نقد و بررسی فیلم دختر - Daughter

دختر – Daughter

7

دختر – Daughter در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

دختر فیلمی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی رضا میرکریمی و نویسندگی مهران کاشانی محصول سال ۱۳۹۴ است. این فیلم برای نمایش در بخش سودای سیمرغ سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر پذیرفته گشت و در ۷ بخش نامزد دریافت سیمرغ بلورین از سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر شد. فیلم دختر در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۵ در سینماهای ایران اکران شده است.

خلاصه داستان: احمد عزیزی (فرهاد اصلانی) که سرپرست بخش تعمیرات و نگهداری پالایشگاه آبادان است برای مراسم خواستگاری دخترش سمیرا آماده می‌شود و دختر دیگرش ستاره (ماهور الوند) در همان روز قصد سفر به تهران برای شرکت در جشن خداحافظی یکی از دوستان هم‌دانشگاهی‌اش را دارد که با مخالفت پدرش روبه‌رو می‌شود و تصمیم می‌گیرد بدون اجازهٔ خانواده صبح با هواپیما به تهران برود و ظهر برگردد ولی در بازگشت، به‌دلیل کنسل‌شدن پرواز، با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود و پدرش برای بازگرداندن او عازم تهران می‌شود. ستاره نزد عمه‌اش فرزانه (مریلا زارعی) می‌رود و آن‌جا اتفاقاتی رخ می‌دهد که بحث‌هایی را میان افراد ایجاد می‌کند.

نقد و بررسی فیلم دختر - Daughter

نقد و بررسی فیلم دختر – Daughter

نقد و بررسی فیلم دختر - Daughter

نقد و بررسی فیلم دختر – Daughter

فیلم دختر ساخته رضا میرکریمی بهترین فیلم جشنواره مسکو

فیلم دختر ساخته رضا میرکریمی بهترین فیلم جشنواره مسکو

بازیگران فیلم دختر - Daughter

بازیگران فیلم دختر – Daughter

نقد و بررسی فیلم دختر - Daughter

نقد و بررسی فیلم دختر – Daughter

ویدیوهایی از فیلم دختر – Daughter


iRev.ir-Line

بررسی مووی مگ

ouy442dd

خلاصه داستان:

احمد ( فرهاد اصلانی ) مردی با دیدگاه های سنتی است که در در پالایشگاه آبادان مشغول به کار است. ستاره ( ماهور الوند ) دخترِ احمد، به تازگی بدون اینکه از پدرش اجازه بگیرد به تهران رفته تا در جشن خداحافظی یکی از هم دانشگاهیانش شرکت کند. این تصمیم باعث خشم شده که باعث می شود او به تهران رفته و…

کارگردان :

رضا میرکریمی : متولد سال 1345 در زنجان می باشد و فارغ التحصیل رشته گرافیک از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. میرکریمی یکی از شناخته شده ترین کارگردانان پس از انقلاب ایران می باشد که بیشتر با آثار موفقی نظیر « خیلی دور ، خیلی نزدیک » ، « زیر نور ماه » ، « به همین سادگی » و « یه حبه قند » در سینما شناخته می شود.

درباره فیلم « دختر » :

جدیدترین ساخته رضا میرکریمی برخلاف آثاری که در چند سال اخیر از او به نمایش درآمده، دارای لوکیشن های بیشتری است و لانگ شات های فراوانی نیز دارد که باعث شده تصاویری بدیع و چشم نواز ثبت شود. استفاده از هلی شات و قاب بندی های زیبا، از « دختر » اثری ثبت کرده که حداقل در ظاهر زیباست و تصاویرش می تواند تماشاگر را به وجد بیاورد؛ هرچند که این تصاویر زیبا بی ارتباط با محتوای داستان هستند و اصولاً کارکردی هم در جریان فیلم ندارند.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9016/Dokhtar/thumbs/phoca_thumb_l_5.jpg

اما برخلاف قاب بندی های زیبا، « دختر » در بخش فیلمنامه کاستی های فراوانی دارد که باعث طرد شدن مخاطب از خود می شود. داستان درباره پدری سخت گیر و مستبد است که قصد احاطه بر زندگی دخترش را دارد و ستاره از این وضعیت ناخرسند است. اولین مشکل فیلمنامه در این بخش است که پرداخت مناسبی نسبت به شخصیت ستاره انجام نمی دهد و تصویری کلیشه ای از او ترسیم می کند، تصویری از دختری که در کافی شاپ حضور دارد و دیالوگ های به شدت ضعیفی بر زبان جاری می سازد، در جریان ماشین سواری فریاد می زند، جیغ و هورا می کشد و هیچ ایده هوشمندانه دیگری درباره این شخصیت توسط فیلمساز به تماشاگر داده نمی شود. این پرتره پر ایراد باعث می شود تا مخاطب خیلی علاقه ای به همراهی با ستاره نداشته باشد.

فیلم سپس برای تشریح گذشته و حال درباره احمد، شخصیت عمه با بازی مریلا زارعی را وارد داستان می کند که تقابلش با احمد و گلایه هایش از بد رفتاری های احمد در قبال او، تماشاگر را به گذشته احمد آشنا می کند که رفتاری مستبدانه با خواهرش نیز در پیش گرفته بود. اما رابطه میان احمد و فرزانه هرگز باعث پیشبرد داستان نمی شود و صرفا به بگو مگوهایی با انتشار اطلاعات بی ارزش منجر شده که زمان فیلم را کِش داده اند.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9016/Dokhtar/thumbs/phoca_thumb_l_6.jpg

دو پاره بودن داستان نیز باعث شده تا قصه گویی در « دختر » با کیفیت حداقلی مواجه شود و تماشاگر نتواند تمرکزی بر اتفاقات فیلم داشته باشد. فیلم در ابتدا مقدمه نسبتاً قانع کننده ای درباره رابطه ستاره و پدرش مطرح می کند و درست در شرایطی که تماشاگر انتظار دارد این داستان پرورش داده شده و به نقطه اوج برسد، ناگهان سر و کله عمه در داستان پیدا می شود و داستان حول محور این دو به جریان می افتد. متاسفانه در ادامه داستان نیز با اضافه شدن چند خرده داستان بی ارزش نظیر چک و شوهر خواهر و خانم همسایه و همچنین داستان سرایی احمد از دوران کودکی اش برای تماشاگر، این چند پارگی افزایش می یابد تا داستان نصفه و نیمه فیلم گنگ تر شود.

با اینحال بهترین بازیگر و شخصیت فیلم فرهاد اصلانی است که به خوبی توانسته با اتکا به توانایی های بازیگری اش، تندخویی و استبداد پدری را به تصویر بکشد و اینکار را نه با دیالوگ، بلکه با بازی بدن و سکوت های تلخش ارائه کرده است. اصلانی در میان انبوه نکات منفی فیلم، یک وزنه مثبت در بخش بازیگری فیلم است که چنانچه پرداخت بهتری می داشت، می شد که ارزش به مراتب بیشتری نیز داشته باشد. اما دیگر بازیگران فیلم توفیق چندانی بدست نمی آورند و مخصوصا ماهور الوند که حرکات دست عجیب و غریبش در صحنه ای که با پدرش مواجه شده، این نکته را تداعی می کند که وی هنوز نیاز به کسب تجربه در سینما دارد و شاید در این راه می بایست تجربیات بیشتری از طریق پدرش بدست بیاورد.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9016/Dokhtar/thumbs/phoca_thumb_l_4.jpg

« دختر » فارغ از نماهای زیبا اما بی کارکردی که میرکریمی ثبت کرده، اثری نه چندان منسجم است که نمی تواند داستانش را پرورش دهد. فیلمنامه « دختر » سردرگم و آشفته است و قادر نیست ابتدا و انتهای مشخصی برای شخصیت هایی متصور شود تا مخاطب آنها را درک کرده و با آنان همراه شود. فیلم بطور عیان به کلیشه های شخصیت پردازی پایبند است و از این جهت مخاطب بروز سینما نمی تواند جز تعریف یک خطی از « استبداد پدر علیه دختر » همذات پنداری بیشتری با آدمهای فیلم داشته باشد.


iRev.ir-Line

بررسی زومجی

دختر هشتمین فیلم رضا میرکریمی در مقام کارگردان است. این فیلم به‌تازگی جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر مرد را از جشنواره مسکو دریافت کرد. با زومجی و بررسی فیلم همراه باشید.

 دختر، لاک قرمزی به دستش زده و سراغ مادر می‌رود. از مادر می‌خواهد تا ماجرا را به‌ پدر بگوید اما مادر قبول نمی‌کند. پدر رسیده و دختر حسابی هول شده، استکانی چای برای پدر می‌برد اما متوجه می‌شود که پدر چای دارد. با ترس و لرز کنار پدر می‌نشیند و زیرچشمی به اون نگاه می‌کند. بلاخره تصمیم می‌گیرد تا حرفش را بزند. میان کلام موبایل پدر زنگ می‌خورد و او به شدت عصبانی می‌شود. ترس و اضطراب دختر همینطور بیشتر شده و مخاطب هم همراه با او اضطراب دارد که چه خواهد شد. دختر بلند می‌شود و آرام می‌رود که تلفن پدر تمام شده و او را برای گفتن ادامه حرف نگه می‌دارد. دختر ماجرای مهمانی دوستش در تهران را می‌گوید و از پدر می‌خواهد که اجازه دهد تنهایی به تهران برود. پدر پس از کمی فکر آنچنان با دختر مخالفت می‌کند و سرش داد می‌زند که دختر گریه‌اش می‌گیرد.

تاکید فیلم بر هوای آلوده آبادان خود یکی از فاکتورهای مهم در خلق فضاسازی است.

میرکریمی در فیلم «دختر» کماکان به دنبال فضاسازی است. خلق یک موقعیت با استفاده از فضا و بازی بازیگران با کمترین حرکت دوربین در محیط‌های داخلی و استفاده از تدوین «دختر» را در شروع داستان تبدیل به فیلمی پر استرس کرده است. این فضاسازی در چند لایه قابل‌بررسی است. اول از همه خَلق محیط قابل‌باور برای مخاطب از فاکتورهای فضاسازی در فیلم است. در داستان همه چیز در کلمات خلاصه می‌شوند. هنگامی که نویسنده با استفاده از کلماتِ توصیفی محیط داستانش را تعریف می‌کند خواننده در یک اتمسفر شریک می‌شود. اما در سینما این قابلیت وجود دارد تا فضا با استفاده از تصویر به مخاطب منتقل شود. تاکید فیلم بر هوای آلوده آبادان خود یکی از فاکتورهای مهم در خلق فضاسازی است. تقریباً در هیچ جای فیلم در آبادان آسمان آبی دیده نمی‌شود و این موضوع حسی از خفگی را برای مخاطبان فیلم به وجود می‌آورد. آبادان در فیلم به علت آلودگی‌اش رنگ زردی به خود گرفته است که این رنگ در نماهای هلی شات (نمایی که توسط هلی کوپتر یا هر وسیله دیگری از ارتفاع گرفته می‌شود. امروزه از وسیله ای به نام کوادراتور برای گرفتن این شکل نماها استفاده می‌گردد.) با استفاده از خاک و گرد و غبار بیشتر جلوه می‌کند. به علاوه ارتباط این گرد و خاک با یکی از نقاط عطف داستان یعنی زمانی که پرواز برگشت ستاره به علت آسمان آبادان لغو می‌شود حائز اهمیت است. علاوه بر این فضا استفاده از لنج و کارون که جز جدایی ناپذیر آبادان هستند و عمه در تلفنی که به ستاره می‌زند به خوبی آن را تعریف می‌کند کمک زیادی به فضای فیلم می‌کند.

ماهور الوند بازیگر نقش ستاره

مسئله دوم در فضاسازی به طراحی صحنه‌ و‌ لباس فیلم باز می‌گردد. این مسئله نیز همواره از نقاط قوت در فیلم‌های میرکریمی بوده است. محسن شاه ابراهیمی به عنوان یکی از با‌تجربه‌ترین طراحان صحنه سینمای ایران در فیلم «دختر» توانسته با استفاده از رنگ و پر یا خالی نگه داشتن فضا تمایز درستی بین فضاهای مختلف ایجاد کند. برای مثال کافی است که فضای خانه ستاره در آبادان را با خانه عمه‌اش در تهران یا خانه مدرن‌تر دوست ستاره مقایسه کنید. در آبادان همه چیز شلوغ است و فضای خالی کمی دیده می‌شود. خانه فضایی گرم دارد که اشاره‌ای به گرمای خانه پدری است. اما در مقابل آن خانه عمه (با بازی مریلا زارعی) فضای خالی زیادی دارد و بیشتر از رنگ‌های سرد در آن استفاده شده‌ است. این فضای خالی و سرد به خوبی بیانگر شکل رابطه خواهر و برادر و وضعیت فعلی زندگی خواهر است. دیدگاه فیلمساز در مورد مسئله مهاجرت به شهر تهران و مسئله خانواده در فضاسازی اثر به سادگی قابل پیگیری است. ستاره که حال در نقطه تصمیم گیری قرار دارد بین ماندن و رفتن از خانه پدری در تردید است و فیلمساز و نویسنده موافق ماندن او هستند.

فضای خالی و سرد خانه عمه به خوبی بیانگر شکل رابطه خواهر و برادر است.

بازی و ظاهر بازیگران فاکتور دیگری است که به خلق فضا کمک می‌کند. میرکریمی در تمامی فیلم‌هایش بازی‌های ماندگاری از بازیگران گرفته‌ است. هنگامه قاضیانی شاید در هیچ فیلم دیگری نتوانست بازی مادر مردد و دلسوز «به همین سادگی» را تکرار کند. مسعود رایگان در «خیلی دور، خیلی نزدیک» و ریما رامین فر در «یه حبه قند» هم یکی از بهترین نقش‌هایشان را بازی کردند. در فیلم «دختر» هم شخصیت آرام، با غیرت و متعصب پدر (با بازی فرهاد اصلانی) تبدیل به یک شخصیت درونی می شود که مخاطب به راحتی می‌تواند او را بپذیرد و در انتهای داستان حتی به او حق بدهد. اولین تجربه ماهور الوند در سینما هم تجربه قابل‌قبولی است اما تغییر لهجه او در مواقعی از داستان کمی اذیت‌کننده است. در مقایسه با الوند، مریلا زارعی در تمام مدت فیلم لهجه زنی آبادانی که چند سالی است به تهران آمده را حفظ می‌کند. کنترل دقیق مریلا زارعی بر ادای کلمات، لحن و ریتم دیالوگ‌ها بخش زیادی از بار فیلم در تهران را به دوش می‌کشد. درست جایی که داستان افت می‌کند با وارد شدن شخصیت عمه و فضای غریب رابطه‌اش با برادری که مدت‌ها با هم حرف نزده‌اند اما الان مجبور شده‌اند که با هم همراه شوند دوباره مخاطب را همراه می‌کند. در همین نقطه فیلم از یک فضای ماجراجویی تبدیل به یک ملودرام خانوادگی می‌شود.

رضا میرکریمی مشغول هدایت ماهور الوند

یکی از موئلفه‌هایی که در کارگردانی فیلم «دختر» تبدیل به یک فرم می‌شود استفاده مداوم میرکریمی از کات محور است. کات محور یکی از تکنیک‌های کارگردانی وابسته به تدوین است که در آن بدون عوض شدن زاویه دوربین، اندازه نما با نزدیک شدن دوربین به سوژه تغییر می‌کند. برای مثال در یک نما لانگ شات در یک کات به یک نمای مدیوم شات یا کلوزآپ می‌رود تا تاکید بیشتری بر سوژه، موقعیت و شخصیت شود. محتوای فیلم به بررسی یک مسئله مهم و تاریخی در ایران می‌پردازد. حق انتخاب دختر در یک خانواده ایرانی که به لحاظ تاریخی همواره با پدر بوده است و حال با عوض شدن شرایط جامعه این حق در حال تغییر است. موضوعی که کیانوش عیاری در فیلم «خانه پدری» به شکلی هنرمندانه در چند دهه و در چند نسل از یک خانواده به بررسی آن می‌پردازد که به علت خشونت بیش از حد و موضوع آن چند سالی است که توقیف است. میرکریمی در «دختر» با بیانی نرم‌تر و منعطف‌تر این مسئله را بررسی می‌کند. نگاه پدر به اتفاقاتی که برای دختر می‌افتد در شروع داستان نگاهی متعصبانه و از بیرون است. او بدون آن که بداند دخترش به چه چیز فکر می‌کند به او جواب نه می‌دهد و هیچ حق انتخابی به دختر بالغ خود نمی‌دهد اما زمانی که دختر با فرارش دست به اقدام می‌زند پدر مجبور می‌شود وارد داستان شود و از درون با یک واقعیت مواجه می‌شود. شخصیت فرعی داستان یعنی عمه که سرنوشتش تا حد زیادی مشابه ستاره بوده است به عنوان یک نیروی مخالف (آنتاگونیست) در مقابل برادرش قرار می‌گیرد و او را وادار می‌کند تا در مورد دخترش تصمیمی دیگر بگیرد. استفاده از کات محور به عنوان تکنیکی که موضوعی را از بیرون به درون کنش انتقال می‌دهد نوعی انتخاب هوشمندانه برای رسیدن به فرم مشخص در فیلم به حساب می‌آید اما متاسفانه در مسیر داستان علی رغم پیگیری مداوم فیلمساز در استفاده از آن به سر انجام مشخصی نمی‌رسد. این به سرانجام نرسیدن تا حد زیادی به زاویه دید داستان در کارگردانی و فیلمنامه هم باز می‌گردد. فیلمساز علی رغم آن‌که به طور مشخصی همراه شخصیت پدر است اما نمی‌تواند قضاوت را به عهده مخاطب بگذارد و در این میان نوعی تأکید مداوم در خوب نشان دادن شخصیت پدر و استفاده از دیالوگ‌های شعاری به‌خصوص در پایان داستان مخاطب را دلزده می‌کند.

یکی از به یادماندنی ترین سکانس های فیلم جایی است که خواهر و برادر با کمک هم مشغول آماده کردن غذا هستند. خواهر مشغول خرد کردن سبزی با چاقو و برادر مشغول شستن ماهی است. در این میان با اشاره به داستان چکی که برادر آن را پاس کرده است ریشه‌ای‌ترین اختلاف خواهر و برادر سر باز می‌کند و دعوا بالا می‌گیرد تا به پیرنگ اصلی فیلم یعنی سرنوشت ستاره پرداخته شود. انتخاب آشپرخانه برای این بحث و عمل‌هایی که برای هر یک از شخصیت ها انتخاب شده است تأثیر به‌سزایی در پیشبرد سکانس دارد. جایی از سکانس که خواهر عصبانی می‌شود برمی‌گردد و با عصبانیت دوباره مشغول خرد کردن سبزی‌ها می‌شود و در میانه‌اش دوباره دیالوگ می‌گوید و بلند می‌شود و کنار برادر می‌آید و تا می‌تواند او را تحقیر می‌کند تا زخمی که مدت‌هاست در او ریشه دوانده را التیام بخشد. حرکت‌ شخصیت‌ها وابسته به میزانسن دقیقاً بیانگر شخصیت آن‌ها است. برادر آرام است و در تمام طول سکانس مکانش را تغییر نمی‌دهد اما خواهر که عصبی و خشمگین است مدام حرکت می‌کند تا تنش صحنه را بالا ببرد. مریلا زارعی در این سکانس یکی از ماندگارترین سکانس‌های دوران بازیگری‌اش را به نمایش می‌گذارد. بازیگری که در تمام نقش‌هایش از حد استاندارد خود پایین‌تر نیامده و بازی‌اش در اغلب مواقع چشم نواز بوده است.

مریلا زارعی در فیلم دختر

در مجموع «دختر» در کارنامه میرکریمی فیلم شاخصی است. ایرادات زیادی دارد که اغلب به فیلمنامه باز می‌گردد. اصرار بیش از حد میرکریمی به این مسئله که جهان بینی و نگاهش به زندگی همواره از فیلمش بیرون می‌زند شاید جدی‌ترین ایراد فیلمساز در خلق یک اثر هنری به حساب بیاید اما این مسئله در طول زمان و در آثار او تبدیل به یک جز و مولفه جدانشدنی از شخصیت میرکریمی شده است. مسئله حق انتخاب برای دختر در فیلم «وارونگی» ساخته بهنام بهزادی از فیلمهای بخش مسابقه امسال جشنواره فجر نیز بررسی شد که به نظر نگارنده پرداختِ قابل قبول‌تر و بهتری نسبت به «دختر» داشت و در نهایت فیلم به سرانجام بهتری رسید. اما بی شک نوع فضاسازی که در فیلم «دختر» اتفاق می افتد پارامتری است که به سادگی نمی‌توان از کنار آن گذشت و میرکریمی را به عنوان یک فیلمساز صاحب سبک در سینمای ایران حفظ می‌کند. باید چشم به راه بود تا دید آیا ممکن است در آثار بعدی نتیجه و هدف فیلمساز آشکارا از اثرش بیرون نزند تا فیلمی ماندگار‌تر خلق شود که با گذر زمان ارزش‌اش را از دست ندهد؟


iRev.ir-Line

بررسی سلام سینما

dokhtar14.jpg

سلام سینما- فیلم سینمایی «دختر» هشتمین ساخته رضا میرکریمی از 2 تیر ماه در گروه سینمایی آزاد اکران شده است. به گفته ی عوامل فیلم، «دختر» می‌تواند تلنگری برای جامعه‌ ما باشد. جامعه سیاست زده‌ای که درک درستی از مطالبات نسل جوان خود ندارد و این معضل در حال حاضر هزینه زیادی برای جامعه داشته و خواهد داشت. منطقه آزاد اروند و رضا میرکریمی، سرمایه گذاری فیلم «دختر» را برعهده داشتند. این فیلم در بخش رقابتی جشنواره بین المللی فیلم مسکو حضور یافته است.

فیلم «دختر» در بخش مسابقه سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت. این فیلم سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن را کسب کرده است و در بخش های بهترین فیلم، فیلمبرداری، مکمل زن، اول مرد، فیلمنامه، کارگردانی نامزد شده بود.

خلاصه فیلم:

داستان زندگی آقای عزیزی است که سرپرست بخش تعمیرات و نگهداری پالایشگاه آبادان است و برای مراسم خواستگاری دخترش آماده می‌ شود و ستاره دختر دیگرش درهمان روز قصد سفر به تهران برای شرکت در جشن خداحافظی یکی از دوستان هم‌ دانشگاهی‌اش را دارد. پدرش به دلایلی به این سفر مشکوک است و این آغاز ماجراست.

عوامل فیلم:

کارگردان، تهیه کننده: رضا میرکریمى/ نویسنده: مهران کاشانى/ مدیر فیلمبردارى: حمید خضوعى ابیانه/ تدوین: میثم موئینی/ موسیقى: محمدرضا علیقلى/ صدابردار: بهمن اردلان/ طراحی و ترکیب صدا: امیر حسین قاسمی/ مدیر هنری: محسن شاه ابراهیمی/ چهره پرداز: سودابه خسروى/ طراح لباس: منصوره یزدان جو/ مدیر تولید: محمد صادق میرکریمی/ مجری طرح و مدیر برنامه ریزی: جلیل شعبانی/ عکاس: بهرنگ دزفولى زاده

بازیگران: فرهاد اصلانی، مریلا زارعی، ماهور الوند، شاهرخ فروتنیان، ، مسعود سخایی، نیوشا مدبر، هدایت هاشمی، قربان نجفی، یاسمن معاوی

عکس های فیلم و پشت صحنه:

 نمایی از فیلم «دختر»

 مریلا زارعی و فرهاد اصلانی در نمایی از فیلم «دختر» ساخته رضا میرکریمی

 فرهاد اصلانی در نمایی از فیلم «دختر» ساخته رضا میرکریمی

 فیلم «دختر» با بازی مریلا زارعی

 فیلم «دختر» با بازی ماهور الوند

حواشی:

به در خواست رضا میرکریمی، فیلم «دختر» در فهرست رقابت آرای تماشاگران سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور نداشت.

ماهور الوند، دختر سیروس الوند در فیلم «دختر» بازی می کند.

سیروس الوند درباره انتخاب د خترش در فیلم «دختر» به خبرنگار جوان گفت:

“میرکریمی از بین 450 نفر، دختر من را به عنوان بازیگر نقش اول فیلمش انتخاب کرد و مسئله دوستی‌ ما در این موضوع به هیچ وجه دخالت نداشت. دخترم نیز بسیار حرفه‌ای با این موضوع برخورد کرد. چنانچه تا به این لحظه در مورد فیلمنامه و جزئیات آن هیچ گونه صحبتی با هیچ کس حتی با من که پدرش هستم نکرده است. او ترم ششم تئاتر در دانشگاه تهران است و از طرفی چندین تئاتر کار کرده و جایزه تئاتر دانشجویی نیز گرفته و ورودش به دنیای بازیگری کاملا حرفه‌ای است.”

جلیل شعبانی مجری طرح فیلم «دختر» گفت:

“ممکن است  فیلم تلخ باشد اما همیشه فضای امیدوار کننده در آثار ایشان وجود دارد. این فیلم هم از قاعده آثار آقای میرکریمی مستثنی نیست و فضای امیدوار کننده دارد.”

هیات داوران سی و چهارمین جشنواره فجر با وجود تمام نشدن فیلمبرداری «دختر»، این فیلم را انتخاب کردند. رضا مقصودی یکی از اعضای هیات داوران درباره این موضوع گفت:

“فیلمبرداری فیلم «دختر» میر‌کریمی تمام شده و 80 درصد فیلم کامل و قابل‌پخش به دست ما رسید و در مورد آن قضاوت کردیم.”

فرهاد اصلانی و مریلا زارعی در اکران فیلم «دختر» در کاخ سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر

 فرهاد اصلانی و مریلا زارعی در اکران فیلم «دختر» در کاخ سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر


iRev.ir-Line

بررسی تسنیم

فیلم دختر سید رضا میرکریمیشناخت دنیای نسل مقابل در فیلم «دختر»برایم بسیار اهمیت داشت و به همین دلیل دستم را به لحاظ فرم و اجرا باز گذاشتم. برخی دغدغه‌‌هایم در دو سه فیلم اخیرم به سینمایی نسبتا آرام با کمترین پلان و اتفاق بیرونی منجرشده بود اما حالا که می‌خواستم…

رضا میرکریمی: شناخت دنیای نسل مقابل در فیلم «دختر»برایم بسیار اهمیت داشت و به همین دلیل دستم را به لحاظ فرم و اجرا باز گذاشتم. برخی دغدغه‌‌هایم در دو سه فیلم اخیرم به سینمایی نسبتا آرام با کمترین پلان و اتفاق بیرونی  منجرشده بود اما حالا که می‌خواستم وارد دنیای دیگری شوم که متعلق به نسلی دیگر است، مجبور بودم سبک و سیاق قبلی‌‌ام را تا حدی کنار بگذارم و فرم جدیدی را تجربه کنم که تا جای ممکن به دنیای دختران نزدیک باشد. به نظر خودم «دختر» نسبت به دیگر فیلم‌‌هایم می‌تواند بیشترین ارتباط را با مخاطب برقرار کند.

احمدعزیزی( فرهاد اصلانی) که سرپرست بخش تعمیرات و نگهداری پالایشگاه آبادان است برای مراسم خواستگاری دخترش آماده می‌شود و ستاره (ماهور الوند) دختر دیگرش در همان روز قصد سفر به تهران برای شرکت در جشن خداحافظی یکی از دوستان هم‌دانشگاهی‌اش را دارد. پدرش به دلایلی به این سفر مشکوک است و رویارویی ستاره با عمه اش فرزانه(مریلا زارعی) آغاز ماجراست…

* گره خوردن سرنوشت ستاره و فرزانه

رضا میرکریمی پس از ساخت آثار تحسین‌برانگیزی همچون «زیر نور ماه»، «خیلی دور، خیلی نزدیک»، «به همین سادگی»، «یه حبه قند» و «امروز» به سبک و سیاق شخصی خود در فیلمسازی رسیده است. تجربه‌گرایی او در کنار دغدغه‌های اجتماعی و اهمیتی که به شیوه‌های مدرن داستانگویی با تکیه بر قهرمانان غیرکلیشه‌ای در فیلم‌هایش می‌دهد، تماشای آثارش را تبدیل به تجربه‌ای شیرین کرده است.وی در جدید ترین ساخته اش «دختر»سراغ دغدغه های مدرن جامعه معاصرمی رود  وبه محدودیت های نسل جوان و تصویر کردن آزادی های پنهانی جوانان امروز می پردازد.«دختر» در مقایسه با «امروز» ساخته پیشین کارگردان ،به خاطر  تمرکز بر روایت وگسترش خط داستانی و  همچنین شخصیت های باور پذیر گامی به پیش  در کارنامه اش به شمار می آید واز مناسبات جامعه  امروزدور نیست. گره خوردن سرنوشت ستاره(ماهور الوند) و عمه اش فرزانه(مریلا زارعی) و ایجاد موقعیتی موازی این فرصت را برای تماشاگر فراهم می کندتا کنش ها و باور های احمد(فرهاد اصلانی)  را  ارزیابی کند و به رابطه پیچیده دختر و پدر بپردازد. اگر چه پایه های اخلاقی و سنتی خانواده همچنان در فیلم جاری است ولی تلاش میر کریمی  برای نمایش گسست نسل ها  تا حد زیادی به فرجام رسیده است. میر کریمی اگر چه  در «دختر»ازتفاوت نسل‌ها و نبود درک مشترک   میان آدم‌های جامعه امروزمی گوید اما فیلمش تلنگری است برای لحظه‌ای  درنگ.

* سکوتی سرشار از ناگفته ها

کارگردان درسکانس آغازین جمعی از دختران را در کافی  شاپی گرد هم  می آوردتااز هر دری سخن بگویند و سکانس پایانی نیز با ادامه همین دورهمی شکل می گیرد. کادربندی های چشم نواز، نماهای طولانی و حرکت آرامش بخش  دوربین خضوعی ابیانه و موسیقی دلنشین محمدرضا علیقلی «دختر» رادرسینمای میرکریمی متمایز کرده و استفاده از فضاهای خارجی  همچون پالایشگاه ،جاده ،شخصیت‌ها و مکان‌ها در لانگ‌شات‌های متوالی و… به آن هویتی متفاوت داده است. فیلم به دور از پیچیدگی و اغراق، مخاطب را با خود همراه می کند. سکوت احمد(فرهاد اصلانی) برخلاف سکوت یونس(پرویز پرستویی) راننده تاکسی فیلم «امروز»،  منطقی و توجیه پذیر و کنش مند و سرشار ازناگفته هاست. چرا که «ستاره»اش را گم کرده و اکنون در آستانه ویرانی، دختر و خواهرش را که در سال‌هایی دور گم کرده  یک جا یافته است. سکانس صحبت های خواهر(فرزانه) و برادر(فرهاد اصلانی) در آشپزخانه که پس از چندین سال همدیگر را دیده اند، (با بازی  تحسین بر انگیزمریلا زارعی و  بازی درخشان فرهاد اصلانی)  وسکانسی که احمدو فرزانه در کنار چراغ خوابی متعلق به خاطرات پدری شان، گذشته ها را مرور می کنند از سکانس های تاثیر گذار و به شدت باور پذیر فیلم است.

* انتظاری که برآورده نمی شود

فیلم «دختر»از همان دقایق ابتدایی مخاطب را با خود همراه می‌کندو ایده درگیرکننده‌ای دارد اما نمی‌تواند به انتظار مخاطبش پاسخ دهد. فیلمی که اساس درام و روایت خود را بر رابطه‌ بین پدر و دختر قرار داده  و از جایی ادامه‌ کار را بر پایه رابطه‌ پدر با خواهر می گذارد؛ و  تلاش‌ کارگردان در توجیه این دوپارگی و پیوند این دو خط داستانی برای بیان تنهایی به عنوان درد مشترک دخترش« ستاره»  و خواهرش«فرزانه»به جایی نمی رسد. میر کریمی در جدید ترین ساخته اش دقت همیشگی‌اش را  به کار  نگرفته ومخاطب را بر سر این دو راهی قرار می دهد که  آیا «دختر»در تقدیس و ستایش خانواده است یا  قصد دارد الگوهای سنتی خانواده را نقد کند. فیلم آغازنسبتا خوبی دارد اما در ادامه به لکنت می افتد. «دختر» به سیاق بسیاری از آثار میرکریمی ریتمی کند دارد  ودیالوگ ها به شعاری ترین شکل ممکن عنوان می شود. دیالوگ هایی چون:« تو تو زندگیت هیچ اشتباهی نکردی؟ از هیچی پشیمون نیستی؟»یا«هیچکی خونواده خود آدم نمیشه». فیلم برداری موزون و نماهای قاب گرفته به شدت زیبا  و چشم نواز متاسفانه به هیچ عنوان در خدمت پیشبرد  داستان  نیست .  سکانس آغازین  با حضور دختران دور یک میز در کافی شاپ شلوغ،  با چاشنی شوخی و شعار های  گل درشت هیچ تناسبی با فیلم ندارد. سکانس پایانی  نیزهمچون میز گردی مطبوعاتی با گفت و گو های مستقیم و به شدت شعاری دختران درباره مهاجرت وخانواده به فیلم سنجاق شده است. با وجود برخی امتیازات«دختر» از پایان‌بندی فیلم نمی‌توان چشم پوشید. پایان‌بندی ضعیفی که به شکل میزگردهای تلویزیونی قرار است همه‌ گفته‌های تصویری فیلم را یکبار دیگر به صورت شفاهی و گل‌درشت مرور کند.


iRev.ir-Line

بررسی سینما سینما

رسول صدر عاملی در ابتدای برنامه هفت عنوان کرد که  : فیلم دختر سید رضا میر کریمی را بسیار دوست داشته است.در بخش دیگری از این برنامه نیز بهروز افخمی که با پایان فیلم مشکل داشت خطاب به میر کریمی گفت  : آنقدر بهت فشار می آوریم که پایان فیلمت را عوض کنی!

میرکریمی نیز دراین برنامه با اشاره به نیاز مبرم به برف دراین فیلم گفت :بالاخره در تصویربرداری «دختر» برف گیرمان نیامد و مجبور شدیم بسازیم.

دراین برنامه علاوه بر فیلم دختر به موضوعات دیگری نیز پرداخته شد و رسول  صدرعاملی در اظهاراتی گفت : اگر قرار است فیلمساز حقوق بگیر دولت نباشد، باید به دنبال سرمایه گذار بیافتد و حداقل چیز برای سرمایه گذار این است که به او تضمین بدهیم که سرمایه ات باز می گردد. لذا تضمین اکران و پخش فیلم حق اوست.

میرکریمی نیز گفت : چقدر این عدم تضمین به ممیزی بازمی گردد؟ من فکر می کنم نبود یا ضعف قانون در این زمینه سهم کمی در این رابطه دارد. بیشتر به تنبلی خودمان بازمی گردد. ما امروز فیلمنامه خوب نداریم. جوانی با ۵ صفحه فیلمنامه از من می خواهد مشاورش شوم. این فرمول تنبل وار به موفقیت رسیدن، به سرعت و کم هزینه مشهور شدن همه را معتاد کرده است.

/میرکریمی خواستار اکران فیلمهای خارجی شد/
رضا میر کریمی  همچنین در بخش دیگری از برنامه هفت  خواستار اکران فیلمهای خارجی در سینماهای ایران شد.او این اقدام را باعث افزایش تنوع  در فیلمها و افزایش حق انتخاب مخاطب عنوان کرد.

همچنین در بخش دیگری از برنامه هفت ،با حضور جواد طوسی ،کامیار محسنین و مسعود فراستی به نقد وبررسی فیلم دختر ساخته رضا میرکریمی پرداخته شد .

/«دختر» رضا میرکریمی یک بازگشت خوب به دوران اوج رضا میرکریمی/

کامیار محسنین در نقد فیلم دختر گفت : «دختر» رضا میرکریمی یک بازگشت خوب به دوران اوج رضا میرکریمی بود. آن چیزی که باعث می شد سینمای رضا میرکریمی وجه ممیزی برای خود پیدا کند، لانگ شات هایی بود که در این فیلم نیز شاهد بودیم. موضوع اساسی این است که در «خیلی دور خیلی نزدیک» به سراغ ارتباط پدر و پسر رفتیم. در این فیلم دوباره به سراغ پدر رفتیم اما این بار شخصیت پدر متفاوت تر شده است. رفتارهای دیگران را با پدر می بنیم و سرکوب های او را و اینکه می خواهد همه از او تبعیت کنند، در این میان یک نفر می خواهد این استبداد را کنار بزند. در این موقعیت پدر در یک موقعیت جدید قرار می گیرد و مجبور به دیالوگ می شود. یک موقعیت دراماتیک خلق می شود.
فکر می کنم یکی از تمهیدات خوبی که اتخاد شده گره خوردن سرنوشت دختر و عمه در فیلم است. بنابراین یک موقعیت موازی ایجاد می شود که ما می توانیم شخصیت پدر را راحت تر حلاجی کنیم. اما ای کاش در انتهای فیلم همه چیز به دیالوگ های پدر وابسته می شد.
یکی دیگر از وجوه مثبت فیلم، نماهای بصری خوب فیلم است که در جشنواره کم دیده ایم. ترکیب بندی های خوب تصویر که سبب می شود چیزی فراتر از شنیدن دیالوگ ها نصیب مخاطب شود.

/روایت مسعود فراستی بر فیلم دختر میرکریمی/

مسعود فراستی نیز درباره دختر گفت :«دختر» به مراتب از ۳-۴ فیلم قبلی میرکریمی بهتر است اما اصلا فیلم خوبی نیست. ۲۰ دقیقه فیلم است. این ۲۰ دقیقه را مدیون اصلانی و میرکریمی هستیم. اما این مدت برای یک فیلم صد و خورده ای کم است. به نظر من دوربین از کارگردانی عقب تر است. از اینکه دوربین رودست نیست آفرین دارد. به نظر می رسد میرکریمی بیخیال تکان های دوربین شده است. اما دوربین خنثی و حتی کمی عقیم شده است. هیچگاه یک دوربین قوی فعال که کارگردان با آن بازی می کند، نداریم. دوربین قبل و بعد از بحران یکدست عمل می کند. بازی ها و کارگردانی جلوتر از دوربین است. گاهی نماهای به شدت زیبا اما زیادی داریم. منطق و کارکرد ندارد. فیلم را اسکوپ گرفته است. اما برای چه؟‌ برای ۵ دقیقه ماشین سواری از اهواز به تهران که چشم انداز خاصی هم نداریم. چشم اندازی که با شخصیت ما کار کند!

/شوخی فراستی با میرکریمی/

فراستی درادامه گفت :من به نظرم مشکل فیلم در درنیامدن دختر است. بازی دختر ابتدا خوب است اما هرچه جلوتر می رویم جز مظلومیت و کمی بغض از او چیزی نمی ماند. رابطه او با عمه هم خیلی درنیامده است.فیلم اساسا فیلم «پدر» است. یک شوخی هم با میرکریمی کنیم که فیلم حتی می توانست فیلم «عمه» هم باشد اما فیلم «دختر» نیست.فیلم قصه ندارد. تنها ۲۰ دقیقه قصه دارد اما ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه قصه ندارد. اگر میرکریمی رو به قصه می آورد تاحدودی مشکلش حل می شد.
مهمتر از همه این بد است برای یک فیلمساز که ما را در حین فیلمش به یاد فیلم دیگری بیاندازد. پایان فیلم «دختر» ما را به یاد «جدایی نادر از سیمین» می اندازد که مشخص نمی کند که بالاخره بعد از این همه رفاقت با پدر، می رود یا می ماند و این فاجعه است.

/روایت طوسی از دختر/
جواد طوسی نیز گفت : فیلم آخر میرکریمی به خودش و دغدغه هایش متعهد است. اهمیتی که برای خانواده قائل است. با این تفاوت که به دغدغه های امروز نزدیک تر است. اما ایرادی که بر فیلم «یه حبه قند» وارد بود که بیشتر آئین های خانوادگی را می دیدیم و نمیتوانست به درام نزدیک شود اینجا توانسته تاحدودی به درام نزدیک شود و در کارنامه رضا میرکریمی نقطه قوتی شود.
نکته دیگر اینکه این شکاف نسلی را که می خواهد نشان دهد، اتفاق افتاده است و در عین حال پایه های اخلاقی و سنتی خانواده همچنان در فیلم جاری است. یعنی «دختر» بدون ادا و تفرعن از مناسبات جامعه ما دور نیست. تنهایی آدم ها را هم که نشانه های فیلم میرکریمی است در فیلم همچنان می بینیم.


iRev.ir-Line

بررسی آنام

title:"نقد فیلم "دختر" میرکریمی - http://anamnews.com/"alt:"نقد فیلم "دختر" میرکریمی - http://anamnews.com/"

وقتی رضا میرکریمی، فیلم‌ساز خوش‌اخلاق و حرفه‌ای سینمای ایران، با وجود توانایی در ساخت فیلم‌های پرشخصیت در لوکیشن‌های عظیم، تمایل به فیلم‌های ساده با ساختار تلویزیونی در حدواندازه‌ی امروزپیدا می‌کند، کار او شبیه به بازیکن دومتری بسکتبال است که به بازی پینگ‌پنگ روی آورده باشد. مهم مضمون فیلم نیست، بلکه ساختار و نوع نگاه فیلم اهمیت دارد. استفاده از فضاهای خارجی نظیر پالایشگاه و جاده، دیدن شخصیت‌ها و مکان‌ها در لانگ‌شات‌های متوالی و… به فیلم او هویتی متفاوت داده است. او با تسط بر تکنیک و نماهای عظیمش در فیلم کاری کرده که پل معلق اهواز بی‌شباهت به پل بروکلین در فیلم‌های سینمای آمریکا به نظر نرسد! نماهای طولانی و حرکت آرامش‌دهنده‌ی دوربین از بالا، چشم تماشاگر را نوازش می‌دهد. ضمن این‌که گاه مثل حرکات رقص ماشین‌ها در اتوبان با آهنک محسن یگانه، کارکردی استثنایی دارند. نمای هلی‌شات حرکت قطار از بالا و عبور از روی جاده برای قاب گرفتن خودروی پدر نیز بسیار چشم‌نواز است.
فیلم با همان فصل شروع جمع دخترانه در کافی‌شاپ، تماشاگر را وارد فضای خود می‌کند. دنیای فیلم، دنیای عاشقانه‌ی پدر و دختری است که ناگهان از هم جدا می‌افتند و پس از جدایی قرار است با عشق و علاقه و شناخت بیش‌تر در کنار هم قرار گیرند. در دنیایی که دختر و پسرها آزادی را طور دیگری تعریف می‌کنند، در دنیای پدر و دختر هنوز هر چیزی چارچوب دارد و با رعایت خانواده و اخلاق صورت می‌گیرد. برای همین است که آن‌ها بین افراد دوروبرشان تا این‌حد غریبه‌اند. فرهاد اصلانی پس از کوچه‌ی بی‌نام (هاتف علیمردانی) در فیلم دختر توانایی بازی حسی خود در ارائه‌ی نقش پدر را – با تضاد میان خشونت ظاهری و مهربانی درونی – به‌خوبی به نمایش درمی‌آورد. میرکریمی از جزئیات هم غافل نبوده است. شخصیت ستاره با صدای نازک و دارای بغضش، حرف‌ها با تماشاگر دارد. بیماری تنفسی او و استفاده از اسپری در نمایش هیجان و نگرانی‌هایش سهم خاصی دارد.
آبادان میرکریمی آبادان بچه‌های عینک ری‌بن و دم‌پایی ابری نیست. دنیای او با کار کردن در پالایشگاه در میان گردوغبار کشنده تعریف می‌شود. دختر از معدود فیلم‌های سینمای ایران است که بازیگرانش به‌درستی لهجه‌ی جنوبی را در آن صحبت می‌کنند و رنگی از ادا درآوردن و تمسخر در بیان‌شان نیست.

pic-46455-1454252903مسعود ثابتی

دختر در قیاس با یکی‌دو ساخته‌ی اخیر میرکریمی فیلم سرو‌شکل‌دارتری است و کارگردان سعی کرده بر خلاف ساخته‌های اخیرش فیلم را با یک خط داستانیِ هرچند کم‌رنگ، قصه‌محور پیش ببرد. هم‌چنان که به رغم گره‌افکنی‌ها و گره‌گشایی‌های قابل‌پیش‌بینی و پیش‌پا‌افتاده، فیلم شروع کم‌و‌بیش درگیرکننده‌ای دارد و از همان دقایق ابتدایی مخاطب را با خود همراه می‌کند. اما طولی نمی‌کشد که بخش قابل‌توجهی از انتظاراتی که فیلم با شیوه‌ی روایت و فرم و روند قصه‌گویی‌اش ایجاد کرده، بی‌پاسخ و بی‌ثمر رها می‌شود و داستان و شیوه‌ی روایت از جایی به بعد بدون توجیه مناسب و منطقی، مسیر خود را عوض کرده و در تغییر جهتی کم‌وبیش ناگهانی هرآن‌چه را که تا پیش از آن رشته بود پنبه می‌کند.
به این ترتیب فیلمی که اساس درام و روایت خود را بر رابطه‌ی بین یک پدر و دختر بنا نهاده، از جایی ادامه‌ی کار را بر پایه‌ی رابطه‌ی آن پدر با خواهرش بنا می‌نهد؛ و در ادامه همه‌ی تلاش‌های کارگردان در توجیه این دوپارگی و پیوند این دو خط داستانی بی‌ربط و غیرمنطقی به جایی نرسیده و در نهایت عقیم می‌ماند. میرکریمی هم‌چنان که در فیلم قبلی‌اش امروز، این‌جا هم سعی کرده بخش عمده‌ای از بار جذابیت و کشش داستان را بر ابهامی استوار کند که در نگاهی کلی، تحمیلی و زائد جلوه می‌کند و کارکرد مشخصی در روند روایت پیدا نمی‌کند. ارجاع مرتب و مکرر به پیشینه و گذشته‌ی شخصیت‌ها در قالب دیالوگ‌ها و درددل‌های مکرر، بی‌آن‌که مخاطب درک مشخص و واضحی از این پیشینه داشته باشد، به جای ایجاد جذابیت و کشش، نوعی سردرگمی و اغتشاش در روایت را باعث شده که حاصل آن کاستن از انگیزه‌های مخاطب برای پی‌گیری ماجرا و گسستن تدریجیِ ارتباط تماشاگر با فیلم است. این‌چنین است که در غیاب یک روند منسجم و منطقی، فیلم‌ساز از جایی به بعد این دیالوگ‌ها را بستری بر انبوهی از شعارها و اظهار نظرهای رو در باب مسئله‌ی خانواده و آزادی و مهاجرت و اختلاف نسل‌ها و… قرار می‌دهد و این روند تا جایی ادامه می‌یابد که با اوج‌گیری در انتها، هم‌چون تیر خلاصی پایان فیلم را تبدیل به نقطه‌ی ضعف فیلم می‌کند.
هرچه‌قدر استفاده‌ی میرکریمی از شیوه‌ی فیلم‌برداری اسکوپ و استفاده از لانگ‌شات­ در نمونه‌ای مثل خیلی دور خیلی نزدیک، منطقی و متناسب با فرم کلی و شیوه‌ی روایت اثر بود، در دختر تحمیلی و خارج از چارچوب کلی فیلم به نظر می‌رسد. مکث و درنگ بر لحظات طی مسیر شخصیت پدر با اتومبیل از آبادان به تهران بی‌آن‌که کارکردی در متن اثر داشته باشد، انگار فقط بهانه‌ای است برای تکرار آن لانگ‌شات‌ها و حرکت‌های دوربین که نه‌تنها نمی‌توان توجیهی برای‌شان پیدا کرد، که اصلاً کل این نزدیک به ده دقیقه ناهم‌خوان با شیوه‌ی روایت و کاملاً اضافی به نظر می‌رسد. طبیعی‌ست فیلمی که در بسیاری لحظات ناتوان از انتقال حس «سینما» به تماشاگر است و در قواره‌های یک اثر تلویزیونی پیش می‌رود، نتواند تنها در ده دقیقه‌ی­­ بی­کاربرد و منفک از بستر کلی فیلم، خود را به جای یک اثر سینمایی واقعی جا بزند.

title:"نقد فیلم "دختر" میرکریمی - http://anamnews.com/"alt:"نقد فیلم "دختر" میرکریمی - http://anamnews.com/"

****

گفت‌وگو با رضا میرکریمی کارگردان فیلم «دختر»

جامعه حوصله تنش ندارد

فرانک آرتا

رضا میرکریمی برخلاف دو فیلم قبلی‌اش، یه حبه قند و امروز، فیلمی پرلوکیشن ساخته که شرایط تولید آن با توجه به مشغله‌اش در خانه سینما، دشواری خاص خود را داشته است. «دختر»، آخرین ساخته این کارگردان که در بخش سودای سیمرغ جشنواره فجر حضور داشت مواجهه دو نسل را به تصویر می‌کشد.

 چرا فیلم «دختر» را از رقابت آرای مردمی بیرون کشیدید؟ آیا نگران انگ تبانی بودید؟
وظیفه من به‌عنوان مدیرعامل خانه سینما، نظارت بر صندوق جمع‌آوری آراست. به‌همین‌دلیل ترجیح دادم فیلمم در این رقابت‌ها نباشد. در دو سال گذشته با وجود تلاش خانه سینما برای اینکه جمع‌آوری آرا درست و حرفه‌ای انجام شود، حرف‌وحدیث‌های زیادی شنیده شد. امسال همه تلاش‌مان را کردیم تا آرای مردمی شفاف باشد و اولین رفتار که می‌توانست نشان‌دهنده تحقق چنین امری باشد، نبودن فیلم بنده در این بخش بود. البته می‌دانم این فیلم نسبت به سایر فیلم‌هایم بیشترین مخاطب مردمی خواهد داشت.
 در یک ماه گذشته هجمه‌های زیادی به شما شد. واکنش‌تان چیست؟
هر کاری کنید، دیگران حرف می‌زنند. من فقط سعی می‌کنم کارم را انجام دهم.
 جدا از نقاط ضعف و قوت «دختر»، یک حسن در فیلم شما وجود دارد. اینکه شما حرف‌های مهم جامعه کنونی را در فضای آرام بیان کردید. فضای فیلم متشنج نیست. درحالی‌که در بیشتر فیلم‌های این دوره جشنواره شاهد عصبیت هستیم. هرچند هر فیلمی بازتابی از جامعه خود است. این آرامش در فیلم شما از کجاست؟
(با خنده) شاید من در جامعه زندگی نمی‌کنم! شاید به این دلیل که فکر می‌کنم وقتی همه جیغ می‌زنند دیگر صداها شنیده نمی‌شود. جامعه ما دیگر حوصله تنش و حاشیه ندارد. مردم نیاز به آرامش دارند. حرف فیلم این است که حرف‌های همدیگر را بشنویم و چون تم چنین است، نمی‌توان برخلافش عمل کرد، یعنی ساختار روایی‌اش را طوری بنا کرد که آدم‌ها پرخاش کنند.
 فیلم «دختر» بیش از اینکه فیلم خانوادگی باشد، اجتماعی است. به جای اینکه دوربین روی دست خیابان‌های شهر را گز کنید و دختری بی‌خانواده را نشان دهید، در جست‌وجوی خانواده‌ای ملموس رفتید و هشدار دادید قدر آن را بدانید که البته در کاراکترها می‌بینیم. این نوع فیلم‌سازی در سینما خیلی سخت است. چطور به اینجا رسیدید؟
همین‌طور است که می‌گویید. معمولا آدم به خوشبینی و ساده‌لوحی متهم می‌شود. اما اگر گوشت بدهکار نباشد و کار خودت را کنی، یعنی به این فکر کنی چه چیزی به بهبود وضع امروز ما کمک می‌کند، آن وقت می‌توانی با آرامش فکر و طیب خاطر آنچه قلبت می‌گوید را انجام دهی. این هم شامل محتوای حرفت و هم فرمش می‌شود. بعضی وقت‌ها به من خرده می‌گیرند چرا این‌قدر فرم عوض می‌کنی. من هم پاسخ می‌دهم صبر می‌کنم تا ببینم قصه‌ای که به دستم می‌رسد یا در ذهنم شکل می‌‌‌گیرد، چه چیزی را می‌طلبد. من امروز دوست داشتم این‌طور کار کنم و نمی‌خواستم دوربین روی دست را تکرار کنم. چیزی که به تب عمومی تبدیل شده و اغلب فکر می‌کنند تا این کار را نکنند فیلم‌هایشان واقعی نیست. یا دوست داشتم موسیقی را از فیلمم حذف نکنم و به‌عنوان یک عامل زیبایی‌دهنده به فیلم از آن استفاده کردم. تأکیداتی که روی موسیقی یا دوربین روی سه‌پایه می‌کنم، منجر به این می‌شود که فیلمم متهم می‌شود به اینکه مدرن نیست و البته پیه آن را به تنم مالیده‌ام! اتفاقا دوست داشتم بگویم امروز متأسفانه فیلم‌هایمان به لوکیشن‌های کوچک و افراد کم و فرم‌های تکرارشونده و کاملا گرته‌برداری‌شده محدود شده! دوست داشتم مدل جدیدی را تجربه کنیم. مثلا در جاده و شهرستان لانگ‌شات ببینیم. نظاره‌گر شخصیت‌های بیشتری شویم. رنگ‌های مختلف چشم‌نواز چشم‌هایمان شود. موسیقی بشنویم و اصلا برایم مهم نیست این کار مد روز هست یا نه.
البته شکل آرمانی‌اش این است که خود فیلم‌ساز بتواند با فیلمش مد روز را به وجود بیاورد. جالب این است در فیلم، نگاه از بالا به پایین ندارید و کل ایران را تهران ندیدید. دوربین‌تان را به مهم‌ترین شهر ایران یعنی آبادان بردید که پالایشگاهش هزینه کل یک کشور را تأمین می‌کند. هر چند خود شهر نفت‌خیز نیست. اما نقش مهمی در اقتصاد ایران دارد. آن وقت این پرسش به وجود می‌آید مگر می‌شود ساکنان شهری به این مهمی که بار یک مملکت را به دوش می‌کشند، با معضل ریزگردها در معرض خطر قرار گیرند؟ در این فیلم می‌بینیم مشکلات در هر شهر و روستایی، روزی تبعاتش گریبان‌گیر تهران می‌شود. درواقع سفر پدر از آبادان به تهران، سراریزشدن مشکلات به پایتخت است.
واقعا ممنونم که این‌گونه دقیق به فیلم نگاه کردید.
 یکی از نکات درخشان فیلم، بازی‌هاست؛ به‌ویژه بازی آقای فرهاد اصلانی و خانم مریلا زارعی. در بازی‌گرفتن چطور عمل می‌کنید؟ آیا از آن دسته فیلم‌سازان هستید که انتخاب یک بازیگر را نیمی از بازی‌گرفتن می‌دانید؟
پاسخ‌دادن به اینکه چطور بازی می‌گیرم، دشوار است. چون به خیلی چیزها بستگی دارد. شما باید تجربه و مهارت کارکردن با شخصیت‌های مختلف و موقعیت‌های گوناگون را داشته باشید. خوشبختانه من با بازیگران حرفه‌ای و غیربازیگر کار کردم که به من کمک می‌کند بتوانم در موقعیت‌های مختلف از متد مختلفی استفاده کنم. اما دو عامل بسیار مهم وجود دارد که شما را سر صحنه از سردرگمی در هدایت بازیگر نجات می‌دهد؛ اول شناخت درست از شخصیتی که قرار است خلق شود، به این معنا که آن‌قدر از آن شخصیت اطلاعات داشته باشید که بخش اندکی از آن در فیلم‌نامه آمده باشد، یعنی بخش‌هایی که در فیلم هم نمی‌بینیم را بتوانید ترسیم کنید. وقتی این‌قدر شناخت داشته باشید، دومین مسئله انتخاب درست است. وقتی کاراکتر مناسبی را درست انتخاب کنید ٨٠ درصد راه را رفته‌اید و سر صحنه کار سختی ندارید. چون جواب سؤال‌ها را می‌دانید و انتخابی که کرده‌اید آن‌قدر مناسب است که خیلی زود قلابش به نقش‌ گیر می‌کند و جلو می‌رود. طبیعی است اگر به همه اینها استعداد خوب بازیگری اضافه شود، فوق‌العاده است. یعنی اگر پدیده‌ای مثل فرهاد اصلانی که به نظرم فوق‌العاده است و هوشمندی زیادی دارد همراهت باشد، برده‌ا‌ی. بازیگری را به اندازه ایشان ندیده‌ام که با خودش ایده بیاورد. ایشان وقتی آفیشش تمام می‌شود فردا صبح که می‌آید، مشخص است که مدام به نقش فکر کرده. اینکه یک نفر بر شاخ‌وبرگ پیداکردن شخصیتی که خلق می‌کند تسلط داشته باشد امتیاز است که در تولید فیلم مشارکت کند. درباره مریلا زارعی چیز زیادی به او اضافه نکردم. چون درکل بازیگر فوق‌العاده‌ای است. حتی یکی از نگرانی‌هایم در انتخاب ایشان که به خودشان هم گفتم این بود که نمی‌دانم چه چیزی به تو اضافه کنم. چون تو بهترین بازی‌هایت را انجام داده‌ای، فقط تلاش می‌کنم در نقشی که قرار است اجرا کنی، یکدست بازی کنی و در اینکه تو بازیگر توانایی هستی شکی نیست. به‌نظرم کارش را هم درست انجام داده.
 خانم ماهور الوند، فرزند سیروس الوند، را چگونه برای نقش ستاره انتخاب کردید؟
خانم ماهور الوند، دختر آقای سیروس الوند، اصلا به‌واسطه نسبت فامیلی‌اش انتخاب نشد، بلکه تست داد و از بین صدها دختر انتخاب شد. او خیلی باهوش بود.
 این فیلم را به سفارش جایی ساختید؟
خیر. فیلم‌نامه‌ای داشتم و به جاهای مختلف مراجعه کردم تا منابع مالی‌اش را تأمین کنم. یک بانک چند ماه وقتم را گرفت و متأسفانه بدعهدی کرد. بعد قرار بود بنیاد سینمایی فارابی کمک کند که مشکل مالی داشت. درنهایت خوشبختانه با مشارکت خودم که کمک فارابی هم همراهم بود و سهم زیادی که منطقه آزاد اروند متقبل شد، این فیلم ساخته شد و سفارش و دخالتی در روند کار نبود، چون اساسا فیلم‌نامه قبلا نوشته شده بود.

Aboutadmin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *