زندگی دیگران

زندگی دیگران – The Lives of Others

8.5

زندگی دیگران – The Lives of Others در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

زندگی دیگران – The Lives of Others فیلمی آلمانی و اولین فیلم بلند فلوریان هنکل فون دونرسمارک و برنده جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان سال ۲۰۰۶ است. فیلم با بودجه کمی حدود ۲ میلیون دلار در آلمان ساخته شده و حدود ۱۰۰ میلیون دلار فروش داشته است. این فیلم بیش از ۳۰ جایزه از جمله جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان سال ۲۰۰۶ را به دست آورده و با استقبال منتقدان و مخاطبان روبرو شده است.

گئرد وایسلر (با کد شناسائی: HGW XX/7)، بازجوی ارشد اشتازی، پلیس امنیت جمهوری دمکراتیک آلمان و یکی از باورمندان به حکومت سوسیالیستی آلمان شرقی است. او مأمور زیر نظر گرفتن زندگی گئورگ دریمن یک کارگردان تئاتر می‌شود که مقامات ارشد نیروی امنیتی، به توصیه وزیر فرهنگ و هنر آلمان شرقی، در پی یافتن بهانه‌ای برای ایجاد محدودیت و خانه‌نشین کردنش هستند. آنها ماموریت یافتن مدرکی مبتنی بر «ناهنجاری» گئورگ دریمن را به گئرد وایسلر، بازجوی ارشد پلیس امنیتی اشتازی محول می‌کنند.

تیمی ویژه از ماموران اشتازی با کار گذاری وسایل شنود در تمامی نقاط خانه گئورگ دریمن اقدام به زیر نظر گرفتنگئرد وایسلر می‌کنند. با شروع شنود و کنترل نامحسوس خانه وی، گئرد وایسلر با رازهای نهفته درباره مسائل پیرامونی گئورگ و دوست دخترش و همچنین مقاصد وزیر فرهنگ در از میان بردن گئورگ دریمن و همچنین واقعیت‌های نهفته در نظام‌های دیکتاتوری رویرو می‌شود که باعث فروریختن تمامی باورهایش به سیستم فاسد حکومت پلیسی و تحول عقیدتی گسترده در عقاید و رفتارش می‌گردد.

زندگی دیگران

زندگی دیگران

زندگی دیگران

بازیگران فیلم زندگی دیگران

نقد و بررسی فیلم زندگی دیگران - The Lives of Others

نقد و بررسی فیلم زندگی دیگران – The Lives of Others

تریلر فیلم زندگی دیگران – The Lives of Others


irev.ir

بررسی درخت ابدی

زندگی دیگران محصول سال 2006 آلمان است که سال بعدش، جایزه‌‌ی اسکار بهترین فیلم خارجی و سپس، 59 جایزه‌ی دیگر را دریافت کرد. داستان فیلم جاذبه‌ی تلخی دارد. عباس میلانی در مقدمه‌ی ” چند گفتار درباره‌ی توتالیتاریسم” می‌نویسد:” [ این نوع حکومت] چون برای فردیت احترامی قائل نیست… پس ارجی برای عرصه‌ی خصوصی فرد قائل نیست و دولت را محق و در واقع مکلف می‌کند که بر تمامی لحظات زندگی یک یک انسان ها نظارت کند.” فیلم جدا از محتوایش، پرظرافت و خوش ساخت، و اولین ساخته‌ی بلند کارگردانش است. یادداشت زیر را سایت culture wars در مه 2007 به قلم laure thomas منتشر کرده که ترجمه اش را می‌خوانید.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/3/56-The-Lives-of-Others/56-The-Lives-of-Others/15-The-Lives-of-Others.jpgزندگی دیگران از آن فیلم‌هایی است که در معرفی‌اش خیلی ساده می‌گویند:” حتما باید ببینید.” برهه‌ای رشک انگیز از زندگی در یکی از حداقل فضاهای مطلوب را تصویر می‌کند: آلمان شرقی کمونیستی زیر نظر پلیس مخفی (stasi). در واقع، آنچه در این زندگی باارزش است (عشق و خلاقیت هنری) رفته رفته به واسطه‌ی رژیم تباه می‌شود. همه چیز بسته به میل مردی است که فهمیده چگونه این زندگی باارزش در مقابل همه‌ی پیش داوری‌های اولیه‌اش قرار دارد تا از آن محافظت کند.

فیلم این کارگردان جوان شما را به اواسط سال‌های 1980 می‌برد. فلوریان هنکل فن دونرسمارک در 1989 وقتی دیوار برلین فرو ریخت، باید شانزده ساله باشد. سقوط کمونیسم و اتحاد دوباره‌ی آلمان مهم‌ترین وقایع پنجاه سال اخیر اروپا هستند. این رویداد مهم روی فلوریان جوان باید چه تاثیر شگفتی گذاشته باشد. روشن است که تماشای “زندگی دیگران” باید مدت‌ها پرسش‌هایی از این قبیل را در ذهنش برانگیخته باشد: زندگی مثل آن طرف دیگر باید چطور باشد؟ مردم چطور کنار آمدند؟ چطور ماندند و ارتباط برقرار کردند؟ چطور شوق آزادی را در خودشان سرکوب کردند؟

Das Leben der Anderen [زندگی‌های دیگران] ( که به تسامح زندگی دیگران و مفرد ترجمه می‌شود) درباره‌ی زندگی نمایشنامه نویسی سوسیالیست، گئورگ درایمن (سباستیان کخ)، ” تنها نویسنده‌ی غیر برانداز آلمان شرقی”، و معشوق بازیگرش کریستا_ماریا زیلاند (مارتینا گدک) است. آنها دیگرانند و این زندگی آنهاست. پس زمینه‌ای که از زندگی آنها در جمهوری دموکراتیک آلمان (DDR) دیده می‌شود بی‌همتاست: هوپتمان گرد ویسلر (اولریش موهه)، مامور پلیس مخفی، از سوی وزیر فرهنگ دستور دارد در مورد زندگی آنها جاسوسی کند. این عامل حکومت فاسد و کثیف کریستا_ماریا را دوست دارد و امیدوار است که خود را از شر رقیب عشقی که زندگی نمایشنامه نویس را زیر نظر پلیس مخفی قرار داده خلاص کند.

عملکرد “لازلو” (اشاره به a clin d`oeil [چشمک] به رقیب عشقی بوگارت در “کازابلانکا”) ویسلر را وارد زندگی زناشویی گئورگ و کریستا_ماریا می‌کند، و نشان می‌دهد که مقامات آلمان شرقی چگونه شنود می‌کردند. همکار ویسلر که شب‌ها ایستگاه شنود را به راه می‌اندازد، می‌گوید:” ترجیح می‌دهم جاسوسی هنرمندها را بکنم…”، و در واقع نشان می‌دهد که زندگی هنرمندان مطلقا هوس انگیزتر از افسران پلیس مخفی است که اغلب منفور و بیمناک بودند.

ویسلر قبل از اینکه بفهمد عاشق می‌شود. نه تنها به واسطه‌ی جذابیت مارتینا گدک، بلکه به واسطه‌ی خود “لازلو” و زندگی فرهنگی زوجی که با دوستان و امور هنری روزگار می‌گذرانند. اما آنچه بیشتر مایه‌ی حسرتش می‌شود، به جای دلسردی از فساد ارکان رژیم، ایمان شاعرانه‌ی درایمن به سوسیالیسم است. برای اینکه این شیوه بتواند اثر بگذارد نوشتن او بیشتر امیدبخش است تا سرکوفته. وقتی دنیا در برابرشان فرو می‌ریزد، که مقدر است، بازیگر دوست داشتنی هم فرو می‌ریزد، همان که موهه تحت تاثیرش قرار گرفته و از او حمایت می‌کند. بازی این مرد بسیار تاثیرگذار است؛ فقط با تغییرات جزئی در چهره، بیشتر اوقات احساسات خود را درباره‌ی این زوج در حد مجاب کردن ابراز می‌کند.

و همین است که فیلم را تاثیرگذار می‌کند. همین کانون تراژدی است که می‌تواند شخصیت‌های تک بعدی را رنج دهد و در مقابل، آنها را کاملا بپرورد: گریه می‌کنند اما می‌خندند، یاس و اشتیاق را احساس می‌کنند، با هم و کنار همند اما مفلوک و تنها، اندوه می‌خورند و عصیان می‌کنند، و می‌میرند و زندگی می‌کنند. پایان خوش هالیوودی در کار نیست، اما فیلم در احساسی از ایمان به انسانیت پایان می‌گیرد، و حتی می‌توان گفت پیروز می‌شود؛ سرانجام غل و زنجیرها می‌شکند.


irev.ir

بررسی 1پزشک

آلمانی‌ها اگر بخواهند، خوب فیلم می‌سازند، مخصوصا اگر پای نقد گذشته تاریخی‌شان در میان باشد، اینجاست که شاهکارهایی در نقد چرایی پیروی جمعی خود از هیتلر می‌سازند یا سال‌های وحشتناک جدایی دو آلمان را یادآوری می‌کنند.

مایه اعجاب است که «فلورین هنکل فون دونرسمارک»، در اولین تجربه کارگردانی خود فیلمی، با بودجه ناچیز دو میلیون دلار ساخته است و آنقدر فیلم را خوب ساخته و پرداخته که در رده‌بندی ذهنی من -و لابد خیلی‌های دیگر- جزو بیست فیلم برتری قرار گرفته که در عمرم دیده‌ام. چهره درخشان فیلم بازیگر فوت شده‌ای به نام «اولریش موئه» است، او در این خوب بازی می‌کند چرا که داستان فیلم، تا حدی داستان زندگی شخصی خود اوست!

اولریش موئه بعد از جنگ جهانی دوم در آلمان شرقی به دنیا آمد، بعد از اتمام تحصیلات به عنوان یک کارگر ساختمانی و مرزبان دیوار برلین مشغول به کار شد. در دهه هفتاد و هشتاد او به تئاتر و سینما روی آورد و به علاوه در زمره مخالفان سیستم کمونیستی آلمان شرقی هم درآمد.

در زندگی دیگران، موئه، نقش یک بازجو و مأمور شنود اشتازی -پلیس امنیت آلمان شرقی- به نام «ویسلر» را بازی می‌کند، او مأور می‌شود که فعالیت‌های نمایشنامه‌نویسی به نام «گئورک درایمن» را زیر نظر بگیرد، در خانه‌اش وسایل شنود بگذارد تا با پیدا کردن مدرکی علیه او، اسباب محدود کردن فعالیت‌های این هنرمند را فراهم کند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/3/56-The-Lives-of-Others/56-The-Lives-of-Others/23-The-Lives-of-Others.jpgاما در طی انجام مأموریت، تعصباتی که در ذهن این مأمور نشست کرده بودند با شنود و دیدن «زندگی دیگران» رفته رفته رنگ می‌بازند، او عاشق نهانی دوست دختر این هنرمند -ماریا کاستا- می‌شود، مفتون «برشت» می‌شود و تا آنجا پیش می‌رود که هنگامی که پیانونوازی درایمن در غم دوست از دست‌رفته‌اش، به خلسه می‌رود و اشک می‌ریزد.

فیلم، راوی فضای پلیسی و جو ۱۹۸۴ گونه آلمان شرقی است، جایی که هر فردی که کار و فعالیتش ارزش داشته باشد باید زیر نظر قرار بگیرد و شنود شود، حتی از سوی همسرش. همچنان که در فیلم آشکار می‌شود که ماریا، علیه داریمن برای اشتازی فعالیت می‌کند! موئه، البته شخصا با چینن چیزی آشنا بود، چرا که در زندگی واقعی خود، از سوی اشتازی تحت نظر قرار گرفته بود و همسر دومش، فعالیت‌های او را به اطلاع اشتازی می‌رساند.

ویسلر، این مأمور کارکشته و متعصب ابتدای فیلم- رفته رفته آنچنان دگردیسی پیدا می‌کند که در انتهای فیلم، مدرک جرم علیه درایمن را پنهان می‌کند و او را از بالا می‌رهاند.

چند سال، بعد از فروپاشی دیوار برلین، در حالی که ویسلر یک نامه‌رسان دون پایه شده است، درایمن با دسترسی به اسناد اشتازی، درمی‌یابد که کسی که او را از دام اشتاری رهانیده، ویسلر بوده است، اینجاست که کتابی با عنوان «سوناتی برای انسان‌های شریف» می‌نویسد و آن را با این مأمور تقدیم می‌کند.

زندگی دیگران بعد از نمایش با نقدهای ستایش‌آمیز منتقدان مواجه شد، جوایز بسیاری را از آن خود کرد که اسکار بهترین فیلم خارجی سال ۲۰۰۶، معتبرترین آنهاست.

فیلم، پلشتی سیستمی را به تصویر می‌کشد که می‌خواهد با هر وسیله ممکن به زندگی خصوصی مردم راه پیدا کند و به بهانه «مردم»، از آنها علیه خودشان جاسوس درست کند، این سیستم صلاح‌اندیش در عین حال، خود آلوده به ناپاکی‌هایی است که فراموشی‌اش، عمری دست کم به اندازه دو سه نسل را طلب می‌کند.

بازی اولریش موئه از هر حیث در این فیلم عالی است، او میمیک صورت و بازی با چشم، عالی دارد. البته بازی سباستین کوخ در نقش داریمتن و مارتینا گدک در نقش ماریا هم بسیار خوب است.

در عین حال موسیقی فیلم هم جالب توجه است، گابریل یارد، کسی که موسیقی فیلم بیمار انگلیسی را نوشته، این بار هم به خوبی کارش را انجام داده و موسیقی متناسب با جو خفقان‌آور آلمان شرقی و مناسب با داستان فیلم نوشته است.


irev.ir

بررسی هنر هفتم

آلمان شرقی، اوایل دهه ١٩٨٠. گئورگ درایمان نمایشنامه نویسی موفق است که مدت هاست با هنرپیشه ای زیبا به نام کریستا ماریا زیلاند زندگی مشترکی دارد. کریستا هنرپیشه محبوب مردم و روشنفکران است که اغلب نقش اول نمایش های درایمان را نیز بازی می کند تا این که یک شب در نمایش افتتاحیه یکی از کارهای آن دو، توجه وزیر فرهنگ به کریستا جلب می شود. اما کریستا اعتنایی به او نمی کند و همین امر وزیر را خشمگین می سازد. وزیر از سرهنگ گروبیتز صاحب منصب اشتازی[سرویس اطلاعاتی آلمان شرقی] می خواهد تا زندگی این دو هنرمند را زیر نظر بگیرد.

گروبیتز نیز به نوبه خود زبده ترین مامور خود سروان ویسلر را مامور این کار می کند. ویسلر در تمامی آپارتمان درایمان و کریستا دستگاه های شنود و دوربین مخفی نصب کرده و بیست و چهار ساعته آنها را زیر نظر می گیرد. اما کم کم جذب زندگی این دو و دنیای هنر و ادبیات می شود. تا جایی که برخی کارهای قابل مجازات آن دو را نیز نادیده می گیرد.

اما انتشار مقاله ای بدون امضا در اشپیگل درباره خودکشی یکی از نویسندگان آلمان شرقی همه چیز را به هم می ریزد. مافوق های ویسلر از او می خواهند کشف کنند آیا درایمان نقشی در نوشتن این مقاله داشته یا خیر؟ ویسلر سعی می کند تا درایمان را تبرئه کند، اما گروبیتز با به دام انداختن کریستا پی به واقعیت می برد. ولی در بازرسی خانه ماشین تحریری که تنها مدرک جرم درایمان است، یافت نمی شود و کریستا خودکشی می کند. سال ها بعد از فرو ریختن دیوار برلین، درایمان که پی به نقش ویسلر در نجات خود و بیگناهی کریستا برده کتاب خود با نام سمفونی انسان خوب را به او تقدیم می کند. اما از دیدارش چشم می پوشد…

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/3/56-The-Lives-of-Others/56-The-Lives-of-Others/6-The-Lives-of-Others.jpgزندگی دیگران یکی از بدیهی ترین نشانه های اوج مجدد سینمای جدید آلمان –پس از افول غم انگیز وندرس- است. فیلمی به غایت زیبا، خوش ساخت و مدرن که می تواند مایه افتخار سینمای هر کشوری باشد. با موضوعی به شدت جدی و انسانی که نشان از آگاهی و بصیرت کارگردانش دارد. فلوریان هنکل فون دونرسمارک نام آشنایی برای ایرانی ها نیست[ البته با نمایش این فیلم به شکل تکه و پاره در جشنواره فجر این آشنایی شکل گرفت]. کارگردانی جوان-متولد ١٩٧٣- که از دانشگاه آکسفورد در رشته فلسفه فارغ التحصیل شده و سپس در داشنگاه مونیخ سینما خوانده و نزد سر ریچارد آتن بارو کارآموزی کرده است.

زندگی دیگران اولین فیلم بلند وی پس از ساخت چهار فیلم کوتاه[نیمه شب، قرار، دوبرمن، مجاهد] است. تقریباً همه فیلم های کوتاه او موفق به دریافت جوایز با ارزشی از جشنواره های معتبر شده اند و زندگی دیگران نیز با استقبال خوب مردم آلمان، فروش بیش از ١٠ میلیون یورویی اش و نامزدی اش در ١١ رشته از مراسم بهترین فیلم آلمان نقطه آغاز درخشانی برای کارنامه وی رقم زده است.

شاید بهترین تعریف از این فیلم را بتوان در این جمله خلاصه کرد که دلباختگی جلاد به قربانی زمینه ساز کشف رگه های انسانیت نهفته در درون وی می شود. دلباختگی خویشتن دارانه ویسلر به کریستا که هرگز بر زبان نمی آید، اما باعث می شود که او دنیاهای تازه ای را کشف کند. با برشت واقعی آشنا شود و کار عاری از احساس خود را با ملاحظات انسانی پیوند بزند. تماشای زندگی دیگران به عنوان نمونه ای تحقیقی از آن چه در آلمان شرقی قبل از فروپاشی اردوگاه چپ و بعد از آن رخ داده، ضروری است. هر چند گاه عملکرد مکانیسم غیر انسانی دستگاه های اطلاعاتی را تا حد ارضا امیال جنسی سیاستمداران تخفیف داده و جنگ سرد را به موضوعی فاقد انسجام تبدیل کند.

چون گاه به نظر می رسد زن دیگری غیر از کریستا در شهر وجود ندارد و دستیابی به او-به مثابه آزادی از دست رفته ای که توسط وزیر به کثافت کشیده می شود- غایت آرزوی هر مردی است. بازی خوب اولریش موهه و دیگر بازیگران فیلم گرمای اطمینان بخشی به فیلم داده و آن را از دیگر محصولات سینمای در حال احتضار آلمان متمایز می کند، اما نمی تواند در نیمه اول از بی تابی تماشاگر که حاصل طبیعت ساکن و خسته کننده کار تعقیب و مراقبت چندان بکاهد. شاید تنها نکته منفی در باره این فیلم البته از دید تماشاگر آمریکایی فقدان فانتزی در آن باشد اما این نکته هرگز از ارزشها و جایگاه آن در سینمای امروز اروپا و دنیا چیزی کم نخواهد کرد.

Aboutadmin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *