاه خود در ایندیانا می‌شود. جایی که پدرش، قاضی جوزف پالمر (با بازی رابرت دووال) به خوش‌نامی و اجرای بی‌کم‌وُکاستِ عدالت مشهور است. پدر و پسر که رابطه‌ی دوستانه‌ای ندارند، طی مراسم خاکسپاری نیز حسابی از خجالت همدیگر درمی‌آیند! وقتی پس از یک مشاجره‌ی لفظی، هنکِ عصبانی -با اولین پرواز- قصد بازگشت به شیکاگو را دارد، خبردار می‌شود که قاضی پالمر متهم به قتل شده…

کاملاً به شما حق خواهم داد اگر بعد از شنیدن نام قاضی و مرور خلاصه‌ی داستان‌اش، با خودتان بگویید: «اَه، اَه، اَه! یه فیلمِ دادگاهیِ خسته‌کننده‌ی دیگه!» اما بهتر است زود قضاوت نکنید دوستان! هرچند بنا ندارم قاضی را به‌جای شاهکار درک‌نشده‌ی سینمای ۲۰۱۴ به خوردتان بدهم(!) اما بد نیست بگویم که پس از چند روز، مزخرف تماشا کردن(!)، قاضی بالاخره تجربه‌ای لذت‌بخش از “فیلم دیدن” را برایم رقم زد؛ ‌طوری‌که هیچ دلم نمی‌خواست تمام شود.

دابکین کارنامه‌ی خیلی قابل دفاعی ندارد؛ هرچه پیش از قاضی ساخته، کمدی بوده است و معروف‌ترین فیلم‌اش عروسی ‌خراب‌کن‌ها (Wedding Crashers) [محصول ۲۰۰۵] نام دارد. شاید طنز ملایمی که در قاضی جاری است -و الحق خوب هم جواب داده- را بشود به این بخش از سابقه‌ی حرفه‌ایِ آقای کارگردان مرتبط دانست. قاضی از افتتاحیه‌ای جذاب سود می‌برد؛ هم به مخاطب‌ درباره‌ی کاراکتر اصلی، اطلاعات می‌دهد و هم به پیگیریِ ادامه‌ی فیلم، علاقه‌مندش می‌سازد.

رابطه‌ی جان‌دار پدر و پسری، از جنسی که در قاضی شاهدش هستیم، ما را -تا حدودی- به‌یاد مناسبات خانوادگیِ به‌شدت باورپذیری می‌اندازد که در فیلم فوق‌العاده‌ی سال قبل‌تر، آگوست: اوسیج کانتی (August: Osage County) [ساخته‌ی جان ولز/ ۲۰۱۳] [۱] دیده بودیم. رابطه‌ای توأم با عشق و نفرت که سطحی نیست و هرکدام از طرفین، ادله‌ی مخصوصِ خودشان را دارند. همان‌طور که در پاراگراف دوم نیز اشاره کردم، فیلم‌های دادگاهی -به‌جز مواردی انگشت‌شمار، مثلاً شاهکاری هم‌چون: ۱۲ مرد خشمگین (twelve Angry Men) [ساخته‌ی سیدنی لومت/ ۱۹۵۷]- اغلب کسالت‌بارند؛ قاضی خوشبختانه از زمره‌ی همان استثناهاست!

تصور می‌کنم که لقب “فیلم دستِ‌کم گرفته‌ شده‌ی سال” کاملاً برازنده‌ی قاضی باشد. این‌که قاضی را با وارد آوردن اتهاماتی نظیرِ “قابل حدس” زیر سؤال ببریم، به‌هیچ‌عنوان کار شاقی نیست. هر علاقه‌مندِ سینمایی که چند فیلم در این حال‌وُهوا دیده باشد، به‌راحتی پیش‌بینی خواهد کرد که رابطه‌ی درب‌وُداغانِ هنک با خانواده‌اش -به‌ویژه پدر سرسخت و گوشت‌تلخ ‌او- سرآخر ترمیم پیدا می‌کند؛ اما چطور؟ به‌نظرم در قاضی، همین چگونه به تصویر کشیدنِ سیر ماجراهاست که اهمیت دارد. اصلاً لانگ‌شاتی که هنک و قاضی پالمر را نشان می‌دهد که -در آن جاده‌ی سرسبز- در خلافِ جهت یکدیگر، هریک به سویی می‌روند، تأکیدی بر وصال محتوم پایانی است.

قاضی چند سکانس دادگاه دارد که بدون کم‌ترین تردیدی، بهترین‌شان مربوط به همان دادگاهی است که بعد از رو شدنِ فیلم ویدئوییِ جدید -به‌عنوان مدرکی مهم از شب حادثه- برگزار می‌شود. معتقدم نقطه‌ی اوجِ هنرنمایی رابرت دووال، همین‌جا شکل می‌گیرد؛ بازی‌ای کاملاً کنترل‌شده و غبطه‌برانگیز آن‌هم در ۸۳ سالگی! تیم بازیگری و بازی‌های قاضی یک‌دست‌اند. در قاضی، کستینگ عالی، باعث شده است تا حتی یک عنصر نامطلوب به جمع بازیگران فیلم راه پیدا نکند! از اِما ترمبلیِ کم‌سن‌وُسال (در نقش لورن، دختر هنک) گرفته تا رابرت دووالِ استخوان‌خُردکرده، همگی یا خوب‌اند و یا می‌درخشند.

سالانه در هالیوود و سرتاسر دنیا این‌همه فیلمِ مُهمل، مبتذل و بی‌محتوا تولید می‌شود و هیچ‌کسی هم کک‌اش نمی‌گزد! عجیب است که انگار ائتلافی جهانی، مرموز و شوم علیه قاضی صورت گرفته تا این فیلم را هر جور شده بکوبند! قابل توجهِ آقایان تاد مک‌کارتی، پیتر تراورس، جیمز براردینلی و سایر اعضای محترم ائتلاف مذبور! طی ماه‌های اخیر و از محصولاتِ ۲۰۱۴، کم، فیلم‌های بد ندیده‌ام؛ عجالتاً اسمِ چندتا را برایتان ردیف می‌کنم: یک میلیون راه برای مُردن در غرب (A Million Ways to Die in the West) [ساخته‌ی ست مک‌فارلن]، نوح (Noah) [ساخته‌ی دارن آرونوفسکی]، لوسی (Lucy) [ساخته‌ی لوک بسون]، مهمان (The Guest) [ساخته‌ی آدام وینگارد] و هجرت: خدایان و پادشاهان (Exodus: Gods and Kings) [ساخته‌ی ریدلی اسکات] تا اطلاع ثانوی، با بدوُبیراه گفتن به این خزعبلات سرگرم باشید و دست از سر قاضی بردارید!

قاضی ممکن است فیلمنامه‌ای شش‌دانگ و فاقد ایراد نداشته باشد -که انصافاً نیز ندارد و در برخی بزنگاه‌ها، می‌توان کاستی‌هایی به آن وارد دانست و یا حتی پایین‌تر از حدّ انتظار، خطاب‌اش کرد- اما از ارزش‌هایی حرف می‌زند که این روزها دیگر کسی تره هم برایشان خُرد نمی‌کند و کم‌کم دارند فراموش می‌شوند؛ از عدالت، صداقت، نامِ نیک، احقاق حق مظلوم، دستگیری از راه‌گم‌کرده‌ها و… هر وقت که نوبت به این قبیل حرف‌ها می‌رسد، قاضی به لطف نقش‌آفرینیِ قابل اعتنای بازیگران‌اش -علی‌الخصوص رابرت دووال، در یک بده‌بستانِ پویا با رابرت داونی جونیور- شعاری و توخالی جلوه نمی‌کند و فیلم، قرص‌وُمحکم است. بله! برای من یکی، به‌واسطه‌ی این‌طور چیزهاست که تماشای قاضی خوشایند می‌شود وگرنه باور بفرمایید نگارنده هم چراغ‌قوه به دست گرفتن و دنبال حفره‌های فیلمنامه گشتن را خوب بلد است!

وضعیت رابرت دووال طی هشتادوُهفتمین مراسم آکادمی، کم‌وُبیش مشابهِ بروس درن در اسکار دوره‌ی پیشین بود [۲]. درحالی‌که با در نظر گرفتن سن‌وُسالِ بالای آقای دووال شاید دیگر فرصت کاندیداتوریِ اسکار نصیب‌اش نشود، اعضای آکادمی در این بخش محافظه‌کارانه عمل کردند و پیرو اقبال عمومی جوایز و فستیوال‌های سینماییِ ۲۰۱۴ به جی. کی. سیمونز. البته نباید فراموش کنیم که پیرمرد، رقبای قدرتمندی مانندِ مارک رافالو (فاکس‌کچر) و ادوارد نورتون (بردمن) [۳] و [۴] هم داشت و شانس چندان یارش نبود. گرچه گرگ باران‌خورده‌ای نظیرِ دووال به‌خوبی می‌داند که هیاهوی فصل جوایز خیلی زود فروکش می‌کند و آن‌چه تا همیشه باقی خواهد ماند، حضور درخشان‌اش در نقش قاضی پالمر است.

نکته‌ای که در مواجهه با قاضی نبایستی از نظر دور داشت، این است که ابداً قرار نبوده شاهد تغییر ۱۸۰ درجه‌ای کاراکترها -به‌عنوان نمونه: مثلِ بره سربه‌راه شدن هنک و یا رقت قلبِ شدیدِ قاضی پالمر- در پایان فیلم باشیم. قاضی از راه دادن به یک پایان‌بندیِ احمقانه و پوشالی می‌پرهیزد. قاضی به‌درستی نشان می‌دهد که آدمی ۴۰ یا ۸۰ ساله امکان ندارد دچار تحولاتی آن‌چنانی شود! همین‌که هنک در انتها خطاب به بی‌سروُپایی که دشنام نثارش می‌کند، فریاد می‌زند: «اگه کارم داشتی، اینجام! من اهلِ همین‌جام!» (نقل به مضمون) و یا قاضی پالمر در سکانس دوست‌داشتنیِ ماهیگیری، به هنک می‌گوید: «سؤالی که ازم پرسیدی درباره‌ی بهترین وکیلی که می‌شناسم… من تو رو انتخاب می‌کنم.» (نقل به مضمون) کافی است و گویا.

به هر حال، توجه داریم که قاضی محصول هالیوود است، نه بالیوود! بنابراین نباید از رابرت داونی جونیور و رابرت دووال توقع هندی‌بازی داشته باشیم! عاقلان را اشاره‌ای… قاضی یک فیلم قابل احترام است چرا که تماشاگرش را ابله فرض نمی‌کند و دنبالِ شیرفهم کردن سیر تا پیازِ قضایا به او نیست. قاضی برای عاقبت‌بخیریِ آدم‌های محوری‌اش، چنان‌که گفتم، به دم‌دستی‌ترین راه‌حل‌ها متوسل نمی‌شود و بیش‌تر سعی دارد واقع‌بین باشد تا رؤیاپرداز.

 The Judge

كارگردان: دیوید دابکین

فيلمنامه: نیک شنک و بیل دوبوک

بازیگران: رابرت داونی جونیور، رابرت دووال، ورا فارمیگا و…

محصول: آمریکا، ۲۰۱۴

مدت: ۱۴۲ دقیقه

کاندیدای اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد


iRev.ir-Line

بررسی فیلمر

نقد و بررسی فیلم The JudgeThe Judge درباره ی یک وکیل مدافع با نام Hank Palmer است. کسی که شهر کوچک و خانواده اش را در اواخر نوجوانی رها کرد و هیچ وقت به پشتش نگاهی نینداخت. حالا به عنوان وکیل مدافع یک شهر بزرگ، Hank در کار خود در دادگاه ها بسیار موفق بوده و روز به روز در حال ثروتمند تر شدن و پیشرفت کردن است. اما با وجود دارایی و پیشرفت زیاد، Hank چندان خوشحال نیست چرا که از پدر خود که یک قاضی محلی با نام Joseph است جدا شده و همسر او نیز به فکر طلاق است و تهدید می کند که دخترش Lauren را از او خواهد گرفت.

وقتی که مادر “هنک” به طور غیر منتظره ای از دنیا می رود، او به شهر قدیمی خود یعنی Carlinville برای تشییع جنازه باز می گردد و تصمیم دارد با اولین هواپیما از شهر خارج شود. اما می فهمد که پدر او به قتل همسرش محکوم شده و به زودی اعدام خواهد شد; حال او باید تصمیم بگیرد که از پدری که سال های پیش از او جدا شده در دادگاه دفاع خواهد کرد یا خیر.

The Judge توسط David Dobkin (کارگردان فیلم The Change-Up) کارگردانی شده و داستان بسیار آشنای مردی است که انسانیت را در بازگشت به شهر قدیمی اش می یابد که می تواند صحنه های درام قدرتمندی را خلق کند. The Judge فیلمی با قابلیت های باکیفیت است اما بیشتر بینندگان می توانند با توجه به فیلم های بی شمار هم سبک به راحتی داستان فیلم را پیش بینی کنند. بازیگر پرطرفدار Robert Downey Jr که ما بیش تر با فیلم های ابرقهرمانانه و اکشن می شناسیمش در فیلم درام The Judge با وجود تلاش هایش در نقش Hank نباید انتظار جوایز را داشته باشد.

همان طور که گفته شد، داستان فیلم پر از ضعف و ضربه است که بیننده را راهنمایی می کند تا پایان فیلم را حدس بزند. اما Dobkin (و نویسندگان: Nick Schenk and Bill Dubuque) با قرار دادن صحنه های درام منحصر به فرد، داستان فیلم را جذاب نگه می دارند. متاسفانه معما و راز اصلی فیلم به همراه صحنه های دادگاه ضعیف کارگردانی شده جذابیت کمتری نسبت به داستان پدر و پسر جدا شده که در تلاشند روابط خود را بهتر کنند دارد.

طبق انتظار٬ بیشتر صحنه های فیلم در اختیار بازیگران اصلی و شناخته شده ی فیلم یعنی Robert Downey Jr و Robert Duvall می باشد. عملکرد Robert Downey Jr در مقابل بازی های قبلی او در نقش های Tony Stark و Sherlock Holmes بسیار ضعیف بود و از گرفتن جوایز بین المللی فاصله داشت. اما عملکرد Duvall بسیار بهتر از Robert Downey Jr بود و با دزدیدن بیشتر صحنه های او باعث شد که توجه همه را به خودش جلب کند.

لیست بازیگران فرعی فیلم بسیار قوی و خوب است و شامل چهره های آشنا برای طرفداران فیلم می باشد. اما در فیلم نتوانستیم چیز های بیشتری از زندگی آنان بدانیم. Vincent D’Onofrio و Jeremy Strong portray به عنوان برادران “هنک” یعنی Glen (گلن) و Dale (دیل)، و Billy Bob Thornton و  Vera Farmiga از جمله ی بازیگران فرعی فیلم می باشند.

طرفداران Robert Downey Jr فیلمی با داستان جدید و به یاد ماندنی از این بازیگر انتظار داشتند; اما فیلم The Judge با داستانی بسیار آشنا و تکراری فیلمی که آنها می خواستند نبود. اما همان طور که گفته شد Dobkin با افزودن صحنه های تاثیر گذار درام توانسته جذابیت فیلم را حفظ کند. در نهایت، The Judge فیلم زیبا و شایسته ای است و مکانی است برای پیشرفت Robert Duvall. اما مدت زیادی در ذهن تماشاگران نخواهد ماند.

Aboutadmin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *