نقد و بررسی فیلم دست نیافتنی ها - The Intouchables

دست نیافتنی ها – The Intouchables

8.5

دست نیافتنی ها – The Intouchables در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

دست نیافتنی‌ ها (Intouchables)، فیلمی کمدی درام به کارگردانی مشترک‌الیور ناکاشه و اریک تولدانو است که در سال ۲۰۱۱ در فرانسه ساخته شده‌است. داستان فیلم اقتباسی از یک داستان واقعی است. قصه نویسنده ثروتمندی به نام فیلیپ که در اثر سقوط با چتر معلول می شود و برای پرستاری از خود مردی به اسم دریس را استخدام می‌کند. دست­ نیافتنی­ ها نمونه خوبی از یک کمدی­ درام ساده و جمع­ و جور است که مختصات مختلف فیلمنامه­ نویسی را می­توان در آن جست­جو کرد.

فیلم داستان دوستیِ دو مرد با شخصیت هایی کاملاً متفاوت را به تصویر می‌کشد. این فیلم درباره ی رفاقت است اما مانند بسیاری از فیلم ها رابطه ی دوستی در کنار اتفاقات اکشن پر سر و صدا یا ماجراهای کمدی سطح پایین در درجه ی دوم اهمیت قرار نمی گیرد. «دست نیافتنی ها» از ابتدا تا انتها به سیر پیدایش رابطه ای کم نظیر میان دو شخص کاملاً متفاوت می پردازد. به سختی می شود فیلمی پیدا کرد که در این زمینه به این خوبی عمل کرده باشد.

نقد و بررسی فیلم دست نیافتنی ها - The Intouchables

نقد و بررسی فیلم دست نیافتنی ها – The Intouchables

بازیگران فیلم دست نیافتنی ها - The Intouchables

بازیگران فیلم دست نیافتنی ها – The Intouchables

نقد و بررسی فیلم دست نیافتنی ها - The Intouchables

نقد و بررسی فیلم دست نیافتنی ها – The Intouchables

موسیقی متن بسیار زیبای فیلم “طرد شدگان” اثری از لودوویکو ایناوودی

Fly

لینک دانلود مستقیم

کیفیت : ۱۲۸kbps / حجم : 3.06 MB

Ludovico Einaudi – Fly

Una Mattina

لینک دانلود مستقیم

کیفیت : ۱۲۸kbps / حجم : 6.12 MB

Ludovico Einaudi – Una Mattina

لینک دانلود مستقیم کل آلبوم

کیفیت : ۱۹۲kbps / حجم : 77.6 MB

Ludovico Einaudi, VA – Intouchables 2011

ویدیوهایی از فیلم دست نیافتنی ها – The Intouchables


iRev.ir-Line

بررسی مووی مگ

intouchables-omar« فیلیپ » مرد میانسال پولداری است که سال ها قبل در یک حادثه چتر بازی فلج شده و اکنون پایین تر از گردن بدن خود را حس نمی کند. او در پی استخدام پرستار بیست و چهار ساعته برای خود است برای همین با چند داوطلب مصاحبه می کند اما در این بین سر و کله جوانی بنام دریس پیدا می شود که در واقع برای استخدام شدن نیامده او فقط می خواد در خواست نامه اش امضا شود تا به بیمه اثبات کند در جستجوی شغل است و از بیمه بیکاری استفاده کند اما فیلیپ به طرز عجیبی از او خوشش می آید و او را استخدام می کند. دریس که اکنون بی خانمان شده شغل را قبول می کند و …

رابطه بین دریس و فیلیپ هر چند تازه نیست ولی جالب است. دو مرد از دو دنیای بشدت متفاوت: فیلیپ که مردی روشنفکر، پولدار، عاشق هنر و موسیقی کلاسیک است در مقابل او دریس جوانی فقیر، با سو سابقه، گستاخ و بی ادب و بشدت رک. با وجود تفاوت هایی که این دو دارند به نوعی مکمل همدیگرند فیلیپ دریس را از پوچگرایی بیرون می کشد و به زندگی او مسیری می دهد در عوض دریس هم موجی نو در دنیای کسل کننده فیلیپ ایجاد می کند.

فیلم بطور مداوم تفاوت های دو قشر را به چشم می کشد ولی ابدا قصدش نقد اجتماعی یا چیزی شبیه آن نیست بلکه فقط می خواد شما را بیشتر به عمق این دوستی بکشاند و مفهوم ساده این دوستی را برایتان لذت بخش تر کند.
جدا از طنز گذرای فیلم که متشکل از شوخی های بامزه و گاه و بی گاه دریس و متلک پرانی های او است، فیلم از یک طنز کلی جالب بهره می برد که بجای تزریق ناگهانی، قدم قدم به مخاطب القا می شود و تمام فیلم را می پوشاند. بهتر است اینگونه گفته شود که فیلم سعی دارد یک ایده کلی را که قرار است مخاطب را با آن بخنداند با حوصله بسیار با اثبات و تحلیل نشان می دهد و تماشاگر را بطور غیر مستقیم به سوی یک نتیجه گیری خنده دار سوق می دهد. مثل بحث های نقاشی مدرن که بین دریس و فیلیپ رخ می دهد.
فیلم بطور هوشمندانه روایات فرعی را نقل می کند و به هیچ عنوان اجازه نمی دهد به داستان اصلی صدمه وارد کند از طرفی این داستان های فرعی طوری در فیلم گنجانده می شود که فیلم از حالت مستند گونه در آمده و حالت سرزنده بخود پیدا می کند.
« فرانچس کلوزت » در نقش فیلیپ ظاهر شده او تصویری قابل درک را از یک مرد که هیچ بهانه ای برای زندگی ندارد را خلق کرده. کاراکتر « عمر سی »، دریس، نقش فعال تری در فیلم دارد. تنها چیزی که می توان گفت این است که سی بازی بی نظیری ارائه داده است. به لطف اکتینگ گیرای کلوزت و سی شخصیت ها بسیار قابل لمس اند و مطمئنا هر مخاطبی می تواند با هر دو آنها همزاد پنداری کند.

موسیقی فیلم بهترین موسیقی سال قبل است. موسیقی با نفوذ در کالبد فیلم تبدیل به یکی از المان های اصلی در ایجاد حس در تماشاگر می شود. در دقایق نهایی که فیلم تا حدی از کمدی فاصله می گیرد و بیشتر بر درام متمرکز می شود موسیقی نقشی عجیب ایفا می کند و نهایت تاثیر را بر مخاطب می گذارد.

از نقد های منتقدان آمریکایی متاسفانه نامید شدم. بعضی ها سعی کرده اند از فیلم لایه هایی را استخراج کنند که اصلا وجود ندارد یا مفهوم هایی را بیرون بکشند که به هیچ وجه مقصود فیلم نیست و بحث هایی نظیر نژاد پرستی و … پیش کشیده و مورد تحلیل منتقدان قرار داده اند. ولی بنظر بنده « طرد شدگان » یک فیلم ساده با فیلمنامه ای بسیار جمع و جور است.

ارمغان این فیلم یک حس مانند خود فیلم است که نمی توان آن را بسادگی فراموش کرد و نادیده گرفت: ساده و زیبا!


iRev.ir-Line

بررسی سینمای خانگی من

حتماً این فیلم زیبا و تأثیرگذار را ببینید. داستان آنچنان با احساسات آدم بازی می کند که چشم برداشتن از فیلم، تقریباً کار غیرممکنی ست. داستانی احساسی و عمیق درباره ی دوستی دو آدم و تأثیر متقابلی که روی همدیگر می گذارند؛ دریس، دوباره شور و نشاط و سرزندگی را به دنیای ساکن و بی حرکت فیلیپ تزریق می کند و فیلیپ، باعث می شود دریس ذوق هنرمندانه ی خود را به بلوغ برساند و کمی از رفتار خشن و بی نزاکتش فاصله بگیرد و فیلم به خوبی این سیر تغییر رفتار دو شخصیت را به بیننده القا می کند طوریکه می توانیم با تمام وجود حسش کنیم. زیبایی کار دو کارگردان و نویسنده ی اثر این است که به هیچ عنوان سعی نمی کنند اشک تماشاگر را در بیاورند و به شکلی احساسی به ناتوانی فیلیپ نزدیک شوند و به قول معروف کاری کنند که تماشاگر حس ترحمش نسبت به فیلیپ تحریک شود و در نتیجه این شکلی بخواهند تماشاگر را پای فیلم نگه دارند. کاری که دقیقاً دریس انجام می دهد.

او هیچ وقت نسبت به وضعیت فیلیپ دلسوزی نمی کند و اتفاقاً همین نکته است که باعث می شود توجه فیلیپ به دریس جلب شود و او را برای پرستاری از خودش برگزیند. صحنه ی بامزه ای در کار وجود دارد که بر این گفته ی من صحه می گذارد: آبِ جوش به شکلی ناگهانی روی پاهای فیلیپ می ریزد و دریس با تعجب به چهره ی بی تفاوت فیلیپ نگاه می کند که انگار هیچ اتفاقی برایش نیفتاده و برای اینکه حس کنجکاوی خود را فرو بنشاند، آب جوش داخل قوری را روی پاهای فیلیپ خالی می کند. این صحنه های جذاب و در عین حال بامزه، همراه با بازی های فوق العاده ی دو بازیگر اصلی، باعث می شوند فیلم به ورطه ی احساسات گراییِ بی دلیل نیفتد و به همین علت وقتی تمام می شود، شخصیت ها تا مدت ها همانطور زنده و جاندار، در ذهنمان به زندگی ادامه می دهند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*اشاره به فیلم آلخاندرو آمنابار

 چه دریایی درونِ آدم هاست ...


iRev.ir-Line

بررسی تابناک

فرانسوی‌ها در سالهای 2011 و 2012 پرمخاطب ترین فیلم فرانسوی زبان تاریخ سینما را تماشا کردند و البته دیگر کشورهای اروپایی و آسیا نیز در لذت بردن از تماشای این اثر سهیم شدند تا «غیرقابل لمس ها» رکورد تاریخی پرفروش‌ترین و پرتماشاگرترین فیلم فرانسوی تاریخ که پیش از این در اختیار «سرنوشت شگفت انگیز املی پولن» بود و همچنین پرفروش ترین فیلم غیرانگلیسی زبان تاریخ که متعلق به «ببر خیزان، اژدهای پنهان» بود، را بشکند. با این اوصاف آیا می توان از کنار چنین فیلمی به سادگی گذر کرد و تماشایش را از دست داد؟
به گزارش «تابناک»، در سالی که «آرتیست» فیلم بلند صامت فرانسوی ها در اسکار درخشید و توجه منتقدان را به خود جلب کرد، فرانسوی درگیر یک فیلم بلند دیگر نیز بودند؛ فیلمی که هم در گیشه و هم از نگاه بسیاری از منتقدان نه تنها مهم تر از «آرتیست» که یکی از برترین فیلم های تاریخ این کشور طبقه بندی شد و منتقدان امتیازات بالایی برای این فیلم در نظر گرفتند. «غیرقابل لمس ها / The Intouchables» همان فیلمی است که در سال 2011 برای نخستین بار به نمایش درآمد اما اوج توجه به این کمدی-درام به سال 2012 باز می گردد.

فیلم «غیرقابل لمس ها / The Intouchables» به کارگردانی الیور ناکاشه و اریک تولدانو در سینمای تخیلی آمریکا که فیلم های فاقد داستان و فانتزی به فروش های غیرقابل باور دست می یابند، تنها 10 میلیون دلار برابر با 2.4 درصد فروش داشت اما دنیا نگاه متفاوتی به اثر مهم داشت و این فیلم بیش از 416 میلیون دلار در دیگر نقاط جهان به ویژه اروپا و آسیا فروش داشت تا با 265 میلیون و پانصدهزار دلار، پرفروش ترین فیلم غیرانگلیسی زبان تاریخ لقب بگیرد؛ رکوردی که بعید است به همین زودی ها شکسته شود.

در فرانسه حدود 40 میلیون نفر به تماشای این اثر نشستند و 160 میلیون دلار از فروش این فیلم در گیشه های فرانسه ثبت شد و آلمانی ها با 79 میلیون دلار، اسپانیایی ها با 21 میلیون دلار، ایتالیایی ها با 19 میلیون دلار، ژاپنی ها با 18 میلیون دلار، هلندی ها با 12 میلیون دلار و مردم کره جنوبی با یازده میلیون دلار، با فروش های هشت رقمی بیشترین استقبال را از این اثر کردند.

کمدی درام «Intouchables» اقتباسی از یک داستان واقعی است و قصۀ زندگی نویسندۀ اشراف زاده ای به نام فیلیپ پوتزو دی بورگو را بازگو می کند که در اثر سقوط با چتر معلول می شود و برای پرستاری از خود یک مرد جوان سیاهپوست را استخدام می کند. او که مردی بدخلق است، تا پیش از پرستاران بسیاری را جواب کرده و به گفته مدیر خانه اش، بسیاری از پرستاران بیش از یک هفته نتوانسته اند دوام بیاورند. با این حال این پسر سیاه پوست که از جوان های حاشیه نشین پاریس بوده و سابقه سرقت و شش ماه حبس را دارد، به گونه ای متفاوت پرستاری می کند و به نوعی، آقای اشراف زاده را «اهلی» می کند.

فیلمنامه «غیرقابل لمس ها» علاوه بر آنکه واجد داستانی با ویژگی ها بین المللی و قابل درک توسط ملل مختلف است، دارای اطلاعات کافی برای تماشاچی درباره نقش ها، موقعیتشان نسبت به دیگران و البته محیط این مواجهه است و تقریباً تمامی کاراکترهای اصلی در طول 112 دقیقه زمان این فیلم معرفی می شوند و به شخصیت و فرجامشان پرداخته می شود.

بی شک این فیلمنامه توسط کارگردانان توانمندی نیز پرداخته شده که اتفاقاً فیلمنامه نویسان نیز همان ها هستند. الیور ناکاشه و اریک تولدانو بزرگ ترین موفقیت دوران کاری شان را با ساخت این فیلم تجربه کرده اند و بر این پیش فرض خط بطلانی کشیدند که آشی با دو آشپز، آن هم در صنعت سینما مخاطب پسند از آب در نمی آید.

در کنار فیلمنامه و کارگردانی قابل تحسین این کمدی-درام که مملو از نگاه های خلاقانه و دست اول است، بازیهای درخشان زوج «فرانسوآ کلوزه» بازیگر نقش مرد اشراف زاده و «عمر سی» بازیگر نقش سیاه پوست، سهم بسیار بالایی در ریتم مناسب این فیلم داشته و تضاد این دو شخصیت به مدد تغییر رفتار نامحسوس و آهسته آهسته شان بدون آنکه برای مخاطب ناملموس و غیرطبیعی جلوه کند، به رفاقت و دوستی عمیقی مبدل می شود که تماشاچی نه تنها باورش می کند که حتی هم ذات پنداری با شخصیت ها دارد.

به همان میزان که فیلم تکان دهنده «خاکستری / The Grey» که دیروز «تابناک» منتشر کرد میتواند برای بیننده یک فیلم بهت آور و حتی ناامیدکننده باشد، «غیرقابل لمس ها / The Intouchables» فیلمی دلگرم کننده و امیدبخش است که قطعاً پس از تماشایش حس خوبی خواهید داشت و از صرف وقت تان پشیمان نخواهید بود.

قطعاً پس از تماشای نسخه کاملش به این نتیجه خواهید رسید که نقدهای غیرمنصفانه نشریات آمریکایی نظیر ورایتی که در تخریب گیشه این فیلم در آمریکا سهم اساسی داشتند و در یکی از آنها بازی «عمر سی» را به میمونی دست آموز برای خنداندن اربابش تمثیل کرده بودند، تا چه حد بی رحمانه بوده است.

الیور ناکاشه و اریک تولدانو زوج کارگردانی «غیرقابل لمس ها»

iRev.ir-Line

بررسی نقد فارسی

در ابتدای فیلم «طرد شده گان/ The Intouchables» نوشته ای ظاهر می شود و به ما اطلاع می دهد این فیلم “بر اساس یک ماجرای واقعی” ساخته شده است. «طرد شده گان» فیلم خیلی خوبی ست، فیلمی دلگرم کننده، خنده دار و روحیه بخش. اما تأثیرگذاری و قدرت فیلم به میزان وفاداری (یا عدم وفاداری) آن به اصل ماجرا ارتباطی ندارد. پس زیاد در فکر این نباشید که ببینید کجای داستان با اتفاق اصلی تفاوت دارد. از اینکه اصل و نسب یکی از شخصیت های اصلی در فیلم متفاوت از شخصیت واقعی ست، پریشان نشوید. از این فیلم به همین شکل که هست لذت ببرید و زیاد درگیر این نباشید که این فیلم داستانی تا چه حد واقعگرایانه عمل کرده است. این از آن نوع فیلم هاست که می تواند مانند شامپاین بیننده را گیج و سرخوش کند.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/6-The-Intouchables.jpg«اریک تولدانو/Eric Toldeano» و «الیویه ناکاش/Olivier Nakache» مشترکاً مسئولیت نگارش فیلمنامه و کارگردانی فیلم را بر عهده داشته اند. فیلمنامه ی اثر با هوشمندی از ساختار کمدی های عاشقانه بهره می جوید تا دوستیِ (افلاطونی و عاری از میل جنسی) دو مرد با شخصیت هایی کاملاً متفاوت را به تصویر بکشد. کوچکترین اثری از کشش جنسی میان دو شخصیت اصلی فیلم وجود ندارد، با این وجود رابطه ی آنها تابع احساس محبت و رفاقت است. این فیلم راوی دوست داشتن و محبتی ست فارغ از مسائل عشقی که میان دو مرد غیرهمجنس گرا به وجود می آید و به رابطه ی صمیمانه و عمیقی منجر می شود که به ندرت خارج از دنیای سینما دیده می شود. این فیلم درباره ی رفاقت است اما مانند بسیاری از فیلم ها رابطه ی دوستی در کنار اتفاقات اکشن پر سر و صدا یا ماجراهای کمدی سطح پایین در درجه ی دوم اهمیت قرار نمی گیرد. «طرد شده گان» از ابتدا تا انتها به سیر پیدایش رابطه ای کم نظیر میان دو شخص کاملاً متفاوت می پردازد. به سختی می شود فیلمی پیدا کرد که در این زمینه به این خوبی عمل کرده باشد.

فیلیپ (با بازی Francois Cluzet) از گردن به پایین فلج است. او با وجود اینکه مجبور است زندگی خود را روی صندلی چرخدار بگذارند و از گردن به پایین اندام خود هیچ حسی ندارد، به طرز جالب توجهی به خوبی با وضعیت خود کنار آمده است. او آنقدر ثروتمند هست که بتواند از پس هزینه ی مراقبت های بیست و چهارساعته بربیاید و با کمک یک منشی، یک پرستار و یک مراقب زندگی نسبتاً پرباری را می گذراند. وقتی بر حسب شرایط مجبور می شود جانشینی برای مراقب قبلی اش پیدا کند، چندین داوطلب با خصوصیات معمول و لازم برای این شغل نزد او می آیند و او با آنها مصاحبه می کند، اما در میان این افراد یک شخص عجیب و غریب هم حضور دارد. این شخص جیب بر خیابان خواب و سوءاستفاده جویی به نام دریس ( با بازی Omar Sy) است. او تنها به این دلیل درخواست مصاحبه ی شغلی داده تا به مأموران دولتی اثبات کند که واقعاً دنبال کار می گردد و به این ترتیب بتواند از نوعی خدمات دولتی که معادل فرانسوی بیمه ی بیکاری هستند، بهره مند شود. فیلیپ تحت تأثیر روش غیرعادی دریس در طی مصاحبه قرار می گیرد و او را استخدام می کند. خیلی زود، بعد از پشت سر گذاشتن چند مورد بگومگو، میان آن ها رابطه ای عمیق به وجود می آید و پایه های رفاقتی کم نظیر بنا می شود. احترام قائل شدن دوجانبه، علاقه ی شدید به اتومبیل های سریع و تفاوت ذائقه ی موسیقی آن ها به این رابطه قوت می بخشند. فیلیپ عاشق موسیقی کلاسیک است؛ دریس طرفدار پر و پاقرص گروه آمریکایی «Earth, Wind & Fire» است که در سبک R&B فعالیت می کنند.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/9-The-Intouchables.jpg«طرد شده گان» سرشار از لحظات خلاقانه است، از آن دست صحنه هایی که به یادمان می آورند تماشای اتفاقات روی پرده ی سینما می تواند چقدر لذت بخش باشد. با سرعت راندن دریس و فیلیپ در بزرگراه در حالیکه ترانه ی «September» از رادیو پخش می شود، رقص نمایشی دریس در جشن تولد رسمی فیلیپ، صحنه ای که دریس در نقش آرایشگر فیلیپ ظاهر می شود، یا واکنش دریس وقتی اولین اپرای عمرش را می بیند، فیلم سرشار از چنین لحظات فوق العاده ای است. طنز و درام به خوبی در تعادل قرار گرفته اند. فیلم در هیچ کجای خود بیش از حد احساساتی پیش نمی رود، اما با وجود خنده های گاه و بیگاه، نمیتوان این فیلم را سراسر کمدی دانست. فیلم برای شخصیت ها و شرایط آنها احترام قائل است.

«طرد شده گان» از چاشنی سبک فیلم های آمریکایی بی بهره نیست و این بدان معناست که اگر موضوع زیرنویس داشتن فیلم را درنظر نگیریم (این فیلم به زبان فرانسوی ساخته شده است) احتمال موفقیت فیلم در گیشه های سینماهای آمریکا زیاد است. به نظر می رسد کارگردانان فیلم تحت تأثیر سینمای هالیوود باشند. یکی دیگر از خصوصیات «طرد شده گان» این است که از گنجاندن داستان های فرعی بیش از حد در سیر اصلی روایت اجتناب می کند. در کنار سیر پیدایش رفاقتی که در مرکز ماجراست، اتفاقات دیگری هم رخ می دهند اما تمام آنها در پیش زمینه نگاه داشته شده اند.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/8-The-Intouchables.jpgمانند سایر کمدی های عاشقانه و فیلم هایی که به رفاقت می پردازند، بازیگران و جذبه و کشش میان آنها پایه و اساس باقی اجزای فیلم است. در این فیلم، هر دو بازیگر اصلی فوق العاده عمل کرده اند. آنها شخصیت را درک کرده اند، نقش را زندگی می کنند و در رابطه ی دوطرفه ی شخصیت ها صمیمتی خالصانه به نمایش می گذارند. Francois Cluzet بازیگر کهنه کاری ست و در کارنامه ی هنری او در سایت IMDb بیش از 90 اثر ثبت شده است. کسانی که اهل جشنواره های هنری باشند فوراً چهره ی او را به جا می آورند، اما تابحال فیلمی با نقش آفرینی او در قاره ی آمریکا اکران نشده که در گیشه (و خارج از محل نمایش فیلم های هنری) موفقیت چشمگیری کسب کند. Omar Sy هم مانند او کارنامه ی هنری پرباری دارد اما زیاد در آمریکای شمالی شناخته شده نیست. این بازیگران شایستگی آن را دارند که بابت موفقیت خود مورد تشویق قرار بگیرند. «طرد شده گان» روح و گرمی و اساس طنز خود را مدیون این دو نفر است.

هنگامی که در نوامبر سال 2011 «طرد شده گان» در فرانسه به نمایش درآمد، با موفقیت بی نظیری روبرو شد. فیلم نه تنها در گیشه موفق بود، بلکه نامزد نه جایزه ی سزار هم شد و یکی از جایزه ها را (بهترین بازیگر مرد برای Omar Sy) از آن خود کرد. شرکت وینشتاین تصمیم گرفته تا از این فیلم برای رقابت همزمان با فیلم های بزرگ اکران تابستانی 2012 آمریکا استفاده کند. این فیلم از آن گونه آثاری ست که می تواند به خوبی از عهده ی این نقش بربیاید. در مقایسه با فیلم هایی که اغلب در مجتمع های سینمایی تجاری به نمایش در می آیند، این فیلم لحظات لذت بخش متفاوت و ملایم تری پیش روی مخاطب می گذارد. بیشتر فیلم هایی که در ماه های مِی و ژوئن اکران می شوند تنها به صحنه های اکشن و جلوه ویژه تکیه دارند، اما «طرد شده گان» در این میان یک مورد استثنایی و برجسته است که آنقدر ارزش دارد که تنها به همین دلیل هم که شده به تماشای آن برویم.


iRev.ir-Line

بررسی نقد فارسی

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/4-The-Intouchables.jpgماه پیش وقتی که «دست نیافتنی ها» به نمایش درآمد یک کمدی فرانسوی سطح پایین و خنثی به نظر آمد، فیلمی با بودجه کم که بازیگرانش در خارج از فرانسه شناخته شده نبودند. داستانی درباره یک ثروتمند کسل کننده فلج و یک سابقه‌دار خوش قریحه که به عنوان مستخدمش کار می‌کند.

ولی بعد از چهار هفته از شروع نمایش، فیلم بیش از 11 میلیون تماشاگرکه تقریبا برابر 17 درصد جمعیت فرانسه بود را به خود جلب کرد، و منتقدان می‌گویند که به زودی جای «به استیکز خوش آمدید» را به عنوان پر فروش ترین فیلم‌های فرانسه خواهد گرفت. این فیلم که گاه سبک کمدی هرج و مرج دار، گاه غمگین ولی همیشه جذاب برای مخاطب است، از آغاز نمایش در اول جدول فروش در فرانسه بوده و از فیلم‌های پرفروشی همچون «تن‌تن» استیون اسپیلبرگ و «سه گانه گرگ و میش: طلوع نو-قسمت اول» جلو زده است.

اریک تولدانو با که فیلم را با الیور ناکاشه کارگردانی کرده است گفت:« واقعا غافلگیر کننده بود.» این فیلم بدون مراسم به نمایش درآمد و تولدانو اضافه کرد «ما انتظار نداشتیم که این چنین پرطرفدار شود.»

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/7-The-Intouchables.jpg«دست نیافتنی ها» بر اساس یک داستان واقعی از فیلیپ پوزو دی بورگو است، یک تاجر ثروتمند که بعد از سانحه چتربازی فلج شد و مستخدمش عبدل سلو، یک الجزایری الاصل بیکار ساکن محله‌ای سطح پایین در حومه پاریس. (آقای سلو در این فیلم با یک سیاهپوست جوان ساکن پروژه های اسکان عوض شده است.)

فیلمنامه روی رابطه این دو تمرکز دارد. فیلیپ که فرانسوا کلوزه نقش او را بازی می‌کند یک مرد بافرهنگ و مودب است که به موسیقی کلاسیک گوش می‌دهد نامه‌های عاشقانه پر از شعر می‌نویسد. نقطه مقابلش دریس که توسط عمر سای بازی می‌شود یک فرد پر انرژی است که ماری جوآنا می‌کشد و زمین و باد و آتش را دوست دارد و از چینی ها پیامک دریافت می کند. شخصیت‌ها به دلایل مختلف گمشده‌ و تنها هستند و در آخر به هم کمک می‌کنند تا زندگیشان غنی شوند.

اخیراً در سرمقاله لوموند درباره این فیلم نوشته شده است: « این داستان سیاهپوست قد بلند و سفیدپوست کوچک خنده‌دار و ظریف است و موفقیتی کامل به شمار می‌آید.» بعضی از منتقدان حتی طنز سرزنده‌ «دست نیافتنی ها» را با فیلم‌های فرانک کاپرا مقایسه کرده‌اند.

امانوئل اتیس، رئیس دانشگاه آوینیون که جامعه شناس است و در سینما تخصص دارد، در مصاحبه ای گفته است: « خوب نوشته شده و خوب گفته شده است. فیلم حرف های زیادی درباره ارزش همیشگی زندگی در تفاهم دارد.»

حق پخش فیلم حال در 40 کشور فروخته شد که شامل آمریکا هم می‌شود و قرار است در تابستان در آن کشور به نمایش در بیاید. هاروی واینشتاین تهیه کننده‌ای که فیلم فرانسوی «هنرپیشه» را نیز برای نمایش بر پرده سینما‌های آمریکا پیش خریده، به تازگی حقوق بازسازی فیلم را خرید.

به گفته آقای اتیس: «فیلم مردم را به هیجان آورد. مردم وقتی از سینما بیرون می‌آیند، تکان خورده‌اند، با این احساس که آدم‌های فوق‌العاده‌ای را دیده‌اند.»

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/Intouchables/dbgfx%20.jpgمنتقدان فیلم را به خاطر طنز گستاخانه و پیام انسانی آن و توانایی فیلم برای برخورد شاد با مقوله ناتوانی جسمی ستوده اند. ولی فیلم به صورت عمده‌ای بر روی طبیعت جسور دریس که نقش کلیشه‌ای یک بازنده نادان را از حاشیه شهر بازی می‌کند، تکیه دارد. فیلیپ در صحنه ای از دریس می‌پرسد که آیا می‌داند هکتور برلیوز (یک موسیقیدان فرانسوی) کیست و دریس با تمسخر جواب می‌دهد که برلیوز محله‌ای در شهر زادگاهش است و این توقع مردثروتمند را در مورد این که حتی اسم آهنگساز را نشنیده است، به بازی می گیرد.

منتقدان فرانسوی «دست نیافتنی ها» را برای جملات قصار با روح آن و بازی چشمگیر و پرانرژی آقای سای مورد ستایش قرار داد هاند و فیلم را پادزهری برای کسالت ناشی از رکود اقتصادی نامیده‌اند. فیلمی از دسته فیلم‌های مفرح «به سبک فرانسوی»، آن هم در کشوری که – لااقل از نگاه خارجی ها- کمتر در هنر کمدی مهارت دارد.

عده زیادی قبول کرده که روایت فیلم و ضرباهنگ جاندار آن در تضاد با طنزهای ساده و فیلمنامه های اغلب درهم و برهم کمدی‌های سنتی فرانسوی است.

منتقد فیگارو درباره این نوشته است: «فیلمنامه‌ که از زمان موج نو تاکنون به غفلت سپرده شده، دوباره اهمیت پیدا کرده است.» این اشاره ای است به مقررات مرسوم موج نو در دهه 1960 که به نوشته فیلیپ لابرو، ستون نویس فیگارو، فیلمسازان در آن «برتری مطلق میزانسن را ستایش کردند و بر کسی پوشیده نیست که از فیلمنامه بیزار بودند.» وی خاطرنشان کرده است که «دست نیافتنی ها» از کمدی های تنبل و عامیانه‌ای همچون «اردو زدن» محصول سال 2006 درباره افرادی که در جنوب فرانسه چادر زده بودند، بسیار فاصله دارد. «دست نیافتنی ها» برای منتقدان بلند پرواز، نمونه ای از نوع جدید کمدی فرانسوی است و حاکی از سر بر آوردن نسلی از فیلمسازان و تهیه کنندگان که مشتاق هستند داستان را به شکلی واقعگرایانه بگویند و مضامین اغلب دراماتیک را به نرمی به سخره بگیرند.

در سال‌های اخیر چندین کمدی‌ تلخ و شیرین -«کمدی‌های دراماتیک»- با روایت‌های قوی با موفقیت قابل ملاحظه‌ای روبرو شدند؛ از جمله «دروغ‌های سفید کوچک» سال پیش که در مورد دوستی بود و داستانش در یک خانه مسافرتی می گذشت و «اعلام جنگ» امسال که یک زوج غیرعادی درگیر با سرطان فرزندشان را به نمایش گذاشت و به عنوان نماینده فرانسه برای بهترین فیلم خارجی به آکادمی اسکار معرفی شد.

به نظر کارگردان، آقای تولدانو، تماشاگران فرانسوی جذب فیلم‌های کمدی جسورانه تر و حتی گستاخانه تر می شوند. «آنها از سریال‌های آمریکایی که بیشتر سرگرم کننده هستند تا چالش برانگیز خسته شده‌اند.»

ولی از «دست نیافتنی ها» همچنین به خاطر تصویر آرمانگرایانه ای که از دنیای بدون شکاف های طبقاتی می‌دهد، جایی که یک اشراف زاده می‌تواند با یک سابقه دار دوست شود، انتقاد شده است. روزنامه لیبراسیون «دیکتاتوری احساسات را به عنوان پوششی برای نبود مطلق فکر» تقبیح کرده و ورایتی به چیزی که آن را نژاد پرستی بدوی فیلم نامیده، اشاره کرده و دریس را به عنوان « نقشی که از سیاه بازی های دوران قدیم دور نشده» توصیف کرده است.

نویسنده ورایتی اضافه کرده که فیلم « که نوعی نژادپرستی از جنس «کلبه عموتام» را نشان می‌دهد که امیدوار بودیم دیگر هرگز روی پرده سینماهای آمریکا نبینیم..»


iRev.ir-Line

بررسی نقد فارسی

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/1-The-Intouchables.jpgاریک تولدانو و الیور ناکاشه فرانسوی که «دست نیافتنی ها» را بطور مشترک نوشته و کارگردانی کرده اند، اگرچه هرگز برای ظرافت و نکته سنجی شان شهرتی به هم نزده اند، هرگز فیلمی زننده مثل «دست نیافتنی ها» نساخته‌اند، که نوعی نژادپرستی از جنس «کلبه عموتام» را نشان می‌دهد که امیدوار بودیم دیگر هرگز روی پرده سینماهای آمریکا نبینیم. کمپانی واینشتاین که حقوق بازسازی فیلم را خریده باید دوباره آن را تا حد زیادی بازنویسی کند تا این کمدی تکان دهنده را قابل قبول سازد. این کمدی در مورد یک مرد سفید پوست ثروتمند فلج است که یک مرد سیاه را از محله‌های ارزان نشین استخدام می‌کند تا مستخدمش باشد، و در حین آشنا شدن با یک «فرهنگ»، یاد می‌گیرد که خودش راحت‌تر باشد. متاسفانه این داستان بی‌معنی در اروپا یک موفقیت تمام عیار است.

«دست نیافتنی ها» با افتخار اعلام می‌کند که بر اساس یک داستان واقعی است هر چند مستخدم داستان واقعی یک عرب بوده است نه سیاهپوست. فیلیپ (فرانسوا کلوزه) که ثروت زیادی دارد سال‌ها پیش در حین چتر بازی دچار سانحه شده است و نمی‌تواند بدنش را از گردن به پایین حرکت دهد. همسرش فوت کرده است و دختر خوانده‌اش الیزا (آلبا گایا بلوجی) یک نوجوان بیش از حد مغرور است. خدمتکاران فیلیپ از او در خانه اش که مثل پیله ای در محله ای مرفه نشین است، نگه داری می کنند.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/10-The-Intouchables.jpgولی فیلیپ هر روز مستخدمانش را عوض می‌کند. دریس (عمر سای) که بعد از شش ماه زندان برای سرقت تازه آزاد شده است، برای استخدام مراجعه می‌کند. او فقط آمده است تا بر روی برگه‌اش یک امضا برای رد استخدام بگیرد تا شامل حقوق بیکاری شود. ولی فیلیپ در کمال تعجب منشی خصوصی‌اش ماگالی (آدری فلورت) دریس خونسرد و استخوانی را استخدام می‌کند، چون می‌داند که حداقل سرگرمش می‌کند.

رفتار دوست داشتنی و تاثیرگذار دریس، داشتن او را برای فیلیپ ضروری می‌کند. دریس فیلیپ را تشویق می کند که عاشق شود و با رفتارهای ناشیانه ولی سرگرم کننده‌اش به خانه کسل کننده او هوایی تازه می‌دمد. فیلمسازان طبق معمول آثارشان («آن روزهای شاد»، «با هم چقدر خوشحالیم…») مقادیر زیادی از لطیفه ها را روی هم انباشته اند و نیش و کنایه های نخ نما شده ای درباره هنر مدرن، اپرا و فرهنگ «سطح بالا» (فیلم «مکان های مبادله» جان لندیس را تصور کنید ولی با ظرافت کمتر) را با این ایده بسیار کهنه که فقط یک سیاهپوست از محله‌های پایین شهر تمی‌تواند این قبیل مسائل را به تمسخر بگیرد.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/11-The-Intouchables.jpgدر حقیقت با دریس مثل یک میمون نمایشی برخورد می‌شود (با همه جنبه های نژاد پرستانه ای که این اصطلاح تداعی می کند) که با جایگزین کردن ویوالدی با «سرزمین عجایب بوگی» و نشان دادن حرکات خود در پیست به سفیدپوستان مغرور یاد می‌دهد که چگونه خاکی شوند. این واقعا دردآور است که ببینیم سای که بازیگر کاریزماتیک و شوخی است در نقشی بازی می‌کند که از نمایش های سیاه بازی قدیم که برای سرگرم کردن ارباب از همه کلیشه های‌مربوط به طبقه و نژاد استفاده می شد، فاصله ای ندارد.

بدترین جای فیلم وقتی است که دریس یک کت و شلوار می‌پوشد و ماگالی به او می‌گوید که شبیه اوباما شده است؛ انگار تنها سیاهپوستی که حق دارد کت و شلوار بپوشد، رئیس جمهور است. ناراحت کننده تر از همه اینکه نویسندگان از این حرف قصد شوخی و خنده را داشته‌اند. (توجه داشته باشید که سای هیچ شباهتی به اوباما ندارد.)

تمام اینها قرار است خنده بگیرند و از آنجا که سای بازیگر خوبی است و لطیفه‌ها را به ندرت خراب می کند، «دست نیافتنی ها» ممکن است تماشاگر بی‌ملاحظه را با یک لبخند همه‌گیر فریب دهد. موسیقی گاه و بیگاه فیلم به شکلی بی شرمانه عواطف را باه بازی می گیرد بازی می‌کند و گاهی ترانه های برگزیده جو را آماده می‌کند. نینا سیمون که به زودرنج بودن معروف است از این‌که ترانه « Feeling Good» او در این فیلم پخش می‌شود، راضی نخواهد بود.


iRev.ir-Line

بررسی نقد فارسی

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/12-The-Intouchables.jpgآغاز فیلمنامه دست ­نیافتنی­ ها با سکانسی رقم می­خورد که بعدا درمی­یابیم متعلق به اواخر ماجرا است: فصلی که در آن دریس، خدمتکار فیلیپ، با سرعت بالای اتومبیل، پلیس را به دنبال خود می­کشاند و با جاروجنجال و شلوغ­بازی، وانمود می­کند که فیلیپ در حال مرگ است و دارد به درمانگاه می­رساندش و بدین­ترتیب، پلیس با اسکورت او را تا درمانگاه همراهی می­کند. بعد از این سکانس، قصه از آغاز خودش روایت می­شود و حکایت چگونگی آشنایی دریس و فیلیپ و مابقی ماجراها به ترتیب به اطلاع مخاطب می­رسد. چرا نویسندگان فیلمنامه، پیرنگ را با این سکانس شروع می­کنند؟ مگر نمی­شد با همان مطلع آغازین، داستان را رقم زد و یا از بین ده­ها گزینه محتمل، سکانسی دیگر را برگزید؟

این سوال در واقع ناظر به فرایندی است که بحث خلاقیت را در فن فیلمنامه­ نویسی پیش می­کشد. انتخاب این سکانس برای آغاز فیلمی درباره تحول یک مرد متمول در معاشرت با جوانی متعلق به طبقات فرودست جامعه، می تواند کارکردهای مختلفی داشته باشد که از آن بین به دو مورد در این مجال اشاره می­شود. نخست آن­که این سکانس پتانسیل زیادی برای برانگیختن کشش مخاطب نسبت به تعقیب داستان دارد. حقه بازی دریس و فیلیپ در مواجهه با پلیس، احتمالات زیادی را در ذهن مخاطب برمی­انگیزد که برای اثبات­شان، نیاز زیاد به پیگیری مابقی داستان شکل می­گیرد: آیا این دو بزهکارند؟ آیا با معمایی بغرنج مواجه هستند؟ آیا از فضای خاصی در حال گریزند یا به مقصد خاصی شتابان هستند؟ جدا از انگیزه­سازی برای مخاطب، این سکانس واجد نکته مهم دیگری نیز هست که به نوعی جوهره داستان را دربردارد: پویایی در مقابل رکود و انفعال. اتومبیل دریس در میانه ترافیک ابتدا متوقف مانده است. اما ناگهان با قانون­شکنی دریس در سرعت بالا و لایی کشیدن در وسط بزرگراه و گذشتن از مقررات ترافیک، اتومبیل شتاب می­گیرد و بعدا با فضایی شوخ­مانند حتی پلیس هم پشت سر گذاشته می­شود. این اوضاع، در واقع درونمایه خود داستان اصلی است. موضوع فیلمنامه درباره مردی معلول و ثروتمند است که زندگی یکنواختی را در فضای هنجاری زندگی­اش می­گذراند و ناگهان با ورود سیاهپوستی از قشر پایین اجتماع به عنوان خدمتکارش، زندگی­اش رو به تحول گذاشته می­شود و شتابی آکنده از سرخوشی و نشاط به خود می­گیرد؛ و این روند دقیقا همان مسیری است که در سکانس آغازین ترسیم شده است.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/13-The-Intouchables.jpgدست­ نیافتنی­ ها عمده فضای خود را در همین پیکره تضادآلود شکل می­دهد و بضاعت­های کمدی خود را هم بر پایه تضادها استوار می­سازد. از نکته­های ظاهری مانند تفاوت­های فیزیکی در شخصیت اصلی فیلمنامه (مانند سیاهی و سپیدی رنگ پوست، جوانی و میانسالی، پرتحرکی و معلولیت، فقر و ثروت، اصالت فرانسوی و نژاد مهاجر سنگالی) که بگذریم، روند داستان با مخدوش ساختن نمودهای زندگی بورژوازی از طریق ریشخندهای سپهر فرودستانه نقاط اوجش رقم می­خورد؛ ریشخندهایی که صرفا نه از باب تمسخر، بلکه از معبر انتقادهایی کنش­مندانه متجلی می­شود. دریس با همین خدشه­آفرینی­ها، زندگی فیلیپ را تحت تأثیر قرار می­دهد: نقاشی هنری آبستره را با رنگ­آمیزی­های خود بر تابلو هجو می­کند، موسیقی کلاسیک را با موزیک عامه ­پسند به حاشیه می­راند، تئاتر روشنفکرانه را با خنده­های خود به مضحکه برگزار می­کند، و حتی نامه­ نگاری­های شاعرانه فیلیپ به زنی ناشناس را مورد سوال قرار می­دهد و به جایش مکالمه ساده تلفنی و قرار حضوری را پیشنهاد می­کند و بدین ترتیب آداب معاشرت این طبقه را نیز به چالش می­کشد.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/14-The-Intouchables.jpgنویسندگان فیلمنامه، بیش­ترین فضای کمیک کار را با همین تضادهای موقعیتی گسترش می­دهند که از مصداق­های هوشمندانه­ای بهره­مند است و از آب جوش­ریختن دریس بر پای فیلیپ برای امتحان بی­حسی پای معلولش گرفته تا شباهت­سازی آدم­ها به چهره­های تیپیکال و یا مشهور (دریس به اوباما، راننده متخلف به پاتریک سوایزی، فیلیپ ریش­دار به ویکتور هوگو و…تشبیه می­شوند)، موقعیت­های مفرح و سرخوشانه­ای آفریده می­شود. اما نکته اساسی این­جا است که دست­ نیافتنی­ ها تنها یک اثر کمدی نیست و بخش­های عمده­ای از داستان، در ژانر درام سپری می­شود. فیلمنامه­ نویسان همان­طور که از تضادها برای کمدی بهره گرفته ­اند، از پیوندها برای خلق فضاهای عاطفی استفاده کرده­اند. فیلم تقریبا تا زمانی که دریس نزد فیلیپ است، وجه غالبش کمیک است، اما بعد از آن­که یادمان­های مشترک بین این دو شخصیت تبلور پیدا می­کند، ابعاد دراماتیک کار شکل می­گیرند. انگار که دریس جای فرزند نداشته فیلیپ را می­گیرد و فیلیپ نیز با توجه به این­که دریس از والدین واقعی­اش در کودکی جدا شده است، موقعیت پدرانه­ای برای او پیدا می­کند. زمانی که افراد دیگری جایگزین دریس می­شوند، ناسازگاری فیلیپ با آن­ها در همین مسیر معنا پیدا می­کند و در عین حال دریس نیز در برخوردهای اجتماعی بعد از دوران استخدامش برای فیلیپ، مانند تذکر متمدنانه به راننده متخلفی که جلوی پارکینگ توقف کرده یا کمک به مادرش یا هشدار به خلافکارانی که برادرش گرفتارشان است، تحول خود را نشان می­دهد. این روند به خوبی دگرگونی شخصیتی دو کاراکتر اصلی داستان را متجلی می­کند که یکی از مهم­ترین بخش­های فن فیلمنامه­ نویسی نیز هست.


iRev.ir-Line

بررسی نقد فارسی

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/15-The-Intouchables.jpgاز دو دید میشد فیلم دسترس ها را مورد بررسی قرار داد:دید صورتگرایانه و سطحی ـ دید عمیق و موشکافانه.اما از هیچ یک از این دو در این یادداشت به طور خاص استفاده نشده بلکه سعی شده با تلفیق این دو دید یک نگاه منصفانه و درست به فیلم بی ریا و دردسترسِ،دردسترسها شده باشد تا لااقل در میان این همه به اصطلاح فیلم و در واقع تصویر متحرک اثری قابل تحسین و فکر شده پنهان نماند و به فراموشی سرده نشود.

بدون شك فیلم در‌دسترس‌ها یكی از بهترین فیلم‌های اكران شده در سال 2012 است. با دیدن این فیلم خواه ناخواه حس بسیار خوب و عجیبی به انسان دست میدهد حسی شبیه بستنی خوردن در حمام سونا،فیلمی كاملا صمیمی كه آدم دوست دارد شخصیت‌های فیلم را بدون هیچ تعصبی دوست داشته باشد.

در‌دسترس‌ها فیلمی كمدی اجتماعی‌ای است كه برایش سرگرم كننده بودن یك هدف مهم است،اما هدف اصلی نیست. بلكه هدف اصلی آن نشان دادن دوستی و صمیمیت بین دو انسان كاملا متفاوت با یكدیگر است كه توانسته اند مكمل هم باشند.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/16-The-Intouchables.jpgفیلیپ (فرانسوا كلوزو) مرد متمولی است كه در یك حادثه از گردن به پایین فلج شده و حتی قادر به انجام دادن بدیهی ‌ترین كارهای شخصی خود نیست.در مقابل دریس (عُمر سای) مهاجر سیاهپوستِ فقیری است كه تازه از زندان آزاد شده و مشكلات زیادی دارد، در خانواده‌ای پر جمعیت و پر‌مشكل و بحران زندگی می‌كند در عوض تنی سالم و ورزشكار دارد همان چیزی كه فلیپِ ثروتمند ندارد،و این دو دوست و مكمل یك دیگرند. با این‌كه دریس به عنوان خدمتكار در استخدام فلیپه است اما كارهایی را انجام میدهد كه مرد متمول نمی‌تواند انجام دهد كه این كارها تنها محدود به كارهای فیزیكی نیست بلكه حتی در تربیب و كمك به دخترِ فلیپ هم به یاری او می‌آید.

کلیشه

هر گاه در یك فیلم بازیگری سیاه‌پوست نقش اصلی را داشته باشد بی اختیار ذهن برخی از سینما دوستان را به سوی چند فیلم می‌برد، حدس بزن چه كسی برای شام میآد و در گرمای شب دو تا از آن فیلم‌ها هستند. فیلم‌هایی كه ستاره‌ی سیاهپوست آن زمان سینما سیدنی پواتیر در هر دوی آنها نقش آفرینی كرده فیلمهایی كه درهر دوی آن‌ها، یك مضمون مشترك است، آن به تصویركشیدن مظلومیت و تحقیر‌های سیاهپوستان توسط سفیدهای مثلا با فرهنگ شده كه متاثر از نظام برده داری در جامعه‌ی مدرن شده‌ی امریكا است.

اما فیلم دردسترس‌ها بر خلاف فیلمهای مذكور و كلیشه‌ای كه حسب نیاز بسیار تلخ و گزنده بودند،این فیلم بسیار شاد و بانشاط هست و پس از فیلم حس بسیار خوبی به انسان دست می‌دهد. و برعكس كلیشه‌های قبلی مانند سیاه و سفید كه بسیار ناامیدكننده و سیاه بودند،بعد از دیدن این فیلم حس امید و سرزندگی به انسان دست میدهد. قبل از این فیلم در فیلم خوب خدمتكار(تیت تیلور) نیز با رویكردی صمیمیانه و می‌شود گفت آرمانی به این موضوع نگاه شده بود و مورد استقبال در سراسر جهان قرار گرفت.

تفاوت‌ها

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/18-The-Intouchables.jpgفیلم دردسترس‌ها تمی كلیشه‌ای اما همیشه جذابی را دارد، خدمتكار سیاه در خدمت پولدار سفید یا موضوعات مشابه آن همان طور كه ذكر شد بارها در تاریخ سینما از آن در ژانرهای مختلف استفاده شده،اماحال در این فیلم به آن شیوه به این تم پرداخته نشده یا شاید بشود گفت رنگ پوست در این فیلم اصلا اهمیت داستانی ندارد و قصد كارگردانان فیلم فقط از تفاوت رنگ پوست بین دو كاركتر اصلی،نشان دادن رابطه انسانی و صمیمی دو انسان كاملا متفاوت با هم است و برای نشان دادن همین امر خدمتكار را فردی سیاه پوست انتخاب كرده است.این امر زمانی برایمان كاملا مشخص می‌شود كه بدانیم در داستان واقعی خدمتكار و مرد فلج كه این فیلم برگرفته از آن است و در تیتراژ پایانی فیلم شخصیت‌های واقعی آن‌ها نشان داده می‌شود،خدمتكار اصلا سیاه پوست نبوده و می‌توان گفت كه تفاوت اصلی میان این دو فرد در دو چیز خلاصه می‌شود كه هر كدام مزیتی برای دارنده و نقصی برای طرف مقابلشان محسوب می‌شود و هر یك سعی بر طرف كردن نسبی مشكل طرف مقابل به وسیله مزیت خود را دارد كه آن‌ دو ویژگی عبارتند از فاصله طبقاتی وسلامتی.

فاصله طبقاتی

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/17-The-Intouchables.jpgشاید در نگاه اول فیلم در دسترس‌ها فیلمی بی دغدغه یا حتا اگر دغدغه‌ای هم داشته باشد شعاری به نظر برسد اما با یك مقدار تعمق متوجه می‌شویم كه فیلم نه‌تنها حرفی را می خواهد بزند بلكه قاب زدن حرف را هم بدرستی انتخاب كرده و در مدیومی سینمایی به بیان مقصودی اجتماعی یا شاید فرااجتماعی كه به نظر نگارنده فاصله طبقاتی هست می پردازد و از این جهت نیز یك سر و گردن از تمامی فیلم‌های اكرانی امسال و از بیشتر فیلم های چند سال اخیر بالاتر است.طبقه پایین جامعه كه در این فیلمِ ناكاچ و تولدانو با به نمایش كشیدن خانواده ‌ای با جمعیت زیاد،ورود قانونی یا غیر قانونی بیش از ظرفیت مهاجران،نداشتن شغل و هدفی برای ادامه زندگی،پناه بردن به تفریحات ناسالم مانند كشیدن مواد مخدر، دزدی و… دقیقا همان چیزهایی هستند كه كاهش آمار آنها در هر جامعه‌ای یكی از هدف‌های سیاستمداران و موجب تعالی آن جامعه هست.

سلامتی

یكی دیگر از تفاوت‌های این دو شخصیت فیلم با یكدیگر سالم بودن یك نفر و معلول بودن یا به بیانی دیگر فقدان سلامتی در طرف مقابل است.همان طور كه ذكر شد فلیپ در یك حادثه از گردن به پایین فلج شد و در این اندام‌ها فاقد هرگونه حسی است حتی وقتی كه دریس آب‌ِجوش روی پایش ریخت او اصلا احساس نكرد.اما تمام بیماری و می‌شود گفت معلولیتش همین بیماری و معلولیت فیزیكی نیست بلكه این معلولیت باعث افسردگی و به تناوب ناامیدی او شود و احساس كند هركسی به او احترام می‌گذارد قصد ترحم به او را دارد یا به‌خاطر ثروتش با او دوستی می‌كند.این بیماری روحی شاید از بیماری جسمش هم بدتر و مهلك‌تر باشد و باعث غمگینی و پرخاش او شده كه این بعد از آن‌كه پرستاران دیگری برای پرستاری از او می‌آمدند به خوبی در فیلم دیده میشود.با هیچ كس احساس راحتی نمی‌كرد وبه غیر از دریس جوان سیاهپوستِ مهربان كه با حركاتِ صمیمی،بی ریا و گاه بی‌فكرانه‌اش باعث خنده او و تماشاگر میشد و باعث شد بعدها هم این دو دوست باقی بمانند. اینجاست که جمله‌ی زیبای لاروشنكو در ذهن خودنمایی می کند كه می‌گوید: (دوستانتان را از طبقه فقیر جامعه برگزینید زیرا در قلب آن‌ها صمیمیت بیش‌تری وجود دارد.)

شروعی اكشن

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/19-The-Intouchables.jpgفیلم شروعش با یك سكانس اكشن و پلان‌های زوم و اینسرت از عوض‌كردنِ دنده ،دست روی فرمان، نگاه بلند راننده به جاده و لرزش‌های دوربین برای ایجاد حساسیت در فیلم، باعث ایجاد فضایی می‌شوند كه اگر كسی بدون ذهنیت به تماشای فیلم آمده باشد و حتا پوستر فیلم هم به دستش نرسیده باشد احساس می‌كند با فیلمی اكشن و پرتعقیب و گریزمانند رانندگی(فن دینگرفن) یا حتا مسابقه‌ی ‌مرگ(پائول دبلیو اس اندرسون) طرف هست و این حس از زمان تعقیب پلیس هم بیش‌تر می‌شود اما زمانی كه در محاصره‌ی پلیس گیر میافتند و فلیپ هم خودش را به سكته می‌زند و از دهانش كف خارج می‌كند ماجرا مشخص می‌شود و تماشاگر موجه می‌شود با یك فیلم كمدی خوب طرف هست.

همذات‌ پنداری با شخصیت‌ها

با دو شخصیت اصلی فیلم به راحتی می‌شود ارتباط برقرار كردو مخاطب در بیش‌تر دقایق فیلم دوست دارد جای یكی از نقش‌های اصلی باشد. حتا در بحران‌های شخصی و دوگانگی یا چندگانگی شخصیت‌های فیلم تماشاگر با آن‌ها همذات‌پنداری شدیدی می‌كند و او را درك می‌كند.مثلا زمانی‌كه فلیپ قصد ارسال عكسی از خودش برای دختری كه مدت‌ها از طریق نامه با او در ارتباط بوده را دارد و به جای فرستادن عكسی از حالِ خود عكسی از دوران قبل از معلولیتش را می‌فرست این خود نشانگر این است كه با وضعیت خود كه سال‌هاست به این شكل هست كنار نیامده و هنوز هم در حسرت گذشته هاست.در این زمان بیننده به جای سرزنش كردن وی، با او همدردی می‌كند و شاید حق را به او ندهند اما دلش برایش می‌سوزد، كه این خود نشانگر این است كه چقدر كارگردانان جوان فیلم در انتقال حس موفق بوده‌اند.

در آخر

نهایتا باید گفت دردسترس‌ها شاید یك فیلم بالینی و شاهكار به تمام معنا نباشد اما در عین سادگی داستان و نداشتن بازیگرانی آنچنان سرشناس توانسته با سناریوئی منسجم،كارگردانی و اجرای بسیار موشكافانه از دو جوان كه سناریو فیلم را هم خودشان نوشته بودند،بازیگری بازیگرانی مستعد،نورپردازی بسیار مسلط و فیلمبرداری در حد یك شاهكار و با همكاری عواملی كاربلد به یك فیلم بسیار خوبِ عامه پسند در عین محتوا دار بودن در بین آثار ضعیف شبه روشنفكری یا فیلم‌های تجاری كه سرتاسر جهان را گرفته اند،به یک فیلم به یادماندنی تبدیل شود.


iRev.ir-Line

بررسی نقد فارسی

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/2-The-Intouchables.jpgدر حال حاضر «طردشدگان» به موفقیتی بزرگ در اروپارسیده وبه‌نظر می‌رسد فرانسوی‌ها در پی تکرار این موفقیت در آمریکا هستند.

نویسندگی و کارگردانی این فیلم بر عهده اریک تولدانو و الیویه ناکاش بوده وبراساس یک داستان واقعی ساخته شده است. داستان فیلم درباره دوستی عجیب یک میلیونر فلج و پرستار سنگالی‌اش در پاریس است که در ابتدا برای اینکه به مأموران دولتی نشان دهد که جویای کار است ولی شغلی پیدا نکرده (تا از خدمات بیمه بیکاری استفاده کند) درخواست کار داده است ولی با اعتماد فیلیپ و مراقبت و به اشتراک گذاشتن تجربیات، دوستی پایداری می‌سازد که 2 زندگی افسرده را برای همیشه عوض می‌کند. این حرارت، شوخ‌طبعی و شیرینی قابل فهمی است که برای امتیاز گرفتن خرج نمی‌شود.

انجام کارهای روزانه شستن، ماساژدادن، تمیز کردن، اصلاح، غذاگذاشتن در دهان و بالا بردن یک بیمار فلج بسیار دلهره‌آور است و فیلیپ پزو دی برگو (با بازی همراه با صبر اندوه بار و صداقت بازیگر بزرگ فرانسوی، فرانسوا کلوزت) همیشه در حال مصاحبه با متقاضیان کار پرستاری است. بسیاری از پرستاران واجد شرایط به او مراجعه می‌کنند اما چیزی جذاب و محرک و چالش برانگیز در مورد دریس (عمر سی) وجود دارد که حس کنجکاوی فیلیپ را برمی‌انگیزد. روح سرکش این مرد، نگرش گستاخانه و بدون ترحمش برای او تازگی دارد و اوبه قول خودش بیشتر زندگی می‌کند. دریس در ابتدابه‌دلیل خودداری از تعویض پوشک فیلیپ، توهین به سبک موسیقی مورد علاقه‌اش و چیز‌های دیگراز شغلش متنفر است و لحظه شماری می‌کند که دوباره به خدمات رفاهی برگردد. ولی در این فیلم تاثیرات عاطفی از راه‌های شگفت‌انگیزی رخ می‌دهد و باعث می‌شود که این دو نفر بر تفاوت‌هایشان غلبه کنند و یادبگیرند که به هم کمک کنند تا در سطح بهتری زندگی کنند.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/3-The-Intouchables.jpgدریس یک مرد بی‌خانمان با سابقه کیفری سرقت است و زندگی بی‌هدفی دارد. او بی‌ادب، متکبر و با منطق و عملکرد مخصوص خودش است که پس از ورود به خانه فیلیپ نخستین کاری که می‌کند هدیه گران قیمت متعلق به همسر محبوب فیلیپ را می‌دزدد. فیلیپ یک معلول ثروتمند است و هیچ بهانه‌ای برای زندگی ندارد به‌طوری که مرتب توسط کارکنان و مشاوران تجاری به او اخطار داده می‌شود که درباره شخص نا‌خوشایندی که به خانه و قدرت نامحدودش دسترسی دارد بسیار مراقب باشد؛ آن هم در وضعیتی که حالش رو به وخامت است. به‌تدریج افق دیدش گسترده می‌شود. پس بهت زده از پولی که فیلیپ برای خرید یک نقاشی از یک گالری خرج می‌کند و می‌گوید که خودش بهترش را می‌تواند بکشد، خنده هیستریکی او در مواجهه با نخستین اپرای پاریس که می‌بیند، جا زدن خود به‌عنوان درمانگر در مقابل دختر نوجوان پرخاشگر فیلیپ، یاد دادن سیگار کشیدن به رئیس خود در حالی‌که توامان به صدای زمین، باد و آتش گوش می‌کند، دریس با اینها در بهبود بعضی درد‌های روحی رئیسش تاثیر می‌گذارد.

فیلیپ هم به مراقب بیسواد خود می‌آموزد که به ویویالدی و عبور او به جهان پرمدعای هنر به‌عنوان یک نقاش برجسته شخصیتی از او ساخته که آثارش شایسته سرمایه‌گذاری گران است. از وقتی که فیلیپ بر اثر یک حادثه چتر بازی از گردن به پایین فلج شده است، نمی‌توان به او کمک کرد که خوب شود اما می‌توان با او رفتاری کرد که هنگام احساس هیجان، وحشت نامحدود و ریسک پاراگلایدر سواری، احساس خوب (feeling good) نینا سیمون را بخواند.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/100/82-The-Intouchables/5-The-Intouchables.jpgدر نهایت دریس شفقت و مسئولیت را می‌آموزد تا اینکه فیلیپ شجاعت به دست گرفتن کنترل زندگی‌اش و حتی به‌دنبال عشق رفتن را پیدا می‌کند. همه اینها بیش از حد منظم و حل و فصل شده است و اگرچه یک داستان واقعی است با این حال هضم بعضی حوادث آن سخت است. برای خنده، دریس این کار را می‌کند: در میان خیابان‌های پاریس با سرعت بسیار بالا و مرگباری می‌راند، در همان حال فیلیپ الکی دچار حمله صرع شده تا این سرعت را توجیه کند. پلیس آنها را تا بیمارستان اسکورت می‌کند و وقتی آنها را ترک می‌کند دریس به مسیر دیگری می‌رود و هردو از این شیطنت راضی و خوشحالند. به‌نظر می‌رسد کلاس بالای اجتماعی فیلیپ روی هر چیزی پا می‌گذارد.

او ابتدا به دریس مشکوک است زیرا زندگی یک مرد سیاه‌پوست خیابانی در میان عمارت سلطنتی و پر از گنجینه فیلیپ نگران‌کننده است، ولی دریس درنظر هر مرد سفید پوستی برنده است؛ به‌خصوص وقتی مهارت‌های هیپ‌ هاپش را نشان می‌دهد و قبل از اینکه کارش را به پایان برساند کنترل کامل خانه و همه کسانی که در آن زندگی می‌کنند را به دست گرفته. در فیلم کمی هم ساده لوحی وجود دارد؛ مثل وقتی که دریس نخستین کت و شلوارش را می‌پوشد و منشی فیلیپ می‌گوید که او شبیه اوباما شده. با این حال فیلم در تایید مقاومت برای زندگی است و بسیار فرحبخش است؛ همراه با بازی‌های پویا. به دلایل روشن عمر سی سرشار از تحرک است، او سرزنده، رنگارنگ و پر جنب و جوش است اما شخص ویلچرنشین آقای کلوزه حالت مکاشفه دارد. اصطلاحات او احساسات بی‌شمارش را از پس یک چهره بی‌حرکت نشان می‌دهد که مقداری از آنچه به آن می‌اندیشد را نشان می‌دهد. طرد شدگان فیلمی بامزه درباره بشریت است که همین محبوبیتش را در اروپا توجیه می‌کند. تماشای این فیلم احساس خوبی به انسان می‌دهد؛ به‌طوری که گویا بلیت بخت آزمایی برنده شده است.

Aboutadmin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *