دووم – DOOM

7.5

دووم – DOOM  در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

تا به حال بارها در عناوین مختلف مشاهده کرده‌ایم که به طرق مختلفی درب‌های جهنم به دنیای ما باز شده است و موجودات جهنمی به جان انسان‌ها افتاده‌اند. بر حسب تعریفی که هر شخص از جهنم دارد موجودات جهنمی هم متفاوت هستند و گاهی شبیه موجودات DMC، گاها مثل هیولاهای Shadow of the Damned و برخی هم از معروفترین نوع آن‌ها یعنی هیولاها و دیوهای شاخ‌دار سری مشهور و کلاسیک Doom هستند که گویی واقعا از دل جهنم آمده‌اند تا به خدمت ما برسند.2016-05-20_573f596c44329_DOOMUncut2016PS4GermanCover

اولین و مهم‌ترین بخش بازی چیزی نیست جز قسمت تک نفره که باید گفت بی‌اندازه سریع، فوق‌العاده خشن و بیش از حد درگیر کننده است. اما رک بگویم، بخش تک نفره بازی هیچ شباهتی با هیچ بازی دیگری ندارد. اول از همه باید دور داستان را به کلی خط بکشید. سازنده بازی سعی کرده تا یک داستان خیلی کوچک را در بطن بازی قرار دهد، اما این داستان اصلا در حدی نیست که حتی بخواهیم در جریان گیم‌پلی به آن فکر کنیم. شخصیت بی‌نام و نشان بازی در مکانی نامعلوم به هوش می‌آید و در طول بازی باید دنبال زنی برود که دروازه‌های جهنم را باز کرده است! اگر از طرفداران قدیمی بازی باشید، به خوبی می‌دانید که اصلا داستان و روایت هیچ معنایی در دنیای DOOM نداردdoom-2016-9

 در کنار داستان، ماموریت‌ها و شور و حال مربوط به آن‌ها نیز در DOOM بسیار کم‌رنگ هستند. اکثر ماموریت‌های بازی این است که هر شیطانی که در زمین می‌بینید بکشید، یک دکمه را فشار دهید و از دروازه‌ عبور کنید، همین! نه اتفاق عجیبی این وسط رخ می‌دهد و نه اتفاقات سینمایی زیادی مانند بازیCall of Duty در این حین اتفاق می‌افتد. البته  نکته مربوط به داستان چیزی نبود که حتی بخواهم آن‌ها را نکته منفی بازی ذکر کنم چرا که اصلا از همان ابتدای کار در سال ۱۹۹۳، سازنده بازی  قصد نداشته داستان پر محتوایی به بازیکنان ارایه دهد و بازیکن را در روایت‌ داستانی پیچیده درگیر  کند.doom_4_17

اولین و مهم‌ترین بخش بازی چیزی نیست جز قسمت تک نفره که باید گفت بی‌اندازه سریع، فوق‌العاده خشن و بیش از حد درگیر کننده است. اما رک بگویم، بخش تک نفره بازی هیچ شباهتی با هیچ بازی دیگری ندارد. اول از همه باید دور داستان را به کلی خط بکشید. سازنده بازی سعی کرده تا یک داستان خیلی کوچک را در بطن بازی قرار دهد، اما این داستان اصلا در حدی نیست که حتی بخواهیم در جریان گیم‌پلی به آن فکر کنیم.doom-screen-01-ps4-eu-03july15

 گیم‌پلی بازی بسیار سریع و بسیار خشن است. تمام بازی حول محور سمفونی‌ اکشنی روایت می‌شود که نوازندگان آن اسلحه‌ها و شنودگان آن اهریمن‌ها هستند. بازی DOOM چیزی نیست که حتما باید نسخه‌های قبلی را تجربه کرده باشید تا از آن لذت ببرید، تمام کاری که باید انجام دهید کشتن دشمنان است.

اما اگر از کهنه‌کاران سری DOOM هستید، این بازی خاطرات زیادی را برای‌تان زنده خواهد کرد. ارّه برقی محبوب، BFG دوست داشتنی، شات‌گانی که دشمن را تیکه پاره می‌کند یک طرف، شیاطینی که سال‌ها با آن‌ها خاطره داشتید، از سایبردیمن گرفته تا شوالیه‌های جهنم هم از طرفی دیگر، DOOM را به یک بازی محبوب برای گیمر‌های قدیمی تبدیل کرده‌اند.

البته همه چیز به همان شکل گذشته باقی نمانده است و عناصر قدیمی بازی لباس‌های جدیدی بر تن کرده‌اند. ظاهر اسلحه‌ها مدرن‌تر و ظاهر دشمنان عجیب‌تر شده‌‌اند تا با سلیقه‌های امروزی هم‌خوانی داشته باشند. همچنین همان‌قدر که کاراکتر بازی سریع‌تر شده است،  اهریمنان نیز بسیار خشن‌تر و سریع‌تر شده‌اند.  در کنار این مسائل، اسلحه‌ها مکانیزم سریع و سبُکی را از خود نشان می‌دهند.

gallery-1463411718-doom-8

جالب اینجاست که اکثر دشمنان بازی، ورژن بازطراحی شده همان دشمنان عنوان قدیمی DOOM هستند که حالا با جزییات خارق العاده ای ساخته و پرداخته شده اند. مضاف بر این، هرکدام از آنان نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند و به نوعی، خلاهای یکدیگر را پر می کنند تا نوعی تعادل مناسب در گیم پلی پدید آید. ضمنا اکثریت غالب شیاطینی که با آنها به مبارزه می پردازید، از سرعت عملی به اندازه شخصیت اصلی بهره مندند و می توانند همانند گیمر، از موانع محیطی به نفع خود استفاده نمایند.

یکی از نقاط ضعف دووم، شباهت نسبتا زیاد هر مرحله به مرحله دیگر است که سبب می شود تا روند بازی در طولانی مدت، اندکی یک نواخت به نظر رسد. تمام مراحل، در محیطی باز، پیچیده و با چند طبقه مختلف به وقوع می پیوندند و چالش های یکسانی در همه آنها به چشم می خورد. برای مثال یکی از چالش های رایج مراحل دووم، یافتن کلیدهایی برای گشودن درهایی خاص است که در ابتدا ممکن است جالب به نظر برسد اما به مرور زمان خسته کننده می شود. انتظار می رفت استودیوی خبره id Software، از چالش های دیگری مانند محافظت از لوکیشنی خاص در برابر موج دشمنان، برای تنوع بخشی به گیم پلی استفاده کند اما اگر راستش را بخواهید، چنین المان هایی در بازی پیاده نشده اند.897398df-2480-4065-b28d-b77bd09d5110

یکی از دیگر مواردی که شاید برای بعضی‌ها نکته مثبت و برای برخی دیگر نکته منفی به شمار برود، محیط و اتمسفر DOOM است. DOOM 3 را به خاطر دارید؟ لحظه‌ای که پا به ایستگاه فضایی در مریخ می‌گذارید؛ همه جا تاریک است و چراغ‌هایی که اتصالی کرده‌اند گاه و بی‌گاه خاموش روشن می‌شوند. جو سرد و تاریکی در آن حاکم بود و جنازهای خونین و مالین به فضای آن حالتی ترسناک داده بودند. حال دو قسمت اول بازی DOOM را به خاطر بیاورید؛ بازی با گرافیک پیکسلی خود که در آن زمان جزو بهترین‌ها به شمار می‌رفت محیط‌هایی روشن‌تر داشت و عناصر ترس در آن به کار برده نشده بود.

 

اولین نکته این است هر اسلحه‌ای که انتخاب می‌کنید، چه راکت لانچر، چه اسلحه پلاسما، چه اسنایپر یا هر چیز دیگر، تفاوت قدرت آن‌ها به شدت کم است. تنها فایده انتخاب آن‌ها این است که در شرایط مختلف به کار می‌آیند. مثلا یک شات‌گان انتخاب می‌کنید تا در فضاهای کوچک دشمن را بکشید و یک اسنایپر انتخاب می‌کنید تا از فواصل دور دشمن را بزنید.

در غیر این صورت قدرت و ضربه اسلحه‌ها اصلا به چشم نمی‌آیند. همان‌طور که به طور مثل دشمن با ۳ تا ۴ تیر راکت لانچر کشته می‌شود، از آن طرف هم با ۳ تا ۴ تیر یک شات‌گان کشته می‌شود که البته این مقدار با توجه به فاصله کمتر یا بیشتر می‌شود. از این مسئله که بگذریم، به آیتم‌هایی به نام دیمِن می‌رسیم که اوضاع بالانس را بدتر می‌کنند.

اگر شما یا هر بازیکن دیگری به این آیتم برسید، تبدیل به یکی از شیاطینی می‌شوید که در طول بخش تک نفره با آن رو به رو شدید. هرگاه شخصی به این آیتم برسد، قدرت بسیار زیادی به دست خواهد آورد که کار را به شدت برای تیم رو به رو سخت می‌کند، مگر آن‌ که به صورت دست جمعی به او حمله شود. در غیر این صورت این بازیکنی که تبدیل به یک اهریمن شده با یک تیر می‌تواند هر شخصی را بکشد.

هرچند که برای آن محدوده زمانی خاصی تعیین شده اما به هر حال وجود این ویژگی تعادل بازی را به هم زده است. البته نمی‌توان مخالف این بود که بخش چندنفره DOOM سرگرم کننده است. اگر به دنبال یک ساعت سرگرمی هستید، بخش چند نفره این بازی می‌تواند تا مدت خیلی کوتاهی شما را راضی کند. اما اگر از طرفداران بازی‌های آنلاین هستید و در کنار سرگرمی، این بخش‌ها را جدی می‌گیرید، باید گفت که DOOM اصلا به قشر شما اهمیت نداده و آن را به اندازه بخش تک‌نفره جدی نگرفته است. بخش چند نفره این بازی را تنها باید به چشم یک سرگرمی خیلی کوتاه نگاه کنید.

اما یکی از نکاتی که شاید برای خیلی‌ها جالب نباشد، بارگذاری‌های بعضا طولانی بازی است. فرض کنید با سرعت دیوانه‌واری در حال کشتن دشمنان هستید و با یک اشتباه کشته می‌شوید. بعد از کشته شدن، بازی باید هر بار برای چند ثانیه بازی را بارگذاری کند تا دوباره وارد شوید. البته این بارگذاری‌ها به یک دقیقه هم نمی‌رسند اما بعد از سرعت بالای بازی کمی این قسمت می‌تواند از میزان هیجان بازیکن بکاهد.

اما بخش خیلی بد فُرم این موضوع این است که برای رفتن به بخش چند نفره و Snap Map باید هر بار بازی دوباره از ابتدا بارگذاری و مجددا اجرا شود! بخش تک نفره را کنار می‌گذارید و می‌خواهید برای چند دقیقه در بخش چند نفره خوش بگذرانید، با رفتن روی این بخش بازی باید یک دور بارگذاری شود تا تازه وارد بخش چند نفره شوید. هر بار که بخواهید بین سه قسمت بازی بروید باید مقداری از وقت خود را صرف بارگذاری‌های بازی کنید. در این روزها که بسیاری از سازندگان سعی دارند تا لودینگ‌ها را به مراتب کوتاه‌تر کنند، این بخش از بازی DOOM یکی از نکات سوال برانگیزی به شمار می‌رود که از سوی استودیویی به نام اید سافت‌ور سر زده است.

دیگر بخش‌های بازی که موسیقی و صداگذاری هست را می‌توان کم  فروغ دانست. البته نه به این معنی که این قسمت بد کار شده است، خیر، اما به شخصه انتظار داشتم موسیقی‌های بازی با سبک‌هایی مثل راک و متال، سمفونی بازی را دیوانه‌وارتر کنند. با این که از این سبک موسیقی‌ها در بازی به کار برده شده و هیجان خاص خود را دارند، اما بازی همانطور که با سرعت  و جذابیت بالایش چشم ما را به خود  خیر کرد، واقعا می‌توانست آدرنالین را با ایجاد موسیقی‌هایی ناب‌تر و هیجان‌انگیزتر به لرزه درآورد. موسیقی‌های بازی با اینکه خوب هستند اما به نوعی می‌توان گفت در زیرین‌ترین لایه‌های بازی قرار دارند و آن‌طور که باید نتوانستند با گیم‌پلی سریع بازی ترکیب شوند.


نقات قوت

– گیم‌پلی دیوانه‌وار
– سریع و خشن بودن بازی
– نرخ ۶۰ فریم برثانیه و تاثیر خوب آن بر گیم‌پلی
– پتانسیل بالای Snap Map
– گلوری کیل‌ها شدیدا جذاب هستند
– یک ران اند گان واقعی

نقات ضعف

– بخش چندنفره غیربالانس و خسته کننده
– وضوح 1080p به کیفیت تصویر و برخی بافت‌ها ضربه زده است
– هیچ ماموریت و هدف جذابی در بازی وجود ندارد
– بارگذاری‌هایی که گاها آزار دهنده هستند
– محیط‌های بازی آن جو و اتمسفر قبل را ندارند


ویدیو هایی از DOOM


iRev.ir-Line1

بررسی زومجی :  بررسی بازی DOOM

بررسی پردیس گیم : نقد و بررسی DOOM

بررسی دیجیتالو :  بررسی بازی DOOM؛ اینک آخرالزمان

بررسی گیمفا : جهنم در مریخ، مریخ در قهقرا | نقد و بررسی بازی Doom

اولین کسی باشید که یک دیدگاه ارسال میکند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *