ایستاده در غبار – Standing in the Mist

7.5

ایستاده در غبار – Standing in the Mist در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

سردار بی‌نشان

فیلم ایستاده در غبار برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم سی و چهارمین چشنواره فیلم فجر به تهیه کنندگی حبیب والی‌نژاد، فیلمی ستودنی و خوب از روایتی ملموس و واقعی در راستای شناخت هر چه بیشتر جنگ تحمیلی و شخصیت احمد متوسلیان. این فیلم نشان داد همیشه در برهه های مختلف اشخاصی در دل مردم و جامعه با حس مسئولیت‌پذیری فوق‌العاده ببالا وجود دارند که با تمام وجود و از خودگذشتگی در راستای به تحقق رساندن اهداف و وظایفشان از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نمی‌کنند. فیلم به نحوی شخصیت و صحنه سازی می‌کند که بیننده را محو طبیعی جلوه دادن صحنه ها و داستان ها می‌کند.

ایستاده در غبار
ایستاده در غبار
نقد و بررسی فیلم ایستاده در غبار - Standing in the Mist
نقد و بررسی فیلم ایستاده در غبار – Standing in the Mist

سکانسهایی از فیلم دیدنی و تاثیرگذار ایستاده در غبار


irev.ir

بررسی مووی مگ

210429753636

خلاصه داستان:

این فیلم داستان زندگی سردار حاج احمد متوسلیان را در مقاطع مختلف زندگی اش روایت می کند.

کارگردان :                                                                                                                          

محمدحسین مهدویان : مستند ساز جوان ایرانی که در سال 1391 با ساخت فیلمی نیمه مستند به نام « آخرین روزهای زمستان » درباره زندگی شهید باقری توانست توجهات زیادی را به خود جلب نماید و سپس در سال 1394 با بکارگیری همان فرمول فیلمسازی، « ایستاده در غبار » را روانه سینماها کرد که موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم فجر شد.

21042955644

درباره فیلم « ایستاده در غبار » :

اولین موضوع مهم در مورد « ایستاده در غبار » نحوه روایت داستان می باشد که روایتی نیمه مستند دارد و اغلب کلماتی که در فیلم شنیده می شود برگرفته از مستنداتی است که صدای واقعی متوسلیان بر روی آن قرار دارد؛ این سبک از فیلمسازی را اصطلاحاً « داکیودرام » می نامند. مهدویان پیش از این فیلم، این سبک و سیاق از روایت را در اثری مستند به نام « روزهای آخر زمستان » که درباره زندگی شهید باقری بود بکار گرفته بود و حالا در اولین تجربه سینمایی اش بار دیگر از این فرمول استفاده کرده است. شیوه متفاوت روایت داستان این سردار پر افتخار باعث می شود تا مخاطب اثر به دو دسته مخالف و موافق تقسیم شوند که در مورد لذت تماشای فیلم نظرات متفاوتی خواهند داشت.

اما فارغ از تجربه گرایی کارگردان در سبک فیلمسازی نامتعارفش، باید به تصویر ارزشمندی که مهدویان از حاج احمد متوسلیان ترسیم کرده اشاره کرد که در میان آثار مرتبط با دفاع مقدس، تصویری به مراتب واقعی تر و ملموس تر می باشد. در « ایستاده در غبار » ، مهدویان، حاج احمد متوسلیان را فردی زمینی معرفی می نماید که خصوصیات اخلاقی خود را دارد و گهگاهی به تندخویی و بداخلاقی شهره بوده. این ویژگی ارزشمند باعث شده تا « ایستاده در غبار » از حیث نزدیک شدن به قهرمان داستان، از دیگر آثار سینمای جنگ ایران پیشی بگیرد.

فیلم همچنین در بخش طراحی صحنه و لباس و همچنین قاب بندی تصاویر، یکی از بهترین آثار سالهای گذشته سینمای ایران محسوب می شود. طراحی صحنه و لباس در « ایستاده در غبار » با دقت و وسواس زیادی انجام شده تا محیط جنگ و سالهای دهه ی 60 را تداعی کند و در انجام این کار نیز موفق بوده است. تصویربرداری فیلم نیز که به تبعیت از آثار مستند اغلب با حرکات متناوب دوربین همراه بوده، کمک شایانی کرده تا مخاطب به فضای داستان نزدیک شود.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9017/istadeh_dar_ghobar/thumbs/phoca_thumb_l_3.jpg

اما عمده ایرادی که می توان به این روایت مستند وار از زندگی متوسلیان وارد دانست، عدم گسترش شخصیت احمد متوسلیان می باشد که باعث شده وجه درام داستان دچار مشکل شود. این موضوع که مهدویان، متوسلیان را به خوبی شناخته و به تماشاگر معرفی می کند یک ویژگی مثبت است، اما اینکه مخاطب بتواند درباره بخش های مختلف زندگی این سردار به خوبی اطلاعات بدست آورد و بر داشته هایش افزوده شود، بخشی است که فیلم از ارائه صحیح آن بازمانده و به همین جهت بسیاری از اتفاقات بی آنکه مقدمه ای برای آن شکل بگیرد به وقوع می پیوندد.

زندگی متوسلیان در این فیلم با استفاده از تصاویر ساخته شده در سبک مستند روایت می شود اما با علم به اینکه این اثر مستند نیست، می شد بخش هایی را هم با توجه به حضور بازیگران،به فیلم اضافه نمود که به شناخت عمیق تری از آنچه که بر این سردار گذشته منجر شود.

فیلم همچنین در دو مقطع از روایت داستان زندگی سردار به مشکل بر می خورد. نخست زمانی است که متوسلیان در بیمارستان بستری می شود و سپس انقلابی می شود. در این برهه متوسلیان به جای استراحت ترجیح می دهد به مطالعه کتاب اقدام نماید که در نهایت تفکر وی را تغییر داده و روحیات او را دگرگون می کند. اما فیلمساز به سرعت از کنار این اتفاق عبور می کند و هرگز اشاره ای نمی کند که تحول حاج احمد متوسلیان به واسطه چه کتابی یا چه اتفاقی اینچنین شگرف شکل گرفت. فصل پایانی فیلم هم که قطعاً سوال برانگیزترین مقطع زندگی متوسلیان به شمار می رود، بدون پاسخ مشخصی به حال خود رها می شود که این موضوع یک ضعف قابل توجه برای اثر محسوب می شود.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9017/istadeh_dar_ghobar/thumbs/phoca_thumb_l_7.jpg

با اینحال، « ایستاده در غبار » اثر ارزشمندی در حوزه دفاع مقدس می باشد که قادر است دیدگاه سنتی مخاطب درباره قهرمانان جنگ را تغییر دهد. مهدویان به خوبی توانسته حاج احمد متوسلیان را با تمام اخلاق های خوب و بد در فیلم به نمایش درآورد و از قدیس نمودن او پرهیز نموده است. این تصمیم قاطعانه باعث شده تا مخاطب احساس لذت بیشتری از ملاقات قهرمان داستانش بر پرده سینماها داشته باشد.

قهرمانی که از جنس خود اوست و جدا از مردم متصور نمی شود. شاید سبک و سیاق مستند وار « ایستاده در غبار » نتواند سیل عظیم تماشگران را به سینماها بکشاند اما قطعا مهدویان توانسته در اولین تجربه سینمایی خود سربلند باشد. « ایستاده د غبار » در بخش طراحی صحنه و لباس و چهره و همچنین فیلمبرداری و بازی بازیگران فیلم، یکی از بهترین های چند سال اخیر سینمای ایران است و چنانچه بتوانید از ایرادات گاها آزار دهنده فیلمنامه و همچنین زمان طولانی فیلم چشم پوشی نمائید، می توانید از فیلم لذت ببرید.1453190 73344

نام فیلم : ایستاده در غبار

کارگردان : محمدحسین مهدویان

فیلمنامه : محمدحسین مهدویان

تهیه کننده : حبیب الله والی نژاد

مدیر فیلمبرداری: هادی بهروز

بازیگران :

هادی حجازی فر

امیرحسین هاشمی

ابراهیم امینی

عماد محمدی


 irev.ir

بررسی Filmovies

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان : محمدحسین مهدویان

بازیگران : هادی حجازی‎فر ، امیرحسین هاشمی ، ابراهیم امینی

11خلاصه فیلم

احمد که عصیان نوجوانی‎اش را در سکوت گذرانده، فرمانده لشگری می‎شود که باید در دروازه‎های خرمشهر با دشمن بجنگند اما سرنوشت او فرسنگ‎ها دور از مرز ایران رقم می‎خورد.

نقد فیلم

” … احمد اگر رفت خدای احمد هست… “

برخلاف تمام اصول نقد نویسی ، در این نقد و تحلیل ، قصد دارم حرف آخر را اول بزنم و بیان بدارم که ایستاده در غبار هنر به نمایش گذاشتن زندگی واقعی یک قهرمان واقعی است . قهرمانی که بدون طول تفصیل میتوان او را یک قهرمان واقعی مسلمان دانست .

سخن گفتن پیرامون اثری که یک قهرمان جنگ و البته دفاع ( نه همچون ابرقهرمان های ماکروفری و یک شبه اسطوره شده هالیوودی و نه همچون قهرمان ابر فرشته های فیلم های کلیشه ای ایرانی ) را به دور از تکلف های سینمای جنگی و صرفا شخصیت محور آن هم با تکیه بر واقعیت محض تا جاییکه تنها از صداهای واقعی باقیمانده از احمد متوسلیان استفاده شده در سینمای ایران موجب امتنان و بسی شادمانی است .

فیلم بر پایه شخصیت احمد متوسلیان از کودکی تا زمان ناپدید شدن او ( به زعم فیلم ) با روایات مستند افراد (از جمله خانواده ، دوستان و همرزمان وی) است که به شکل نریشن روی تصاویر داستانی بازسازی شده با صدای واقعی افراد قرار داده شده . بنابراین استفاده از واژه مستند داستانی برای این اثر قطعا اشتباه است بلکه ما با یک فیلم ملودرام جنگی بیوگرافیک متفاوت در فرم و یک تجربه ی دیداری جدید در سینمای ایران هستیم . فیلمی که با در اختیار داشتن صدای واقعی سوژه و قهرمانش ، خود را موظف به حفظ این امانت کرده و هرچند این مقدار کم صدا موجب روایت مستند گونه تری نسبت به “آخرین روزهای زمستان” اثر قبلی کارگردان شده اما شاید این محدودیت موجب ایجاد لحظات تصویری قویتر شده است که در اوج آن سکانس اصلی فیلم را که احمد متوسلیان در غبار ایستاده را شاهد هستیم .

بدون شک این فیلم روایت و درک نویسنده و کارگردان از احمد متوسلیان است و دلیل اثبات این مدعا انتخاب داستان ها و شاید بهتر بگویم خرده داستان های پیرامون شخصیت حاج احمد است ، خرده داستان هایی که ما را به کاراکتر اصلی فیلم نزدیک میکند و شخصیت پردازی یک انسان درون گرا را برای ما به خوبی باز مینماید و ذره ذره او را از یک اسم آشنا و یا حتی از یک شخصیت قبلا شناخته شده برای ما به یک قهرمان دوست داشتنی ، عاقل ، مهربان و مهمتر از همه به انسانی مسلمان تبدیل میکند تا جایی که وقتی فقط در یک پلان خنده او را ، آن هم زیر زیرکی میبینیم چنان مشتاقانه لذت میبریم که گویی درون بیمارستان هستیم و تمام جذابیت خنده یک فرمانده ی کم خنده را با تمام وجود حس میکنیم .

اجازه بدهید از کارگردانی به سرعت عبور نکنیم . هنر کارگردان جوان اما مولف اینروزهای کشور در این ژانر ( اگر دفاع مقدس را یک ژانر بدانیم ) در ساخته و پرداخته کردن بستری مناسب در فیلمنامه برای نشان دادن وجوه شخصیتی قهرمان فیلمش تحسین برانگیز و مثال زدنی است . مهدویان تعلیق اثر خود را بر پایه تقدس زدایی از کاراکتر مقدس فیلم خود بنیان مینهد و در هر خرده داستان نکته ای به این منظور قرار میدهد اما در پایان هر کدام بعضا از همین خاکستری کردن برای نشان دادن زلال بودن قهرمان خود بهره میبرد و ملودرامی کاملا باور پذیر بر اساس تغییر درونی متوسلیان در هر خرده داستان روایت میکند .

احمد متوسلیان قیافه چپی به خود میگیرد ، سبیل میگذارد و در ساواک اعتراف میکند که اشتباه کرده که اعلامیه انقلابی چاپ و تکثیر کرده اما در پایان این خرده داستان در زندان با یکی از بزرگان طرفداران چپ بحث ایدئولوژیک میکند و هم بندی او میگوید که فهمیدیم او خیلی مسلمان و انقلابی تر از هر کسی است .

احمد متوسلیان پاسدار می شود به فرماندهی سپاه پاوه میرود اما آنجا به اختلاف با شورای سپاه دامن میزند و آن را در نماز جمعه مطرح میکند اما در پایان حق با اوست و اوست که در مقابل سوء استفاده های مالی از بودجه سپاه در ذهن مخاطب دست برتری را دارد . حالا دیگر حاج احمد به مریوان میرود و ظرف مدت کوتاه وارد شهر میشود و شایعه های سر بریدن که علیه شان پیچیده را با اطعام مردم و صحنه های احساسی زیبا پاسخ میدهد سپس قصد ورود به دزلی میکند ، جایی که کوموله آنجا را به پایگاه دائمی و دژ غیر قابل نفوذ خود تبدیل کرده و حاج احمد شش ماه برای رفتن به دزلی معطل میکند .

از زبان همرزمانش میشنویم که به فرماندهی او شک کردیم اما در پایان قهرمان فاتح دزلی با یک تاکتیک منحصر به فرد جنگی حاج احمد است . داستان بیمارستان و خشم او ، داستان محسن وزوایی و این جمله که حاج امد متاسفانه این من میگم من میگم رو داشت و صحنه های مختلف ، نشانه گذاری صحیح کارگردان برای این تقدس زدایی واقع گرایانه و نیز استفاده مثبت از برای معرفی بیشتر قهرمان خود از نکات منحصر به فرد در مختصات یک فیلم با دیدگاه دینی است .

در فیلمی با این دیدگاه عذرخواهی و به دست و پا افتادن یک رزمنده در مقابل همسرش ، قهرمان را به والاترین مقام انسانی میبرد . عذرخواهی از نیروی تحت امر خود در مقابل همه او را فرسنگ ها به تعالی انسانی نزدیک میکند . برای ساخت یک فیلم با نگاهی دینی لازم نیست نماز و دعا نشان داد بلکه میتوان قهرمان را با سینه خیز رفتن خود دوشادوش سربازانش بالا برد . به جرئت میتوان گفت اثر مهدویان یک سهمی خوش فرم در مختصات دینی است و رسیدن به نقطه ای چنان عمیق ، نشان از عمق شناخت و هنر کارگردان دارد .

از دیگر نقاط قوت فیلم که بیش و کم با آن در اثر قبلی کارگردان آشنا شده بودیم ، مدل فیلم برداری و دکوپاژ بسیار پخته ی مستند گونه آن از پشت در و دیوار و لانگ شات های قاب در قاب و نویز و سیاه سفید بودن و تمام ویژگی های بصری اینگونه در مواجهه با ساخت یک اثر با ساختار تازه نکته بدیعی است .

در طول فیلم به یک سکانس شب با یک تصویر بسیار نویزیک و زرد و تکان های زیاد دوربین که رسیدیم با اینکه کپشن ابتدای فیلم مبنی براینکه تمام تصاویر غیرواقعی است را در ذهن داشتم ، شک کردم که نکند این سکانس واقعی بوده و سپس به این اندیشیدم که اگر کسی یک دقیقه اول فیلم را از دست داده بود و کپشن را نمیدید چگونه قرار بود متوجه شود که این صحنه ها بازسازس شده ؟! و این برای یک فیلم میتواند مهمترین امتیاز باشد و کارگردان و فیلم بردار این فیلم با درگیر کردن خود در استفاده از نگاتیو و دوربین ۱۸ میلیمتری حتی و دشواری هایش این امتیاز را برای فیلم خود خریده اند .

کارگردان به طرز عجیبی عوامل فیلم خود را محدود کرده و دست آنها را بسته تا به یک ساختار نو در روایتگری خود برسد و همین محدودیت ها موجب خلق فرمی مثال زدنی شده چه در فیلم برداری و چه در بازی بازیگران . از هر جهت که به بازی حجازی فر و تعاملش با دوربینی که نهایتا فقط تا مدیوم شات به او نزدیک شود و او قرار است تمام احساسات کاراکتر را در این قاب ها منتقل کند ، نگاه میکنم راهی جز تحسین پیش روی خود نمیبینم . بازیگری که بدون دیالوگ در میزانسن های سینمایی بازی ای تئاتری از خود به نمایش بگذارد کاری ارزشمند انجام داده است . بازی بازیگران دیگر نیز در کانتکست خاص فیلم زیبا و باورپذیر است مخصوصا شخصیت همراه حاج احمد و یا بازیگز نقش محسن وزوایی به خوبی از پس نقش خود برآمده اند .

اما نقطه ضعف فیلم بدون شک روایت دوران کودکی و نوجوانی احمد متوسلیان است که بسیار نچسب و خام و به نظر سطحی است . دوران کودکی او یک ناهمانگی خاصی با شخصیت ترسیم شده او در دوران بزرگسالی دارد و با جملات نه چندان زیبا و اصطلاحا بزن دررویی درصدد عبور از آن است . شخصیت ترسیم شده از پدر متوسلیان یک شخصیت کاریکاتوری و در تناقض با روایت کودکی اوست . در جایی گفته میشود بعد از مدرسه به سرعت به کمک پدر میرفت و به همین منظور یعنی کمک به پدر درسش را شبانه ادامه داد و از طرفی گفته میشود رابطه اش با پدر مثل دیگران نبود و خیلی سرد بود ، درحالیکه اساسا شخصیت کودکی او یک شخصیت درونگرا ، ساکت و گوشه گیر ترسیم شده .

شخصیت کودکی و نوجوانی خود احمد هم کاریکاتوریست او یک بچه ساکت و عصبانی است که هیچ علاقه ای جز شمشیربازی با چوب و دعوا ندارد و تا طرف را نکشد دست بردار نیست اما کلا با کسی هم کاری ندارد و ساکت است و از این دست تناقضات کارکاتوری و نیز تاکید بیش از اندازه کارگردان نیز برای به کارگیری کلمه قدرت و قدرتمند شدن در دوره نوجوانی با گذر سریع از این دوران با یک جمله که از آن به بعد او گوشه گیرتر شد و گذشت چندین سال به یکباره و پس از آن پاسدار شدن ایشان نشانه های متناقضی با شخصیت او در ادامه فیلم دارد و نیز این قسمت از فیلم هیچ کارکرد خاص دیگری در ادامه فیلم به ما نمیدهد و به نظر غیر ضروری میرسد اما اگر علاقه به روایت دوران کودکی نیز وجود داشت به نظر میرسید امکان یک روایت خاص جدای از ساختار اصلی فیلم نیز پاسخگوی این نیاز میتوانست باشد .

نقطه ضعف دیگر فیلم روایت های مستند گاه و بیگاه غیر متناسب با فضای فیلم است که به جای درگیر کردن بیشتر مخاطب به فضای فیلم او را پس میزند . نمونه های اندک اما موجود این روایات لطمه به روند تصویری فیلم نیز وارد میکند و گاهی در ریتم فیلم نیز اخلال ایجاد میکند .

اما ریتم فیلم جدای از این اشتباهات اندک بیش و کم خود را از ابتدا تا پایان حفظ کرده و لوپ روایی آن روی سکانسی که احمد متوسلیان در میانه ی میدان نبرد عملیات الی بیت المقدس ایستاده در غبار است نیز به جذابیت آن افزوده است .

ایستاده در غبار روی هم رفته اثر بسیار زیبا با روایتی نو و تجربه ای جذاب در بستر یک اتفاق بسیار دراماتیک یعنی جنگ عراق و ایران بر پایه شخصیت یکی از قهرمانان کشور است و در بین آثاری که روایات غیر واقعی یا تصنعی از این اتفاق مهم در کشور ترسیم میکنند غنیمتی قابل اتکا محسوب میشود و ادامه این روند از سوی کارگردان در مورد فرماندهان دیگر جنگ نیز میتواند یک گنجینه ارزشمند از تاریخ دفاع کشور به جای بگذارد و نیز ابتکارات و نوآوری های ارزنده فیلم میتواند راهی برای تولید آثار سینمای داستانی با استفاده از این نوآوری ها باز کند .

باشد که تولید آثار قهرمان محور در کشوری که قهرمانان آن در سراسر تاریخ میدرخشند یک ارزش شود و بساط روشنفکر نمایی و سطحی نگری که سایه ی عظیمی بر سینمای کشور گسترده و حتی پا در عرصه ی دفاع راستین مردم در مقابل متجاوز نیز نهاده و دست به ساخت آثار ضد جنگ روشنفکر نمایانه دراز کرده ، برچیده شود و نگاه صحیح و مطابق با واقعیت جای آن را بگیرد .


irev.ir

بررسی هنرلند

نقد فیلم های سی وچهارمین جشنواره فیلم فجر:«ایستاده در غبار»

ایستاده در غبار-فتحی سینمائی درژانر دفاع مقدس

خلاصه فیلم

این فیلم زندگی احمد متوسلیان یکی از شخصیتهای اثر بخش در هشت سال دفاع مقدس را بیان می کند.از زمان کودکی تا زمان گم شدن در غبار.غباری مبهم در سال ۶۱٫او پس از اعزام به لبنان دیگر به وطن بازنگشت و بی گمان به شهادت رسیده است.در انتهای فیلم مادرش مانند تمام مادرانی که فرزندشان از جنگ باز نگشته هنوز چشم انتظار است!

شناسنامه فیلم:

نویسنده و کارگردان:محمد حسین مهدویان

بازیگران:هادی حجازی فر،امیر حسین هاشمی،ابراهیم امینی،فرهاد فداکار،عماد محمدی

سایر عوامل:

مدیر فیلمبرداری:هادی بهروز،تدوین:سجاد پهلوان زاده،طراح صحنه و لباس:محمد رضا شجاعی،طراح چهره پردازی:شهرام خلج،موسیقی:حبیب خزایی فر،طراحی،صدا گذاری و ترکیب صدا:مهرشاد ملکوتی،عکاس:سحاب زریباف،انتخاب بازیگران:ابراهیم امینی،مهدی زمین پرواز،طراح تیتراژ:حسین جمشیدی گوهری،جلوه های ویژه میدانی:ایمان کریمیان،مجری طرح:موسسه فردایی دیگر،جانشین تهیه کننده:امیر بنان،تهیه کننده:حبیب والی نژاد

محصول :سازمان هنری و رسانه ای اوج

images

نقد فیلم

هشت سال جنگ را تجربه کرده ایم و بارها و بارها در این مورد فیلم ساخنه شده است و ما دیده ایم و با آنها گریسته ایم و گاه خندیده ایم و گاه به افتخارش دست زده ایم.

اما فیلم ایستاده در غبار چیز دیگری است! اینکه یک فیلمساز فیلم اولی که اصلا دوران جنگ را تجربه نکرده،بیاید و فیلمی در مورد جنگ بسازد آن هم به این زیبایی و عظمت کار مهمی است.

محمد حسین مهدویان از نسل کارگردانان جوانی است که راهش را پیدا کرده و بر اساس…خود راه بگویدت که چون باید رفت….فیلمش از بخش نگاه نو به بخش سودای سیمرغ ،رفته است.فیلم او یک فیلم معمولی نبود فیلمی سخت و نفس گیر بود برای ساختن!

فیلمساز سخت ترین راه را برای فیلمسازی انتخاب کرده و بسیار هم در این راه موفق بود.اینکه توانسته بر اساس مستندات و تاریخ جنگ فیلمی بسازد که از اول تا آخرش حتی یک لحظه مستند نداشته باشد،این یعنی شاهکار! تمام صحنه های این فیلم بازسازی شده بود،آن هم با صداهای واقعی شخصیت اول داستان یعنی شهید احمد متوسلیان.

همانطور که در تیتراژ صدای سخنرانی هایی را از کاست می شنیدی و دستگاه ضبط و پخش کاست را می دیدی ،فیلمساز تمامی سخنرانی ها و صداهای مستند شخصیت اصلی فیلم را مرور و بررسی کرده و ذره ذره آن را بر روی فیلمش درست مثل یک تابلوی نقاشی رسم کرده بود.تحقیق وپژوهشی که بیش از دو سال به طول انجامید.(به گفته خودش).

کارگردان با استفاده از نگاتیو ۱۶ میلیمتری در روزگاری که همه چیز دیجیتالی شده است کارش را باور پذیر کرده بود با تمام سختی های این شیوه فیلمبرداری.

نقطه قوت فیلم،انتخاب بازیگرانی بسیار مشابه شخصیتهای واقعی بود که البته هر کدام در نقش خویش درخشیدند حتی اگر حضوری کوتاه و گذرا داشتند.اما بازی هادی حجازی فر در نقش شهید احمد متوسلیان بسیار ارزنده و قابل تامل بود،او توانست با تمرین و ممارست و بهره گیری از هدایت کارگردانی کار بلد،نقشش را به خوبی از آب در آورد.

صحنه سخنرانی در مسجد و گفتگو با همرزمانش در مورد آزادی خرمشهر،که از صدای اصلی شهید استفاده شده بود واقعا از صحنه های به یاد ماندنی این فیلم است.

بیننده حتی یک لحظه هم نمی توانست تصور کند که این صدا،صدای سالهای جنگ است و این تصاویر ،مربوط به امروز!

طراحی صحنه و لباس ،یکی از خاص ترین و ویژه ترین طراحیهای جشنواره امسال بود.محمد رضا شجاعی به درستی و دقت تمام ،کاری را انجام داده بود که بدون شک یکی از اولین کاندیداهای دریافت سیمرغ بلورین در این رشته خواهد بود.صدا گذاری و ترکیب صدا،جلوه های ویژه،انتخاب بازیگران و فیلمبرداری این فیلم بسیار شایان توجه بود.

image_13940726486_image_13940726945_321210_895

اما آنچه بیش از همه در ذهنها باقی خواهد ماند تسلط فیلمساز بر ابزار سینما و استفاده از تمامی تکنیکهای سینمایی در لحظه لحظه فیلمش بود. او در طول فیلم از نریشن استفاده کرده بود ولی از ابتدا تا انتهای فیلم ،نریشن گویی،بیننده را خسته نمی کردو حوصله را سر نمیبرد.

با توجه به اینکه من متعلق به نسلی هستم که جنگ را -آن هم در یک  شهر جنگ زده مثل (کرمانشاه)- تجربه کرده ام  ،اگر با دیدن این فیلم ذوق زده شوم خیلی عجیب نیست! و اینکه این ذوق زدگی در نوشته من هم نفوذ کند باز هم عجیب نیست، ولی برای من این عجیب بودکه نسل جدید و معاصری که در سنین جوانی بودند و در سالن سینما حضور داشتند ،پس از پایان فیلم ایستادند و به احترام فیلم ،قریب به پنج دقیقه دست زدند!!!

(ایستاده در غبار)توانست پیام هشت سال دفاع مقدس و جنگ تحمیلی را با زبانی تازه و شیوه ای نو به نسل امروز برساند و آنان را به واقعیتهای موجود در آن سالها پیوند بزندو این شیوه را به نام فیلمسازش، در تاریخ سینمای ایران ثبت کند!

به نظر من در یک کلام محمد حسین مهدویان در یک حرکت جانانه توانست تمامی سینماگران جنگ را دور بزند !!!

او از میدان مین های خنثی نشده (کهنه گرایی) عبور کرد و حرفی تازه را به روشی تازه تر بیان کرد.

حرفی تازه برای دیده شدن در جهان و جهانی شدن در سینمای جنگ!

کوتاه سخن اینکه همراه با تمام تحسین کنندگان این فیلم من هم در مقابل ایستاده در غبار می ایستم و کف می زنم.

سیمرغهایتان پیشاپیش مبارک.


irev.ir

بررسی شبکه خبری زمان

روزنامه شهروند:  پیش از دیدن فیلم «ایستاده در غبار» شنیده بودم، سفارشی است. ضمن این‌که این ذهنیت را هم داشتم که قرار است راجع به جنگ هشت‌ساله فیلمی ببینم. این دو پیش‌فرض سبب شده بود احتمال بدهم فیلمی شعارزده با کیفیت پایین سینمایی تماشا‌کنم.
 با این حال نشستم و تا پایان فیلمی ستایش‌برانگیز و ستودنی دیدم که به جرأت یکی از بهترین‌های فیلم‌های جشنواره امسال است. «ایستاده در غبار» زندگی احمد متوسلیان، یکی از فرماندهان سپاه تا ربوده‌شدنش در لبنان را روایت‌می‌کند اما بازسازی صحنه‌ها چنان استادانه است که هر تماشاگری را به حیرت و تحسین می‌خواند.
در یکی از صحنه‌ها، کارگردان جوان، محمدحسین مهدویان، تصویری از جنگ را نمایش می‌دهد در آشوب و گرد و خاک برخاسته و خون و آتش. متوسلیان که از نرسیدن نیروی کمکی به تنگ آمده، گوشی بی‌سیم را رو به آسمان می‌گیرد و شروع می‌کند به راه رفتن بین آتش توپخانه و رگبار مسلسل و تیر. این تصویری از کارگردانی است که حتی جنگ را ندیده اما بازنمایی این صحنه را ماهرانه و با صلابت به تصویر می‌کشد. در ادامه گفت‌وگوی کوتاه ما با این سینماگر جوان را بخوانید.
فیلم شما ازجمله آثاری بود که اکثر منتقدان و اهالی سینما آن را پسندیدند و ستایش کردند. «ایستاده در غبار» وجوه زیادی دارد و می‌توان درباره ابعاد مختلف آن صحبت کرد اما یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این اثر پرداختن به مردی است به نام «احمد متوسلیان»، از فرماندهان سپاه. شما قرار بوده زندگی یک قهرمان را روایت کنید ولی برخلاف خیلی از فیلمسازهای دفاع مقدس، وجوه انسانی این آدم را هم دیدید و مقدس‌نمایی را کنار گذاشتید. همین هم باعث شد هم منتقدان، فیلم شما را بپسندند و هم مردم. عموما برای ساختن یک اسطوره آن را از ابعاد انسانی تهی‌می‌کردند و نتیجه آدمی می‌شد که گویی از جای دیگر آمده و اصلا انسان نیست. اما شما با شجاعت انسانی ساختید که در وهله نخست انسان است و بعد رزمنده و فرمانده و قهرمان.
ما در قبال ضعفی که گفتید دو رویکرد می‌توانیم داشته باشیم؛ نخست این‌که انفعالی عمل کنیم و کاری به کار این وضع نداشته باشیم.
در این صورت عرصه دست کسانی می‌افتد که نه سینما را می‌شناسند، نه تاریخ را و فقط آمده‌اند کیسه‌ای بدوزند و فیلم‌هایی بسازند که نه هویتی برای آنها متصور است، نه ریشه‌ای و هیچ نسبتی هم با سینمای جنگ ما ندارند.
 رویکرد دوم هم این است که وارد بشویم و کار کنیم. اما درباره موضوعی که اشاره کردید به نظرم اسطوره‌سازی اصولا محصول تفکر ایدئولوژیک است. درحالی‌که در تفکر دینی ما هم این درست نیست و حتی ممکن است به شرک بینجامد. اما من و گروهم خالصانه و مخلصانه آمده بودیم فیلمی در این عرصه بسازیم و خودمان را به مردم متعهد می‌دانستیم.
برای همین با قوت قلب آمدیم و بنامان هم بر این بود اگر مانعی در کار پیش بیاید، پا پس نکشیم. خدا را شکر می‌کنم که مشکلات پشت هم حل شد و ما توانستیم به کاری که می‌خواستیم برسیم. روزهای اول در سینما کوروش شاید حدود هفتاد، هشتاد نفر بیشتر برای تماشای فیلم ما نیامده بودند اما هر چقدر از روزهای جشنواره گذشت، در اکران‌های بعدی دیدیم که خیلی‌ها سر پا ایستادند یا روی پله‌ها نشستند تا این فیلم را تا پایان ببینند.
 مقصودم این است که استقبال خوبی از فیلم شد؛ آن هم فیلمی که اصلا امیدی به آن نبود که بخواهد برای مخاطب جذاب باشد، چون نه بازیگر مشهوری داشتیم، نه شیوه‌های معمول داستان‌گویی را به کار گرفته بودیم و نه با توجه به سابقه بعضی از فیلم‌های جنگ در ذهن مخاطبان، موضوع مردم‌پسندی داشتیم.
به‌هرحال اینها واقعیت است. به محض این‌که تماشاچی بشنود فیلم درباره دفاع مقدس است فورا این به ذهنش می‌آید که یک کار سفارشی بی‌کیفیت لابد قرار است ببیند. اما شما نگاه کنید که با تمام این حرف‌ها، این فیلم در کل جشنواره جزو فیلم‌های پرمخاطب بود و در آرای مردمی هم جایگاه بالایی از رضایتمندی را به خود اختصاص داده بود.
هدف ما این بود که هر حرفی اگر بخواهیم بزنیم به زبان سینما بزنیم، حرفی را نخواهیم به مخاطب حقنه کنیم، پیام عجیب‌و‌غریبی عرضه نکنیم. خواستیم یک زندگی را نشان بدهیم؛ ماجرای تبدیل‌شدن یک کودک گوشه‌گیر تنها به یک فرمانده بزرگ.
موارد قابل تقدیر این فیلم زیاد است اما باز اگر بخواهم یک نمونه دیگر بگویم، کار دشوار شما در بازسازی مقاطعی از دهه ٥٠ و ٦٠ است. طراحی لباس، صحنه و فضا با دقت و مهارت انجام شده و این درحالی است که در برخی پروژه‌های تلویزیونی با بودجه‌های فراوان هم نتوانسته‌اند از پس آن بربیایند.
ما می‌خواستیم تماشاگرمان را به یک باور درباره دنیای فیلم برسانیم تا لحظه‌ای درباره بازنمایی این اتفاقات تردید کنند. در هر حال کار سینما همین است؛ باید تلاش کنی فضا و کانتکست و آدم‌ها را واقعی جلوه بدهی. برای همین هم به سمت فیلمبرداری ١٦ میلی‌متری رفتیم. همه می‌دانند که در این اوضاع کار کردن با دوربین‌های ١٦ میلی‌متری چقدر پردردسر است. اما برای رسیدن به فضا، تصویر و اتمسفر رنگی و بافت و تصویر دهه ٦٠، تمام این مشکلات را به جان و دل خریدیم فقط و فقط به این امید که وقتی مردم دیدند، در نظرشان مقبول بیفتد، رضایت‌شان را به دست بیاورد و بپسندد.
ضمن این‌که شما حتی جنگ را ندیده‌اید اما توانسته‌اید تصاویر درخشانی از آن ارایه کنید.
به هر حال این اهمیت مطالعه و تحقیق را نشان می‌دهد. هر فیلمسازی طبیعتا تجربیات زیسته محدودی دارد؛ من نه‌تنها جنگ را ندیده‌ام، بلکه خیلی تجربیات دیگر را هم در زندگی‌ام نداشته‌ام ولی قرار نیست فقط به تجربیات محدود خودمان بسنده‌کنیم چون وقتی وارد فیلمسازی می‌شویم، موظف به مطالعه و تحقیق و پژوهش هستیم. اگر این کار را نکنیم، در کار خودمان به‌عنوان یک فیلمساز کم‌فروشی کرده‌ایم.

اولین کسی باشید که یک دیدگاه ارسال میکند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *