آنرول – Unravel

7.5

 آنرول – Unravel  در مجله تخصصی نقد و بررسی iRev.ir

Unravel از جمله بازیهاییست که من مشتاق به بررسی و تجربه ی آن ها هستم. پیش از بررسی بازی باید به این نکته اشاره کرد که پیام شخصی تیم توسعه بازی ( Coldwood Interactive ) در رابطه با تلاشی که برای تهیه این بازی پر احساس کرده اند نیاز به تبریک و تشویق دارد.

در حین برخورد اولیه با شخصیت کاموایی بازی، تصویری از Sackboy بازی LittleBigPlanet پیش چشم شما می آید. Unravel و شخصیت دوست داشتنیش Yarny با استفاده ی بالقوه از اکثر المان های سبک پلتفرمر، جلوه ی تازه ای به سبک پلتفرمر بخشیده اند. در نگاه اول جای تعجب دارد که بازی توسط شرکت بزرگ EA منتشر شده است؛ شرکتی که در اغلب موارد به عرضه ی بازیهای ورزشی و اکشن تمایل دارد. این به خودیِ خود نوآوری جالبی محسوب می شود.

تا به امروز شخصیت‌های عجیب و غریب زیادی را در بازی‌های مختلف دیدیم. اما یارنی (Yarni) تفاوت‌های زیادی به شخصیت‌های دیگر دارد. شخصیتی که از چند متر کاموای پشمی قرمز رنگ تشکیل شده است. شاید یاد سک‌بوی‌های Little Big Planet بیوفتید، اما یارنی ظاهر بسیار ساده‌تری دارد. در عین سادگی، ما احساسات را در چهره‌ی او می‌بینیم که با توجه به داشتن تنها دو چشم، بسیار جالب و خوب کار شده است.

با قدم برداشتن در محیط بازی، نخی که به دور یارنی پیچیده شده باز می‌شود و او لاغرتر می‌شود. اگر در مسیر اشتباهی قدم بردارید، مقدار زیادی از نخ به دور آبجکت‌های مختلف پیچیده می‌شود و هدر می‌رود. حتی ممکن است یک گره اشتباه نیز باعث هدر رفتن نخ شود. در چنین مواقعی یارنی از حرکت ایستاده و مجبور به عقب رفتن و اصلاح اشتباه‌های خود خواهید بود. ذکر این نکته‌ها کافی بود تا متوجه شویم که همه چیز به نخ پیچیده شده‌ی دور یارنی بستگی دارد.

اما قبل از پرداختن به جزییات مربوط به مراحل و گیم‌پلی بازی، بهتر است کمی در مورد موضوع و داستان بازی صحبت کنیم. یارنی بدون هیچ توضیحی، از کلاف یکی از کامواهای پشمی به وجود می‌آید. کلافی که از سبد یک پیرزن روی زمین می‌افتد و ماجرای یارنی آغاز می‌شود

. در اولین قدم با یک آلبوم عکس مواجه می‌شوید که تمام تصاویر آن محو شده و دیده نمی‌شود . گویی تمام خاطرات پیرزن قصه محو شده‌اند و حالا یارنی سعی در مرور خاطرات گذشته و بازگرداندن آن‌ها دارد. یارنی در هر مرحله قدم در مکان‌هایی می‌گذارد که قبلا تصاویر این آلبوم در آن به ثبت رسیده‌اند. با قدم زدن و جلو رفتن در مراحل، تمام خاطرات زنده می‌شوند و در پایان هر مرحله یک نشان کوچک پیدا می‌کنید.

نشان‌هایی که یارنی روی آلبوم عکس می‌چسباند و از این طریق، تمام تصاویر دوباره زنده می‌شوند و می‌توانید به تماشای آن‌ها بپردازید. در بازی حتی کلمه‌ای دیالوگ نمی‌شنوید و داستان به جز مرور خاطرات هدف خاصی را دنبال نمی‌کند. خاطراتی که در بازی مرور می‌شوند، درواقع خاطرات شخصی صاحبانشان نیست. شاید تمام این خاطرات، به نوعی خاطرات مشترک بسیاری از ما باشند.

گشت و گذار در طبیعت می‌تواند مثالی بر این ادعا باشد. نکته‌ی دیگری که سازندگان توجه ویژه‌ای به آن داشتند، به تصویر کشیدن زیبایی‌های دنیاست. در کنار این موضوع شاهد اتفاقات تلخ و شیرین بسیاری در مراحل بازی بودیم. آسیب رساندن انسان به محیط زیست نیز یکی از نکات مهمی است که در بازی به آن پرداخته شده بود.

از نگاه هنرمندانه‌ی طراح مراحل بازی نباید غافل شد که در مراحل ابتدایی بازی به زیباترین شکل طبیعت را به تصویر می‌کشاند و سپس به سراغ مراحل تاریک و تلخ بازی می‌رود. این موضوع باعث می‌شود تا اعتراض سازنده به بی‌توجهی انسان به محیط زیست، بیشتر به چشم آید و مخاطب تحت تاثیر قرار گیرد. از طرفی بازی پایان تلخ و تاریکی ندارد و با ورود به مراحل مربوط به زمستان، دوباره تحت تاثیر زیبایی طبیعت قرار خواهید گرفت.

در گیم‌پلی بازی مهم‌ترین عاملی که سبب چالش شما خواهد شد مدیریت تارهای کاموای‌تان است. یارنی کاموایی ما، با حرکت در مسیر مجبور است از رشته کامواهایش استفاده کند. در نتیجه باید متوجه باشید که خیلی خودتان را به گوشه و کنار گره نزنید و بالا و پایین نروید! زیرا ممکن است در چند قدمی به اتمام رساندن مرحله و یا حل پازل مقابل‌تان، کاموای‌تان کم بیاید و در راه بمانید و ملزم به بازگشت و اصلاح مسیر طی شده‌ باشید.

معماهای بازی را می‌شود قابل قبول و مناسب خواند. زیرا نه آن‌قدر چالش بر انگیز هستند که مانند بازی لیمبو شما را مجذوب خود کنند و در عین حال برای حل کردنشان نیازمند صرف زمان زیادی باشید و نه آن‌قدر آسان هستند که همهء آنها در کسری از دقیقه حل شوند. بلکه تیم سازنده توانسته در بخش «سختی و ظرافت» مراحل اعتدال را رعایت کند و خوب باشد. اما متاسفانه بازی در تنوع مراحل چنین نیست! شاید طی یک ساعت ابتدایی بازی نظر شما به معماها و موارد سرگرم کنندهء بسیاری جلب شود اما پس از گذشت چند ساعت از گیم‌پلی Unravel متوجه خواهید شد، تیمی از Electronic Arts که پروژه ساخت بازی را رهبری می‌کردند آن‌طور که باید و شاید در متنوع کردن مراحل دقت به خرج نداده‌اند و سبب پدید آمدن یکی از نقاط ضعف بازی شده‌است.

موضوع دیگری که در گیم‌پلی بازی به‌چشم می‌خورد دشمنان نه‌چندان چالش برانگیز شما هستند! این دشمنان عموما شامل خرچنگ و کلاغ می‌شوند که شاید در ابتدای بازی کمی گذر از آنها دشوار به‌نظر برسد اما با اندکی پیشروی در خواهید یافت فریب دادن این موجودات خیلی هم سخت نیست! زیرا برخلاف تصور ابتدایی شما با وجود بهبود توانمندی بازیباز در حل کردن پازل‌های بازی، چالش‌های مختص به خرچنگ‌ها خیلی سخت‌تر نمی‌شوند در همان حس و حال بتدایی بازی باقی می‌مانند!

تنوع در مراحل بازی به بهترین شکل ممکن رعایت شده است. بازی از حیاط و باغچه‌ی خانه‌ی همان پیرزن آغاز می‌شود. در ادامه جنگل، ساحل دریا، مزرعه، محیط یخ زده، جنگل برفی و … را ملاقات خواهید کرد. در نگاه اول مراحل کمی طولانی به نظر می‌رسند، چرا که چالش‌های بازی در ابتدا نیاز به فکر دارند. اما اگر برای بار دوم مشغول انجام بازی شوید، بازی در کمتر از سه ساعت به پایان خواهد رسید!

در واقع چیزی که باعث می‌شود کمی بازی طولانی شود، پازل‌های درگیر کننده‌ی ابتدای بازی هستند. همان‌طور که اشاره شد پازل‌های بازی وابسته به نخ پشمی هستند. یارنی با همین نخ از جاهای مختلف آویزان می‌شود و پیش می‌رود. از طرفی توانایی گره زدن آن‌ها را نیز دارید. گره زدن گاهی به درد درست کردن یک سکوی پرتاب می‌خورد و گاهی می‌توانید یک پل درست کنید.

 در تمام مراحل مناظر دور دست در پس‌زمینه‌ی تصویر دیده می‌شوند و حتی تماشای آن‌ها نیز لذت بخش است. در مرحله‌ی کنار ساحل، موج دریا را خواهید دید که جلو و عقب می‌رود و جریان آب بسیار واقعی به نظر می‌رسد. از مراحل شلوغ و رنگارنگ که بگذریم، به مراحل سفید و برفی می‌رسیم. به جرات می‌توان گفت که برفی که در Unravel وجود دارد طبیعی‌ترین برفی است که در یک بازی دیده‌ام!

با قدم زدن در برف، بدن کوچک یارنی که تا نیمه در برف فرو رفته، برف‌ها را کنار می‌زند. دانه‌های برف در آفتاب برق می‌زنند و در زمان بارش برف، آن‌قدر همه چیز طبیعی است که سردتان خواهد شد! همه‌ی این فضاسازی زیبا و فوق‌العاده را با نورپردازی خوب بازی ترکیب کنید تا نتیجه‌ی بی‌نظیری به دست آید. استودیوی سازنده واقعا در زمینه‌ی بصری سنگ‌ تمام گذاشته است.

در تمام لحظات بازی موسیقی آرام و گوش‌نوازی نیز شنیده می‌شود. موسیقی بازی واقعا آرامش‌بخش است و ارزش هنری بازی را بسیار بالا برده است. در مراحل شاد با یک نوع و در مراحل تاریک با نوعی دیگر از موسیقی طرف هستیم که حس تنهایی و ترس را در مخاطب تقویت می‌کند.


نقات قوت

  • – یک تابلوی نقاشی شگفت‌انگیز و رنگارنگ
  • – طراحی پازل‌ها به کمک عناصر فیزیکی
  • – تصویری احساسی از خاطرات
  • – موسیقی آرام و شنیدنی

نقات ضعف

  • – پازل‌های آسان در مراحل پایانی
  • – پلتفرمر متوسط

ویدیو هایی از Unravel


iRev.ir-Line1

بررسی گیمفا :  نقد و بررسی Unravel | کاموای قهرمان

بررسی زومجی :  بررسی بازی Unravel

بررسی بازی مگ : نقد و بررسی Unravel

اولین کسی باشید که یک دیدگاه ارسال میکند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *