11

« فولاد واقعی » یکی از پروژه هایی بود که از ماه ها قبل ، صحبت درباره آن گرم شده بود و همه فکر می کردند که این فیلم یه جورایی تبدیل به یک بلاک باستر خواهد شد. اما با منتشر شدن خلاصه ایی از داستان ، کاملاً مشخص شد که این فیلم از همان فیلمهای ژانر ” بچه، زن یا مرد را به رستگاری می رساند ” است!. در « فولاد واقعی » خبری از اکشن های بی پروا و یا دیالوگ های غافلگیر کننده نیست، این فیلم دقیقاً برپایه فرمول رایج فیلمهایی نظیر « نقشه بازی » با بازی راک و یا فیلم « بدون رزرو » با بازی کاترین زتا-جونز ساخته شده است. این فرمول به این شکل است که یک بچه از یک جایی ، وارد زندگی مرد یا زنی می شود و در ادامه به مرد یا زن می فهماند که او تا امروز معنی زندگی را نمی فهمیده و حالا با بچه داری، معنی اصلی زندگی بر او نمایان می شود!. « فولاد واقعی » هم چنین رویه ایی دارد.

 2

حول و حوش سال 2020 است. ورزش محبوب بوکس در سالهای اخیر به مرور جذابیت خود را از دست داده و دیگر کسی به این ورزش آنچنان بهایی نمی دهد، زیرا امروزه رباتها اینکار را برای انسانها انجام می دهند!و چارلی کنتون ( هیو جمکن ) صاحب یکی از همین رباتهاست. چارلی که خود سابقاً یک بوکسور حرفه ایی بوده ، امروزه صاحب رباتی بدرد نخور است که هیچکس روی پیروزی آن حساب نمی کند. وی تلاش زیادی برای پیروزی رباتش در مسابقات بوکس رباتها – که اتفاقاً پول بسیار خوبی هم در آن است – کرده اما واقعیت این است که رباتهای حریفانش بسیار پیشرفته هستند و در یک چشم بهم زدن ، روباتِ چارلی را ناک اوت می کنند!. وی که خسته و درمانده شده ، به خانه باز می گردد و با مشکل جدیدی روبرو می شود. چارلی پی می برد که پسر 11 ساله اش به نام مکس ( داکوتا گویو ) از دوست دختر سابقش، نیازمند سرپرست هست و او اکنون آمادگی پذیرش این مسئولیت را ندارد!.

چارلی که پی برده دوست دختر سابقش فوت کرده ، حالا با پسر بچه ایی روبرو شده که دست و بالش را برای ادامه مسابقات بوکس رباتها خواهد بست، به همین دلیل چارلی با خانواده خاله مکس صحبت می کند تا او برای مدتی نزد آنها بماند اما شوهر خاله مکس تصمیم می گیرد در ازای مبلغی پول، مکس را برای مدت چند ماه در اختیار چارلی قرار دهد تا تعطیلات شخصی وی با همسرش به واسطه حضور این پسربچه بهم نخورد! . چارلی با قبول این پیشنهاد، مکس را نزد خود می آورد اما مکس پسربچه ایی است که عاشق دنیای رباتهاست و به نظر می رسد که می تواند مشاوره های مفیدی در اختیار چارلی قرار دهد و…3

 داستان قابل پیش بینی هست. شما به راحتی می توانید این نکته را حدس بزنید که ادامه ارتباط پسربچه با چارلی به چه سرانجامی می انجامد. متاسفانه هیچ تلاشی صورت نگرفته تا « فولاد واقعی » از حداقل کلیشه های رایج اینگونه فیلمها خارج شود. به عنوان مثال شخصیت چارلی، مردی حدوداً 40 ساله است که به شکل کاملاً کلیشه ایی ، به مشروبات الکلی اعتیاد دارد و همه ما می دانیم که قرار است به واسطه حضور پسرش در کنار وی ، این عادت ترک شود. یا شخصیت مکس که مطابق معمول بیشتر از سن اش صحبت می کند!. به طور کل یکی از معضلات اساسی اینگونه فیلمها این است که عقل یک پسربچه را بیش از حد مجازش افزایش می دهند و عقل انسانهای بالغ را هم بیشتر از ظرفیتش کاهش می دهند! در « فولاد واقعی » ، مکس عاشق ربات و مسابقات بوکس آنهاست ، بعلاوه اینکه او  رقص جذاب خیابانی را هم عین کف دستش می شناسد و فکر می کنم که بتوانید حدس بزنید در ادامه چه اتفاقی برای ربات خواهد افتاد؛ بله، چارلی به او مبارزه می آموزد و مکس هم به او قِرِ کمر!.
در کنار شخصیت اصلی داستان که همان پدر و پسر هستند، شخصیتی هم به نام بایلی ( با بازی اوانجلینا لیلی ) حضور دارد که نقشش فراتر از یک دوست دختر خوب برای چارلی نمی رود. کاراکتر او به شکلی نوشته و پرداخته شده که شما بعد از تماشای فیلم به راحتی او را فراموش خواهید کرد!. در کل نباید در این فیلم به دنبال فیلمنامه درست و حسابی و شخصیت های پیچیده باشید، چراکه همه چیز به سبک فرمول های جواب پس داده به تصویر کشیده شده اند.
 اما جدای از فیلمنامه سطحی « فولاد واقعی » ، این فیلم یک امتیاز بزرگ دارد و آن هم وجود رباتهای هوشمند است که فیلم را از بی رمقی خارج کرده. این رباتها که به سبک سری فیلمهای « ترانسفورمرز » به جان یکدیگر می افتند ( البته نا با آن غلظت! ) و با مشت و لگد از خجالت هم در می آیند، تماشایی ترین لحظات فیلم را رقم زده اند. CGI استفاده شده در رباتها ، از کیفیت بسیار بالایی برخوردار هستند و کسانی که همیشه آرزو داشتند تا یک بوکس آهنی ببینند ، حالا می توانند به آرزویشان برسند. البته یکنواختی مبارزات و تدوین تند صحنه های مبارزه ، کمی با اعصاب تماشاگر بازی می کند اما در نهایت راضی کننده است. صحنه های آموزش رقص هیپ – هاپ به ربات توسط مکس هم تنها در همان دقایق اولیه جالب است اما در ادامه تنها آمریکاییها می توانند از آن لذت ببرند! در یکی دو سال اخیر به حدی در موزیک ویدئو ها ، رباتها به رقص درآمده اند که تماشای این حرکات در فیلم « فولاد واقعی » هیچ جذابیتی ندارد. شخصاً فکر می کنم که ظرافت ساخت حرکات موزون رباتها در ویدئو کلیپ ” Rock that body ” از گروه « Black Eyed Peas » ، به مراتب بیشتر از این فیلم بوده است!.4
 در مقوله بازیگری تنها هیو جکمن است که بارِ درام و اکشن فیلم را با هم بر دوش می کشد. « فولاد واقعی » در اصل درباره لزوم توجه به بنیان خانواده است ( چه پیام جذابی!) اما با اینحال سکانس های اکشنی هم در آن تعبیه شده که جکمن به خوبی در آنها درخشیده است. در کل می توانم بگویم که جکمن در سکان های اکشن به مراتب موفق تر از بخش درام عمل کرده. داکوتا گویو  که نقش پسرِ چارلی را برعهده دارد، پسربچه بسیار باهوشی است که به نظر می رسد در سالهای آینده تبدیل به یکی از ستارگان هالیوود شود. گویو در جلوی دوربین راحت است و راحت هم دیالوگ می گوید، البته در صحنه هایی که او بیشتر از سنش صحبت می کند، تماشاگر بدجوری عصبی می شود!. اما اوانجلینا لیلی فرصت چندانی برای خودنمایی نیافته است. در سکانس های مشترک او با جکمن و گویو، فیلم تاکید بر آن 2 نفر دیگر دارد به همین دلیل او فرصت چندانی نیافته تا نگاه ها را خیره کند؛ با اینحال کار او قابل قبول بوده.
 « فولاد واقعی » را به خاطر دعواهای رباتی اش ببینید نه چیز دیگر. فیلمنامه این فیلم مملوء از کلیشه های رایج هالیوودی است اما صحنه های بوکس رباتها ، جذابیت زیادی دارد که تا به امروز در هیچ فیلمی مشاهده نشده است. این نکته را هم باید اضافه کنم که یکی از تهیه کنندگان فیلم استیون اسپیلبرگ است.